تبلیغات
نیروی هوایی ایران (iranianairforce) - مطالب مطالبی در باره موشکها و بمبها

http://www.30cd.biz/upload_pic/1319300980.gif

Microsoft Flight Simulator

بازی فوق العاده شبیه ساز پرواز

این بازی فقط برای کودکان نیست شما یا هر سنی می توانید

 لذت خلبانی را در محیط مجازی بچشید

اگر تا به حال پرواز برایتان یک رویا بوده است با وجود این نرم افزار

 دیگر این یک رویا نیست نرم افزار شبیه ساز پرواز در محیطی

 کاملا شبیه سازی شده و واقعی

پرواز واقعی و هیجان را تجربه کنید

http://www.30cd.biz/upload_pic/1319295885.jpg


قیمت:8000 تومان            تعداد:2 دی وی دی اورجینال

     


موشکهای کروز (۲)

سه شنبه 18 اردیبهشت 1386  06:05 ق.ظ

نوع مطلب :مطالبی در باره موشکها و بمبها ،

بازدید ::


چندی پیش نخست وزیر رژیم صهیونیستی، ایهود اولمرت مدعی شده بود که برای آسیب جدی رساندن به تأسیسات هسته‌ای ایران باید طی ده روز 1000 موشک کروز تاماهاوک به سوی تأسیسات آن پرتاب کرد.

این اظهارات اگرچه بلافاصله تکذیب شد ولی تکرار آن از سوی این رژیم به نوعی مبین تهدید غیر رسمی ایران به استفاده از این نوع موشک ها است.

اسرائیل چند سال پیشتر از این در سال 2000 نیز هنگامی که مذاکرات صلح با سوریه در جریان بود، از واشنگتن خواست موشک‌های کروز از نوع توماهاوک را به تل آویو بفروشد که این درخواست در آن مقطع زمانی پذیرفته نشد. تحلیلگران این درخواست رژیم صهیونیستی را استفاده از ابزار تهدید برای پیشبرد مقاصد خود در مذاکرات ارزیابی کردند.

البته کارشناسان دفاعی معتقدند که آمریکا نمی‌خواهد با این اقدام خاورمیانه را بیش از این دچار بی ثباتی نماید. "رابرت هوسون" تحلیلگر جینز می گوید: «آمریکا نمی‌خواهد در چنین زمان حساسی این فناوری را به اسرائیل بفروشد.»

این موشک‌ها قادر به حمل کلاهک هسته‌ای نیز هستند.

از آن سو حتی برخی از تحلیلگران موشکی اسرائیل در مورد کارایی توما‌هاوک در مورد تاسیسات اتمی ایران مردد هستند.  برخی نیز اعتقاد دارند امریکا هیچگاه امکان استفاده از این تکنولوژی را در اختیار اسرائیل قرار نخواهد داد.  "آلون بن دیوید" تحلیلگر دفاعی اسرائیل معتقد است آمریکا ممکن است بمنظور متوقف ساختن برنامه موشکی رقبای اسرائیل از فروش این موشک به اسرائیل خودداری کند.

وی افزود: «اگر آمریکایی‌ها متوجه شوند که اسرائیل به توان موشکی کروز نزدیک شده است، بلافاصله جلوی آن را خواهند گرفت.»

درکنار مطرح بودن بحث موشک های کروز به عنوان یک تهدید علیه ایران، همواره این نگرانی نیز از سوی مقامات و تحلیلگران غربی عنوان شده که ایران دارای انواعی از موشک کروز (حتی با کلاهک هسته ای!) است  (ماجرای موشک های اوکراینی) و خود نیز در تلاش برای دستیابی به این تکنولوژی است.

نکات فوق نشان می دهد که موشک های کروز اهمیت استراتژیکی در هرگونه درگیری احتمالی در منطقه خواهند داشت و صد البته نباید از نقش این موشک ها در موفقیت نبردهای مختلف  علیه عراق چشم پوشید. 

   به همین جهت «آویا» بنا  دارد تا در سلسله مقالاتی به تبیین جایگاه این موشک ها و تکنولوژی به کار رفته در آنها بپردازد.

در عنوان اول از این سلسله مقالات به معرفی، تاریخچه و انواع موشک های کروز پرداخته شده است. 

مقدمه

هم اكنون موشكهای كروز  پس از نیم قرن توسعه، جایگاه خاصی به عنوان یك سلاح موثر و تعیین كننده در برنامه‌های دفاعی كشورها پیدا كرده‌اند. بویژه، به كارگیری این موشك ها در جنگ خلیج فارس و همچنین تجربه موفق استفاده از آنها علیه یوگسلاوی موحب گردید تا توجه كشورهای متعددی  به استفاده و حتی توسعه این موشكها جلب گردد.

تعریف موشك كروز‌

موشك های كروز مانند هر سلاح دیگری، محصول تكنولوژی زمان خود می باشند كه در طول زمان تغییر و توسعه بسیاری یافته اند. از همین رو آنچه كه 50 سال بیش به عنوان موشك كروز خوانده می شد با آنچه كه امروز به عنوان موشك كروز شناخته می شود،‌ به لحاظ عملكردی تفاوت های بسیاری دارد. به همین جهت ارائه یك تعریف جامع و مانع از این وسیله،‌به سادگی امكان‌پذیر نبوده و تعاریفی هم كه در مراجع مختلف ارائه شده، یكسان نیستند. با این وجود بر اساس گره‌های تكنولوژیكی و نیز ماموریت و انتظاری كه از چنین وسیله ای می رود، اجمالا یك موشك كروز را می توان بصورت زیر تعریف نمود:

«وسیله پرنده ای بدون سرنشین كه از یك یاچند پیشران هوازیاستفاده كرده، با بهره گیری از نیروهای آیرودینامیكی و غلبه بر جاذبه زمین، بیشتر مسیر پروازی خود را به صورت كروز طی می نماید. این وسیله كه در تمام طول مسیر هدایت می شود، ماموریت دارد تا محموله ای را به نقطه ای از پیش تعیین شده برساند. با این توصیف، موشك های معروفی نظیر Exocet فرانسوی و نیز HY-2 Silkworm چینی كه از موتور راكت به عنوان پیشران استفاده می كنند در دسته بندی موشك های كروز نمی‌گنجند.

برد موشك های كروز، ‌محدوده وسیعی را پوشش می دهد، به طوری كه برد برخی از موشكهای  كروز كمتر از 50 كیلومتر و برد انواعی از آن به پیش از چندین هزاركیلومتر می رسد.

انواع موشك های كروز

موشك های كروز را می توان به دو دسته تقسیم بندی نمود:

1 – موشك های كروز ضد اهداف زمینی Land Attack Cruise Missile (LACM)  

2 – موشك های كروز ضد كشتی Anti- ship Cruise Missile (ASCM)  

جایگاه موشك های LACM از لحاظ تكنولوژی به كار گرفته شده در آنها بالاتر از موشك های ASCM است به طوری كه این موضوع باعث شده تا كشورهای تولید كننده موشك های LACM محدود به ایالات متحده، روسیه و فرانسه باشند. حال آنكه كشورهای صاحب تكنولوژی موشك های ASCM محدوده وسیع تری را شامل می شوند (حدود 12 كشور) .

البته دسته بندی های دیگری نیز می توان از این موشك ها ارائه داد كه عبارتند از:‌

الف) از لحاظ محموله

سرجنگی هسته ای

سرجنگی شیمیایی یا بیولوژیكی

سرجنگی معمولی

سیستم های فریب راداری

رادارها و سیستم های مراقبت و شناسایی

ب) از لحاظ اهمیت و میزان تعیین كنندگی درجنگ

- انواع دور برد استراتژیك كه غالبا علیه اهداف ثابت زمینی مثل سیلوهای پرتاب موشك های بالستیك بین قاره ای، ‌تاسیسات زیر بنایی، تاسیسات كنترل و فرماندهی و مانند آن به كارگرفته می شوند.

- انواع تاكتیكی با برد كمتركه عموما دارای سرجنگی معمولی بوده و علیه اهداف متحرك روی خشكی و دریا هم استفاده می شوند.

ج) از لحاظ برد(طبقه بندی امریكایی )

- short Range

Medium Range

Intermediate Range

Long Range

تاریخچه موشك های كروز

موشك كروز با تعریف امروزی اولین بار توسط آلمان ها درجنگ جهانی دوم علیه مناطقی در جنوب شرقی انگلیس به كارگرفته شد كه از سایتهای واقع درفرانسه به سمت هدف پرتاب می‌شد. این موشك با عنوان (V-1) در مدت زمان بسیار كوتاهی در حین جنگ دوم جهانی توسعه یافته و به تولید انبوه رسید. آلمان ها در طی چند ماه با بیش از 5000 فروند ازاین موشك ها لندن را مورد هدف قرار دادند. این موشك در آن زمان ازیك موتور پالس جت برای پیشرانش بهره می گرفت و سیستم هدایت و ناوبری ضعیفی داشت كه دلیل اصلی در پایین آمدن احتمال برخود این موشك با هدف بود، به طوری كه طبق برخی گزارش ها تنها حدود سی درصد از این موشك ها در محدوده هدف فرود می آمدند.



missle1
missle2


 

 از زمان پرتاب این موشك ها توسط آلمان‌ها، آمریكایی‌ها تحقیقاتی را برای شناسایی این سیستم تسلیحاتی آغاز نمودند تا اینكه دراواسط سال 1944، ‌نیروی هوایی موفق به دستیابی به بقایای یكی از این موشك ها شد كه ظاهرا سقوط كرده و عمل نكرده بود. طی مدت بسیار كوتاهی (17روز) با استفاده از مهندسی معكوس، نمونه ای از این موشك در امریكا ساخته شد و پس از تست‌های اولیه بواسطه شرایط جنگی آن زمان، ‌برای تولید انبوه این وسیله پرنده به تعداد 75000  فروند برنامه ریزی هایی صورت گرفت. بانرخ تولید روزانه چند صد فروند سرانجام سفارش تولید 12000 فروند صادر شد كه به پایان یافتن جنگ پس از تولید هزار و چهارصدمین فروند، روند تولید این موشك متوقف گردید.

 هدایت به كار گرفته شده درV-1 بسیار ساده بود. در V-1 موتور موشك پس از یك زمان از پیش تنظیم شده خاموش می‌شد و با خاموش شدن موتور، موشك وارد دایو شده و بدین ترتیب به هدف برخورد می نمود. این سیستم دقت بسیار كمی را برای موشك به همراه داشت. از اینرو امریكایی‌ها درصدد اصلاح و تغییر آن برآمدند و برای این منظور دراوایل سال 1945 آزمایش این موشك را با یك سیستم هدایت از طریق فرمان رادیویی آغاز نمودند. اگر چه با این سیستم دقت این موشك ها به میزان قابل توجهی افزایش یافت ولی همچنان خطای موجود زیاد و در بهترین شرایط درحدود 400 متر به ازای 160 كیلومتر برد موشك بود. این موشك ها خیلی زود از خدمت خارجی گردید و انگیزه و مبنای توسعه موشك های كروز درآینده شد. به عنوان مثال از نتایج حاصل از تست های این موشك مستقیما در توسعه موشك های كروز بعدی امریكایی یعنی RGM-6 Regulus  بهره گرفته شد. در اواخردهه 40 ونیز دهه 50 برنامه موشك های كروز به عنوان یك سلاح تاكتیكی در ایالات متحده دنبال می‌شد. در این دوره با توسعه موشك هایی نظیر Regulus ,Matador ,Mace ,Snark، موشك‌های كروز به خصوص در زمینه هدایت و ‌پرتاب به تدریج توسعه یافتند. ولی همچنان علی رغم پیشرفت های صورت گرفته، مساله هدایت به عنوان یك عامل محدود كننده در این موشك ها مطرح بود. در دهه 60تمركز بر روی موشك های بالستیك، موشك های كروز را به حاشیه برد و این موضوع به طور مضاعف توسعه موشك های كروز را تحت الشعاع قرار داد. البته باید توجه داشت كه آنچه در موشكهای كروز اولیه مطرح بود، ساخت یك هواپیمای بدون سرنشین بود كه بتواند صرفا یك سرجنگی (غالباَ یك كلاهك هسته ای) را تا نقطه هدف حمل نماید و قابلیت هایی كه امروزه از یك موشك كروز انتظار می‌رود در این دوره زمانی مطرح نبود.

موشك های كروز توسعه یافته تا پیش از دهه 50 میلادی، عمدتا شباهت زیادی به هواپیماهای هم دوره خود داشته و دارای ابعاد بزرگی بودند و همانگونه كه پیش‌تر نیز گفته شد در زمینه هدایت با مشكلات اساسی مواجه بودند. این مشكلات در كنار سایر موانع تكنولوژیك در راه توسعه این نوع موشك‌ها منجر به وقفه‌ای حدودا ده ساله درتوسعه آنها گردید. این امر كه به ویژه در تاریخچه رشد و توسعه موشك های كروز در ایالات متحده به خوبی نمایان است، مقارن با دهه‌ شصت و اوایل دهه هفتاد میلادی بود. در این دوره زمانی سرمایه گذاری سیستم‌های تسلیحاتی بر روی موشك‌های بالستیك قاره پیما متمركز گردید.



 در جنگ ویتنام، پدافند هوایی و موشك های سطح به هوایی كه نسبتا موفق هم عمل می كردند، باعث شدند تا نیروهای امریكایی به تدریج به نوعی پرنده بدون سرنشین كه قابلیت انجام عملیات شناسایی، فریب راداری و مانند آن را داشته باشد احساس نیاز كنند. به همین دلیل برنامه طراحی و ساخت یك RPV كه هدف آن عمدتاَ فریب رادارهای دشمن به منظور تسهیل در پرواز بمب افكن های خودی بر فراز مناطق هدف و بمباران این مناطق بود، ‌آغاز شد. كمی بعد امریكایی‌ها دریافتند كه از چنین وسیله ای كارهای دیگری نیز ساخته است، بطوری‌كه از آن می توان به عنوان یك سلاح موثر نیز استفاده نمود. وسیله ای كه بتواند در ارتفاع كم و درنزدیكی سطح زمین پرواز كرده و RCS كمی هم داشته باشد به سختی توسط رادارهای زمینی و هوایی دشمن شناسایی شده و احتمال رهگیری آن  توسط موشكهای پدافند هوایی دشمن بسیار كم می شود، بدین جهت قادر خواهد بود تا اعماق خاك دشمن نفوذ كرده تاسیسات ارزشمند دفاعی و پا زیر بنایی دشمن را هدف قرار دهد. امریكایی ها توجه خود را معطوف به این نكته كرده واین بار با نگاهی تازه به این سیستم تسلیحاتی، برنامه های جدیدی را برای توسعه موشك های كروز با چنین قابلیت هایی آغاز نمودند. این امرمقارن با اوایل دهه 70 میلادی بود. در این زمان بسترهای تكنولوژیكی لازم برای توسعه چنین سلاح هایی هم فراهم شده بود و تكنولوژی های در دسترس و تازه توسعه یافته، اجازه طراحی و ساخت چنین موشك هایی را به برنامه ریزان وزارت دفاع امریكا می دادند. بدین ترتیب موشك های كروز به عنوان سلاح های استراتژیك مورد توجه قرار گرفتند. جالب توجه است كه در هر دوره زمانی، تكنولوژی های موجود در دسترس و بالانس این تكنولوژیها، صاحب تكنولوژی را به سمت نوع خاصی از سلاح سوق می دهد و به طور كلی یكی از عوامل تغییر سلاح های استراتژیك و تعیین كننده، تكنولوژی و توانمندی های فنی و برتریهای تكنولوژیك است. در محدوده زمانی مورد بحث ما نیز توسعه موتورهای توربینی كم حجم با قابلیت اعتماد بالا،  نسبت تراست به وزن بالا، مصرف سوخت كم، دمای پایین گازهای خروجی و نیز روش‌ها و سیستم‌های پردازش و ذخیره اطلاعات، در كنار روش های نوین هدایت و نیز كوچك شدن تجهیزات الكترونیكی و اویونیكی لازم در ایالات متحده از یك سو و از سوی دیگر پیشرفت پدافندهای هوایی شوروی (سابق) و توان بازدارندگی آنها علیه بمب افكن استراتژیك ایالات متحده یعنی B-52 و رشد سیستم های راداری این كشور باعث شد تا این موشك ها به عنوان سلاح هایی استراتژیك مورد توجه قرار گیرند.

موشكهای Matador و Mace به دلایل سیاسی و استراتژیك خیلی زود بازنشسته شدند

در این مقطع زمانی (اوایل دهه هفتاد)، مزایای موشك های كروز نظیر پنهانكاری و قابلیت نفوذ تا عمق خاك دشمن، در كنار هزینه های نسبتا كم تحقیقات و توسعه و پایین بودن قیمت نهایی هر فروند (در مقایسه با سیستم های تسلیحاتی جایگزین) و... آنچنان مورد توجه قرار گرفت كه باعث شد در آن مقطع پروژه‌هایی نظیر بمب افكن دور برد و پنهانكار 1- B به نفع پروژه موشك های كروز كنار گذاشته شوند. در این دوره، پروژه های نظیر ALCM كه یك موشك LACM است و نیز Harpoon كه یك موشك ASCM است درایالات متحده آغاز شدند وكمی بعد موشك Tomahawk نیز به آنها اضافه شد.

توسعه این موشك‌ها در دهه 80 نیز ادامه یافت، اما ابتدای دهه 90 نقطه عطفی در تاریخ موشك های كروز به شمار می رود. استفاده از این موشك هادر چندین عملیات نظامی كه علیه عراق صورت گرفت، باعث شد تا این موشك ها از طرف سایر كشورها به شدت مورد توجه قرار گیرند. و شاید همین موضوع یكی از علل كشیده شدن كشورهایی نظیر چین، آلمان، سوئد، ایتالیا، اسرائیل، آفریقای جنوبی و انگلستان به سمت توسعه چنین سیستم های آفندی بوده باشد.

به طور كلی موفقیت موشك های كروزی نظیر Tomahawk در سلسله جنگ هایی كه در دهه 90 و دو، سه سال پس از آن رخ داد، ‌علاقه كشورهای مختلف را به دستیابی به موشك های كروزی از این دست تحریك كرده است، به طوریكه بازار این موشك ها در سال 2015 (كه توسط یك سازنده غربی تسلیحات تخمین زده شده) چیزی حدود 7000/6000  فروند می باشد (بدون احتساب مواردی كه روسیه، چین و ایالات متحده وارد خدمت كرده ویا سفارش خواهند داد).

 


موفقیت توماهاوك از دلایل علاقمندی بیشتر در زمینه موشكهای كروز بود


سید احسان صدر

کارشناس ارشد هوافضا

avia.ir

 



نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:سه شنبه 18 اردیبهشت 1386 | نظرات ()

موشك های سری S كشور روسیه

جمعه 11 اسفند 1385  06:03 ق.ظ

نوع مطلب :مطالبی در باره موشکها و بمبها ،

بازدید ::



اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ میلادی را می توان نقطه عطف در پیشرفت صنایع موشكی در دنیا دانست زیرا زمانی بود كه به تازگی جنگ جهانی تمام شده بود و كشورهای درگیر جنگ جهانی به خوبی ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربیاتی كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنیای جدیدی از ساخت سلاح ، موشك و هواپیما قدم بگذارند.
یكی از این كشورها كه همواره ابرقدرتی موشكی محسوب می شد شوروی بود. اتحاد جماهیر شوروی با فاصله ای بسیار زیاد از رقبای خود در حال پیشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولی این پیشرفت هنگام فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی با كمتر از نصف پتانسیل گذشته ادامه یافت.
البته باید به این نكته نیز توجه كنیم كه با وجود چنین فروپاشی، روسیه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترین هاست. صنایع موشكی روسیه كه همچون یكی از زیرشاخه های صنعت هوافضاست به تبع آن پیشرفت زیادی داشته است. رقابت بسیار جذابی بین كشورهای روسیه و ایالت متحده آمریكا در زمینه هوافضا وجود دارد كه شاید یكی از دلایل پیشرفت سریع این صنعت در این كشورها و فاصله زیاد آنها با كشورهای دیگر همین باشد.
در لیست موشك های روسیه می توان انواع و اقسام موشك ها را از قبیل موشك های هوا به هوا، هوا به زمین، زمین به هوا، بالستیك، اتمی، ضد ماهواره ، ضد كشتی و ضد زیردریایی را دید. در این میان یكی از سری های بسیار قوی و با اهمیت سری موشك های S یا S-300 را می توان جزو سومین نسل موشك های زمین به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحی آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
این موشك نسبت به موشك هایی كه در زمان های قبلش ساخته می شد خصوصیات متفاوتی داشت. البته تنها در سیستم پرتاب (Launch) آن از سری موشك های ۴۸N6 نمونه برداری شده بود كه می توانست میان برد یا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك های سری S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان این موشك ها به برد ۷۵ كیلومتری رسیده بودند.
شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئولیت طراحی و ساخت را برای نیروهای زمینی و شركت بوكاتف وظیفه طراحی آن را براساس نیازهای نیروی دریایی روسیه به عهده گرفتند. چندی بعد برای
هدف ساخت پروژه، موشكی با برد بالا، سرعت بسیار زیاد و قدرت مانوری مطمئن بود. این موشك باید كمترین زمان عكس العمل و قابلیت استفاده های نظامی گوناگون برای حمل كلاهك های مختلف و دارای كمترین زمان رسیدن به هدف و نیز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.




منظور از قابل اعتماد بودن این است كه هنگام پرواز از دید رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را ردیابی كنند،حتی از لحاظ حفاظت اولیه این موشك ها قرار بود كه در كانتینرهایی جاسازی شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتینرها بمانند و حتی سیستم پرتاب آنها نیز در خود كانتینرها تعبیه شود تا بتوانند در كمترین زمان ممكن از هر نقطه ای قابل پرتاب باشند. این پرتاب به صورت عمودی انجام می شود. یك لانچر قوی كه می تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متری بلند كرده و پرتاب كند. برای این امر یك جك هیدرولیك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسیار بالایی این موشك را آماده پرتاب می كند.
S-300P
یكی از اولین موشك های این سریS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه تولید شد. این موشك می تواند كلاهكی را به اندازه ۱۳۳ كیلوگرم با بیشینه برد ۴۷ كیلومتر حمل كند. كمترین برد آن پنج كیلومتر است و می تواند در ارتفاع ۳۰ متری پرواز كند. سرعتش به سه كیلومتر در ثانیه می رسد و در ۲۸ ثانیه می تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقیقه است.
S-300F
در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نیازهای نیروی دریایی روسیه بود كه از سیستم پرتاب ۵V55RM استفاده می كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كیلومتر در ساعت است و می تواند كلاهكی به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كیلوگرم) ولی با بردی دوبرابر (حدود ۹۰ كیلومتر) را با خود حمل كند. بیشینه سرعت آن ۶۱۲۰ كیلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترین برد آن هفت كیلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نیروی  پیشرانش را تامین می كند. یك سیستم راداری معروف به ریف روی آن نصب كردند كه می تواند در یك زمان شش هدف را شناسایی كند و به آنها هجوم برد.
S-300FM



مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلی برای نیروی دریایی بود. بسیار مدرن و پیشرفته بود. بیشینه سرعت آن به ۱۰ هزار كیلومتر در ساعت می رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كیلوگرم است و این تفاوت بیش از هزار كیلوگرمی را می توان در وضعیت نیروهای پیشران این موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه های عقب ۰۳/۱ متر است.
برد آن ۹۰ كیلومتر است و می تواند ۱۵۰ كیلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بیشینه سرعتی معادل ۷۵۶۰ كیلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتری پرواز می كند.
S-300PMU
مدل دیگر S-300PMU است. این موشك از لحاظ ظاهری بسیار شبیه مدل FM است حتی وزنش با آن یكی است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متری پرواز می كند و سوختش از مواد جامد تشكیل می شود. كمترین بردش پنج كیلومتر و بیشترین برد آن ۹۰ كیلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع یك نمونه برداری از مدل MU بود. این موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقیقاً مانند مدل قبلی بود ولی بردش به میزان ۱۰۵ كیلومتر افزایش یافته بود یعنی برد كلی آن به ۱۹۵ كیلومتر رسید. توانایی حمل آن نیز بیشتر شده است و می تواند ۱۸۰ كیلوگرم كلاهك را با خود حمل كند.

نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

R-40 بزرگترین موشک هوابه هوا (AA-6 اکرید)

دوشنبه 8 آبان 1385  06:10 ق.ظ

نوع مطلب :مطالبی در باره موشکها و بمبها ،

بازدید ::

گروه طراحی بیسناوات به دنبال نیاز میگ 25 به یک سلاح منحصر به فرد در 1962 اقدام به تکمیل موشک میانبردی با نام K-40 یا همان R-40 نمود (نام ناتو AA-6 اکرید)
این موشک برای سیستم رهگیری ارتفاع بالای Mig-25-40 تکمیل شد و بعنوان جزعی جدایی ناپذیر از رادار Smerch-A و بعدها Sapfir-25  درآمد نام این موشک به دلیل شهرت هولناکی که دارد اکرید گذاشته شد به معنی  سوزاننده و گزنده
اکرید بسیار بزرگ ساخته شد چرا که قرار بود این موشک  فقط با یک بار هدف قرار دادن تظمین کننده ی نابودی هدف باشد چرا که mig-25 در اصل برای مقابله با بمب افکن های xb-70 طراحی شد بنابر این باید طراحی میداشت که هر جنگنده و بمب افکنی را نابود کند تنها با یکبار هدف قرار دادن یک میگ 25 میتوانست با  چهار موشک اکرید با بیشترین سرعت 2.8 ماخ اقدام به رهگیری کند
این موشک عملا نیازی نداشت حتما به هدف برخورد کند تنها کافی بود به نزدیکی هدف برسد و کلاهک ترکش شونده ی آن کار خود را میکرد آن هم در شرایطی که معمولا دو گونه ی  فروسرخ و آشیانه یاب نیمه فعال R-40 با هم شلیک می شد هدف هیچ شانسی برای فرار نداشت
کلا دو مدل R-40 طراحی و ساخته شد یکی مدل R-40RD  و دیگری R-40TD



R-40R یک موشک هوابه هوا با جستجو گر راداری نیمه فعال PARG-12 و امکان اصلاح مسیر درمیانه راه(به صورت اینرسیایی یا رادیویی) با بردی در حدود 20 تا 25 کیلومتر و R-40T نمونه ی فروسرخ با برد 20 تا 25 کیلومتر معمولا فاکس بت ها در هر صورتی پرواز چها موشک اکرید را بصورت جفت فروسرخ راداری با خود حمل می کردند و چون برای هر هدف باید دو موشک شلیک میکردند عملا میتوانستند کلا با دو هدف درگیر شود برد کم این موشک ها ناشی از نا کارامدی رادار Smerch-A بود چرا که روسها بدنبال سیستمی همچون رادار awg-9 و موشک های فینیکس بودند ولی در اینجا با راداری طرف بودیم که در زمان خود خوب بود ولی عالی نبود و جالب اینکه در آن زمان این پیشرفته ترین رادار روسی بحساب می آمد  سیستم کنترل آتش Smerch-A (با نام ناتوی FoxFire) در سال های 1958 تا 59 به وصیله ی دفتر طراحی والکوف طراحی شد راداری بسیار بزرگ که شباهتی زیاد به رادار AWG-10 داشت(البته زمانی  رادار بسیار موفقی بود که غربی ها را بسیار ترساند) رادار اسمرچ ای قابلیت کامش 120 دجه در طرفین و +/-6 درجه را داشت البته توانایی نگاه به پایین نداشت این رادار مقاوت زیادی در برابر تداخل امواج و سیستم های ECM داشت البته این قابلیت باعث افت برد رادار تا 80 تا 100 کیلومتر گردید و موشک های اکرید که برای برد تا 100 کیلومتر طراحی شده بودند نمی توانستند بیش از 50 کیلومتر برد را با این رادار داشته باشند برطری رادار اسمرچ در آن زمان برد ردگیری 75 کیلومتری آن بود ولی ناتوانی کنترلی آن یک ایراد بزرگ بود
موشک های اکرید شاید بزرگترین ایرادشان این بود که تنها برای رهگیری در ارتفاع زیاد و با سرعت زیاد مناسب بودند چرا که توانایی نگاه به پایین در آنها ابدا وجود نداشت (بعدا اصلاح شد) و در برابر تدابیر الکترونیکی نیز ابدا مقاوم نشده بودند و اینکه موشکی با این ابعاد به نسبت برد کمی داشت بطور مقایسه موشک فینیکس با طول 4000 میلیمتر بیش از 200 کیلومتر برد داشت در حالیکه برد موشک اکرید با طول 6200 میلیمتر تنها 50 کیلومتر بود

مشخصات:
طول : (R-40TD) با 5.98 متر و (R-40RD) با 6.22 متر
سرعت: 4.5 ماخ
برد: 30 تا 60 کیلومتر
وزن کلاهک:75 کیلوگرم
وزن موشک: (R-40TD) با 450 کیلوگرم و  (R-40RD)  با 461 کیلوگرم



با این وجود بدلیل قابلیت های فوق العاده ی فاکس بت موفق در صحنه ی نبرد ها ظاهر شد حداقل یک فروند(RF-4E) فانتوم شناسایی اسرائیل شکار R-40 های عراقی شد در جریان جنگ ایران وعراق بدلیل زمینگیر شدن پی در پی فاکسبت ها توسط تامکت های ایرانی تنها یک C-130 هدف آن قرار گرفت و در جریان شب اول عملیات طوفان صحرا یک F/A-18C  نیروی دریایی امریکا هدف   R-40 شلیک شده توسط  MiG-25PD عراقی قرار گرفت تا آخرین هدف و شکار خود را تا این تاریخ انجام داده باشد از استفاده در نبرد های دیگر چندان اطلاعی در دست نیست چرا که میگ 25 در بیشتر موارد در عدم آمادگی وارد نبرد می شد و پیروزی های چشمگیری نداشت با این وجود سوریه نیز ادعای هدف قرار دادن حداقل یک F-15 اسرائیلی را با این موشک دارد
تولید این موشک سر انجام در 1991 به اتمام رسید و با وجود بازنشسته شدن فاکس بت ها این موشک بازنشسته نشد و عمر خدمتی خود را با MIG-31 پی گرفت تا یکی از جنگ افزار های اصلی آن باشد البته با کمی تغییرات قابلیت حمله به هدف هایی واقه در پس زمینه و حساسیت بیشتر حس گرها از جمله بهینه سازی ها بود



مشخصات:
طول : (R-40TD) با 5.98 متر و (R-40RD) با 6.22 متر
سرعت: 4.5 ماخ
برد: 30 تا 60 کیلومتر
وزن کلاهک:75 کیلوگرم
وزن موشک: (R-40TD) با 450 کیلوگرم و  (R-40RD)  با 461 کیلوگرم




منبع:
http://www.daneshju.ir/forum/viewtopic.php?t=957

نویسنده:محمد حسین جهان پناه


نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

موشك های بالستیك

سه شنبه 17 مرداد 1385  11:08 ق.ظ

نوع مطلب :مطالبی در باره موشکها و بمبها ،

بازدید ::

سالهاست كه در اخبار و مطبوعات صحبت های فراوانی از غول های مخرب می

شود. غول هایی كه توانایی پرواز دارند و با هر پروازشان می توانند شهری را نابود سازند. همچون غول های رعب انگیز دیگر، اینها هم حاصل تكنولوژی مدرن بشر است كه با ائتلاف جمعی از مهندسان تراز اول رشته های گوناگونی چون هوا فضا، برق، مخابرات، مكانیك، مواد و ... ساخته می شوند. حتما نام آنها را شنیده اید، زیرا یكی از ابزار تهدید ابرقدرت ها محسوب می شوند. نامشان موشك های بالستیك است كه ساختشان باعث به وجود آمدن انقلابی در عرصه نظامی و صنعتی بعضی كشورها شد.
هر گاه حرف از صنعت هوا فضا می شود، باید در ابتدا دو كشور روسیه (شوروی سابق) و آمریكا را بررسی كرد كه در حدود 60 سال پیش شروع به ساخت و گسترش این غول های مخرب كردند.
در این مقاله سعی می كنیم تا نگاهی گذرا بر نحوه عملكرد وضعیت موشك های بالستیك داشته باشیم.
كلمه بالستیك در لغت به معنای علم حركت اجسامی كه در هوا پرتاب می شوند، است و در اصل به معنای منحنی مسیر گلوله است. موشك های بالستیكی، موشك هایی هستند كه در پرتاب صعودی هدایت می شوند، ولی در هنگام نزول آزادند. در واقع در قسمت اولیه مسیر كه موتور آنها روشن است، قابل كنترل هستند و تغییر مسیر تنها در این مرحله كه زمان اوجگیری و صعود است، امكان دارد و وقتی موتور خاموش می شود، موشك به مرحله خود پرتابی رسیده و فاز دوم عملیاتش شروع می شود. در این مرحله موشك در مسیر بالستیكی قرار گرفته و بقیه راه را به صورت طبیعی و برابر اصول دینامیك می پیماید. موشك های بالستیكی بر اساس مدل ساخت به دو گروه موشك هایی كه از خشكی پرتاب می شوند و موشك هایی كه از شناور پرتاب می شوند، تقسیم می شوند. (گروه دوم شامل موشك هایی هستند كه از زیردریایی ها پرتاب می شوند.)
البته تقسیمات دیگری نیز وجود دارد، مانند موشك های بالستیكی میانبرد یا موشك های بالستیكی میانبرد قاره ای كه در گروه اول بردی از 965 تا 5 هزار و 600 كیلومتر و برای موشك های قاره ای بردهای بیشتر از 5 هزار و 600 كیلومتر لحاظ شده است.
موشك هایی كه از زیردریایی ها پرتاب می شوند به اس.ال.بی.ام (Submarine Launched ballistic missiles) معروفند كه برد آنها نیز بین 965 تا 5 هزار و 600 كیلومتر است.

موشک بالستیک شلیک شده از زیر دریایی


می دانیم كه در هر جنگی اصل كاربرد جنگ افزارها بر توانایی بیشتر نیروها در میدان رزم استوار است، بنابراین پیش از پرتاب موشك، اصل حداكثر بهره گیری و سودمند واقع شدن آن مورد نظر است. یكی دیگر از مشكلات این غول ها، پرتاب آنهاست، در صورتی كه هر دو كشور روسیه و آمریكا از سال 1960 میلادی كوشش كرده اند تا تغییراتی در نحوه به كارگیری و سیستم های پرتابی آنها بویژه در مورد سكوهای آنها اعمال كنند. تاسیسات پرتابی این موشك ها را سیلو می نامند كه در بعضی از آنها برای دقت و صحت بیشتر در هدف گیری این سیلوها روی اجسام متحرك (خودروهای مخصوص) نصب می شوند. برای ساخت سیلوها هزینه های بسیاری می شود. موشك های مزبور به وسیله نیروی احتراق درون سیلو به سوی اهداف موردنظر پرتاب می شوند. اكثر سیلوهای موشك های آمریكایی برای یك بار مصرف ساخته شده اند و به دلیل ایجاد گرما و احتراق در درون سیلو قسمتی از آن از بین می رود تا راكت پرتاب شود. در ابداع روس ها این عمل همراه با ایجاد سرما انجام می شود و موشك با بیرون دادن گاز با فشار زیاد سرمای شدیدی را ایجاد می كند و سپس موتور موشك واقع در درون سیلو روشن شده و راكت از سیلو جدا می شود. با استفاده از این روش سیلو مجددا با اندك تعمیراتی آماده به كار می شود و در واقع مانند موشك های پرتابی از زیردریایی ها عمل می كند.
موشك های بالستیك در طول پرتاب سه مرحله را می گذرانند. در ابتدا موشك به وسیله موتور راكت و با چندین موتور دیگر كه آنها نیز دارای دو یا سه مرحله اند به دقت و به درستی به بالا صعود می كند. در مرحله دوم نیروی محركه ای لازم است تا موشك را در مسیر بالستیكی قرار دهد و پس از آن در مرحله سوم، موتورها رها می شوند. مرحله سوم در ماورای جو زمین انجام می شود. از این به بعد تنها فاز حمل محموله ها مورد نظر است. جالب است بدانید كه وزن محموله كمترین مقدار وزن كل موشك را تشكیل می دهد و این همان وزنی است كه موشك با آن در مسیر بالستیكی قرار می گیرد.


موشک بالستیک پرتاب شده از ناو جنگی



تمامی تغییرات در فواصل معین در مسیر پروازی به ترتیب صورت می گیرد كه مهمترین مرحله آن ورود دوباره به جو زمین (RVS) و مرحله مهم دیگر در نزدیكی های هدف موردنظر است. پیشینه و پیش درآمد موشك های بالستیكی امروزی موشك های V-2 یك مرحله ای آلمانی بود. این موشك ها بالدار بوده و نیروی محرك آنها به وسیله اكسیژن مایع و تركیبی از اتیل الكل تامین می شد و دارای بردی حدود 321 كیلومتر بوده اند. یكی از بزرگترین مشكلات تكنیكی موشك های V-2، برد آنها بود، به همین دلیل وزن هر یك از آنها بیش از 12 تن بود.
اولین موشك V-2در تاریخ 6 سپتامبر 1944 به سوی پاریس پرتاب شد و دو روز پس از این تاریخ، بیش از یكهزار موشك روی شهر لندن فرود آمد. این موشك ها تا ارتفاع 80 كیلومتری بالا می رفتند و دارای كلاهك هایی به وزن 725 كیلوگرم بودند.
از این زمان به بعد كشورهای روسیه و آمریكا شروع به تحقیقات در این زمینه به صورت گسترده ای كردند و در سال 1957، اتحاد جماهیرشوروی با پرتاب نخستین موشك بالستیكی چند مرحله ای گام بزرگی را در فرستادن انسان به ماورای جو زمین برداشت. این كار، شكاف موجود بین دو كشور روسیه و آمریكا را از نظر تكنولوژی موشكی نمایان كرد.
با تلاش ها و هزینه های فراوان، آمریكایی ها این فاصله را پر كردند و توانستند دو مدل موشك بالستیك با نام های اطلس و تایتان-1 را بسازند كه موتورهای آنها با سوخت مایع تغذیه می شدند و می توانستند وزن 16 هزار و 300 كیلوگرمی را حمل كنند. این پیشرفت باعث افزایش برد آنها هم شده بود، به طوری كه موشك های اطلس E و F بردی حدود 12 هزار كیلومتر دارند. شاید باور نكنید، ولی هر دو مدل موشك مزبور در سال 1959 ساخته شده اند.
تمامی توضیحات این مقاله در مورد پیشرفت موشك های بالستیك تا سال 1960 است و متاسفانه دیگر مجال بحث نیست. هم اكنون چنان پیشرفتی در زمینه ساخت موشك ها دیده می شود كه قادر به حمل چندین كلاهك با خود هستند. به عنوان مثال موشك پیس كیپر (Peace keeper) یا MX كه در حدود سال 1986 توسط ایالات متحده آمریكا ساخته شده، توانایی حمل 10 فروند سرجنگی (كلاهك) را دارد كه هر یك قدرت 300 كیلوتن مواد منفجره را دارند. این موشك ها بردی معادل 11هزار و۲۶۳ كیلومتر دارند.

منبع"

http://www.hamshahri.org






نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:سه شنبه 17 مرداد 1385 | نظرات ()

موشک ضد زره تاو

سه شنبه 6 تیر 1385  11:06 ق.ظ

نوع مطلب :مطالبی در باره موشکها و بمبها ،

بازدید ::


تاو (BGM71) موشکی است ضد تانک که برای انجام عملیات های ضد زره طراحی شده است.تاو را باید به جرات یکی از بهترین موشک های ضد تانک جهان نامید که تا به امروز بیش از 66000 فروند از ان به 44 کشور دنیا از جمله ایران صادر شده است.تاریخچه تاو به اواخر دهه 60 میلادی برمیگردد.زمانی که بیش از نیم میلیون تانک شوروی در کنار مرز های اروپای غربی صف کشیده بودند تا در صورت تبدیل جنگ سرد به جنگ گرم به داخل خاک کشور های عضو ناتو سرازیر شوند.در ان زمان کمپانی ریتیان امریکا دست به طراحی تاو زد.تاو در سال 1973 تحویل ارتش امریکا شد و همچنان نیز در حال تولید میباشد. 

تاو به روش هدایت سیمی هدایت میشود.خود موشک تاو درون محفظه مخصوصی قرار دارد.در هنگام شلیک این موشک بالچه های خود را که شامل چهار عدد در عقب موشک و چهار عدد در جلوی موشک است را باز میکند.دو رشته سیم که از یک طرف به لانچر و از طرف دیگر به موشک متصل است وظیفه ی هدایت موشک را دارند.کاربر موشک که از درون سایت هدف گیری هدف را نشانه رفته است به وسیله همین دو رشته سیم که طولشان به اندازه برد موشک است فرامین اصلاح مسیر را به موشک منتقل میکند.از این لحاظ گهگاه به این سبک هدایت روش هدایت همزمان نیز گفته میشود.


Image 



تاو دارای انواع مختلفی است که شامل TOWA/C/D/E میباشد.TOWA یا بیسیک تاو اولین مدل این موشک دارای برد 3000 متر میباشد.در دیگر مدل های تاو از یک سرجنگی 2 مرحله ای که به صورت پشت سرهم منفجر میشود استفاده شده تا بتواند هر زرهی را نابود کند.البته موشک تاو بی عیب نیست.عدم هدایت خودکار و عدم توانایی کافی در شب و اب و هوای بد و نیاز به هدایت مستقیم کاربر از جمله عیب های تاو هستند.شاید همین مشکلات تاو نیروی زمینی امریکا را بر ان داشت تا موشک ضد تانک هلفایر AGM114 را برای هلیکوپتر های اپاچی توسعه دهد.با وجود این تاو به دلیل تعمیر و نگهداری اسان و قیمت کم همچنان موشک محبوبی است و در کشورهای زیادی چون امریکا و ایران و پاکستان و اسراییل و ترکیه و ژاپن و حدود 40 کشور دیگر همچنان خدمت میکند. 

تاو را میتوان از انواع تجهیزات زمینی چون تانک و نفربر و جیپ و حتی از روی زمین شلیک کرد.علاوه بر اینها تاو از هلیکوپتر های زیادی چون کبرا و فنک و MD500 و چند هلیکوپتر دیگر قابل استفاده است.معمولا هر هلیکوپتر میتواند 4 تا 8 موشک تاو را حمل کند.از تاو در درگیری های نظامی بسیاری استفاده شده که مهمترین انها جنگ ایران و عراق و جنگ خلیج فارس 1991 و 2003 میلادی و حمله نظامی امریکا به افغانستان و درگیری های بالکان 1999 است.

منبع:ماهنامه ی جنگ افزار


Image 


در سازمان صنایع هوافضا (Aerospace Industries Organisation = AIO) اقدام به ساخت موشك های ضد زره تاو (= Tow) به نام توفان(= Toophan) نموده است . نمونه اولیه این موشك که با نام توفان 1 (= 1 Toophan ) به وسیله سیم هدایت میشود . ایران در حال حاضر اقدام به ساخت نمونه دیگری از موشك توفان نموده است كه موشك توفان 2 ( = Toophan 2 )نامیده میشود سیستم های هدایت پیشرفته تر جای خود به سیستم قدیمی هدایت با سیم داده است و تدابیری برای مقابله زره های واکنش گر در آن اندیشیده شده است

موشک ضد زره طوفان


Image


 


نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()