تبلیغات
نیروی هوایی ایران (iranianairforce) - مطالب مطالبی در باره موشکها و بمبها

http://www.30cd.biz/upload_pic/1319300980.gif

Microsoft Flight Simulator

بازی فوق العاده شبیه ساز پرواز

این بازی فقط برای کودکان نیست شما یا هر سنی می توانید

 لذت خلبانی را در محیط مجازی بچشید

اگر تا به حال پرواز برایتان یک رویا بوده است با وجود این نرم افزار

 دیگر این یک رویا نیست نرم افزار شبیه ساز پرواز در محیطی

 کاملا شبیه سازی شده و واقعی

پرواز واقعی و هیجان را تجربه کنید

http://www.30cd.biz/upload_pic/1319295885.jpg


قیمت:8000 تومان            تعداد:2 دی وی دی اورجینال

     


موشک کروز ضدکشتی BrahMos

جمعه 20 اردیبهشت 1387  08:05 ق.ظ

نوع مطلب :مطالبی در باره موشکها و بمبها ،

بازدید ::

برهموس» یك موشك كروز مافوق‏‎صوت می‏باشد كه آن را می‏توان از طریق زیردریایی‏ها، ناوهای جنگی، هواپیماها و یا از سطح زمین پرتاب نمود.

این موشك، تولید مشتركی است بین شركت روسی Mashinostreyenia و شركت هندی Brahmos Corp كه پیشرانهء آن بر اساس موشك روسی «یخونت» (Yakhont) طراحی شده است، در حالی كه سامانهء هدایت كنندهء موشك به وسیلهء شركت هندی Brahmos ساخته شده است.

برهموس، جزو معدود موشكهای كروز در كل جهان محسوب می‎شود كه در سرعت حیرت‏انگیز 2.5 تا 2.8 ماخ پرواز می‏كند، كه این مقدار، سه برابر سرعت موشك كروز آمریكایی «اماهاوك»(Tomahawk) می‏باشد.
طراحی برهموس، كار مشتركی است بین «سازمان تحقیقات و تولیدات دفاعی» (DRDO) از هند و موسسهء فدرال ایالتی Mashinostroyenia از روسیه (NPOM) كه تحت سرمایه‏گذاری شركت هوافضای برهموس انجام پذیرفت.

این موشك، نام خود را از اسامی دو رود بزرگ Brahmaputra و Moskva برگرفته است. دو كشور روسیه و هند، قصد دارند تعداد 1000 فروند از این موشك كروز را در طول 10 سال آینده تولید نمایند و 50 درصد تولید را نیز به سایر كشورها صادر كنند.


همان طور که در شکل زیر مشاهده می نمایید این موشک را  زیردریایی‏ها، ناوهای جنگی، هواپیماها و یا از سطح زمین پرتاب نمود

Operational Scenario

 


موشك برهموس در ارتفاع 10 متری سطح زمین پرواز كرده و به اهداف خود اصابت می‏كند. این موشك، پس از پرتاب، به سرعت 2.8 ماخ دست پیدا می‏كند و دارای حداكثر بردی برابر 290 كیلومتر می‏باشد.

موشك ناوپرتاب و زمین پرتاب برهموس، هر دو دارای 200 كیلوگرم سرجنگی هستند، در حالی كه نوع هواپرتاب آن، كه BrahMos A نام دارد، دارای 300 كیلوگرم مادهء منفجره می‏باشد.

این موشك از پیشرانه‏ای دو مرحله‏ای، شامل راكت سوخت جامد جهت شتاب‏دهی اولیه و سپس یك موتور رمجت با سوخت مایع، جهت دست‏یابی به پرواز مافوق‏صوت بهره می‏گیرد.
موتور هواخنك رمجت از نظر میزان مصرف سوخت، بسیار بهینه‏تر از پیشرانه راكت با سوخت جامد می‏باشد، به همین جهت، این پیشرانه، به برهموس این امكان را می‎دهد تا به فواصلی بسیار دورتر از یك موشك مجهز به پیشرانهء معمول راكت، دست پیدا كند.

سرعت بسیار بالای موشك برهموس، باعث می‎شود تا خسارت ناشی از انرژی جنبشی حاصل از برخورد نیز بسیار بیشتر از یك موشك كروز با سرعت كمتر، نظیر تاماهاوك باشد.

اگرچه برهموس، یك موشك ضدكشتی به شمار می‎رود، اما می‏توان آن را بر علیه اهدافی در سطح زمین نیز مورد استفاده قرار داد.
موشك برهموس را هم می‏توان به صورت عمودی و هم به صورت زاویه‏دار و در تمام 360 درجهء افق پرتاب نمود.
موشك برهموس ویژهء پرتاب از زمین، دارای مشخصات مشابهی با انواع هواپرتاب یا دریاپرتاب می‏‎باشد.
گونهء هواپرتاب، دارای بوستر كوچكتر می‏باشد؛ ضمن اینكه دارای بالچه‎های اضافی در قسمت دم جهت ثبات بیشتر حین پرتاب می‏باشد.
موشك برهموس، به تازگی جهت استفادهء هواپرتاب به وسیلهء جنگنده‏های Su-30MKI دچار برخی تغییرات شده است. یك كمیتهء مشترك بین «سازمان تحقیقات و تولیدات دفاعی» (DRDO) و نیروی هوایی هند (IAF)، دستوری مبنی بر ایجاد تغییرات ساختاری در جنگندهء Su-30MKI را صادر كردند تا موشك برهموس، بتواند در این هواپیما قابل نصب شود.



نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

بمب هدایت لیزری LT-2

دوشنبه 20 اسفند 1386  11:03 ق.ظ

نوع مطلب :مطالبی در باره موشکها و بمبها ،

بازدید ::

بمب هدایت شونده لیزری Thunder/ LT-2 (كه نام صادراتی آن GB1 میباشد) ، اولین بمب هدایت شونده لیزری ساخت چین میباشد كه به خدمت ارتش آن كشور درآمده است. LT-2 برای اولین بار در اكتبر 2006 به معرض دید عموم گذاشته شد و شباهت زیادی با KAB-500L روسی دارد. احتمال آن میرود كه LT-2 یك نمونه مهندسی معكوس یا تحت لیسانس از مشابه روسی خود باشد. LT-2 توسط شمار زیادی از جنگنده های چینی JH-7, Q-5, FC-1, J-8B و J-10 قابل حمل است. بمب هدایت لیزری 500 كیلوگرمی LT-2 در خلال سالهای 04/2003 به خدمت ارتش چین درآمد.


LT-2 زیر بال یک فروند Q-5



چین از اواخر دهه 80 توسعه بمبهای هدایت شونده لیزری(LGB) را در دست توسعه دارد اما تاقبل از تولید LT-2 به موفقیت چشمگیری در این زمینه دست نیافته بود. بمبهای سری ابتدائی LGB چین از طرح های مشابه آمریكائی بهره میبردند. در اوایل دهه 90، NORINCO چین طرحی مشابه Paveway-II ساخت امریكا را فاش ساخت. این بمب مجهز به كیت هدایت لیزری در جلو، 4 بالچه هدایت در جلو (كانارد) كه به سیگنالهای كیت هدایت لیزر واكنش نشان داده و بمب را در مسیر هدف قرار میدهند و چهار بالچه بزرگتر برای ثبات و پایداری در انتها است.

توسعه بمبهای هدایت شونده لیزری (LGB) بعد از سال 2000 با كمك روسها شتاب گرفت. در اوایل سال 2002 ماكت اندازه حقیقی یك فروند JH-7A كه مجهز به بمب هدایت لیزری ناشناس بود به نمایش درآمد. جنگنده-بمب افكن میتوانست توسط غلاف هدف یاب لیزری داخلی (خود آشكارساز)، خود بمب را هدایت كند. چین همچنین دست به توسعه تعدادی غلاف هدف یاب لیزری قابل حمل توسط جنگنده بمب افكنها برای سلاحهای هدایت شونده زده است. مدل ابتدائی كه با نام Blue Sky شناخته میشد در اواخر دهه 90 معرفی گردید. Blue Sky مشابه غلاف هدفیابی و هدایت LANTIRN آمریكا میباشد.



خدمه زمینی چینی در حال بارگذاری LT-2 به زیر بالهای جنگنده بمب افكن JH-7



LT-2 از یك سیستم نیمه فعال هدایت لیزی بهره میبرد كه نیازمند یك آشكار ساز لیزری میباشد. LT-2 میتواند توسط غلاف لیزر هواپیمای حامل خود یا هدف یاب لیزر داخلی جنگنده دیگری یا توسط آشكار سازهای لیزری زمینی هدایت گردد. برد عملیاتی LT-2 در صورت هدایت توسط غلاف هدف یاب لیزری هواپیما 15 كیلومتر و 7 كیلومتر در صورت هدایت بوسیله نشانه گذارهای زمینی میباشد. شعاع خطای LT-2 در حدود 6.5 متر است.

مشخصات:

وزن: 564 كیلوگرم
طول: 3530mm
قطر: 377mm
هدایت: لیزری
شعاع خطا: 6.5 متر

منبع: Sinodefence



نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:دوشنبه 20 اسفند 1386 | نظرات ()

موشک ضد کشتی SS-N-22 Sunburn

دوشنبه 20 اسفند 1386  11:03 ق.ظ

نوع مطلب :مطالبی در باره موشکها و بمبها ،

بازدید ::

موشك P-270 موسكیت(روسی,П-270 «Москит»:انگلیسی Mosquito یك موشك روسی مافوق صوت است كه از موتوری رم جت برای پرواز استفاده میكند.كد طراحی این موشك 3M80 است و ناتو این موشك را SS-N-22 Sunburn نامگذاری كرده است.سیستم این موشك توسط كمپانی معروف روسی Raduga Design Bureau در طول دهه 70 میلادی طراحی شد كه دنباله طرح موشك SS-N-9 "Siren"بود.نسخه اصلی موسكیت برای پرتاب از كشتی طراحی شده بود اما در نمونه های بعدی توانایی پرتاب از پرتابگرهای ساحلی و زیرآبی(زیر دریایی) و هوایی(جنگنده های سوخو-33 و نسخه دریا پایه سوخو27)را بود.این موشك توانایی حمل سر جنگی متعارف و هسته ای را داراست.
هنوز نوع و طبقه بندی این موشك ناشناخته باقی مانده و گزارش های زیادی در مورد ان موجود است.این موشك كه حالا با نامگذاری ناتو به نام SS-N-22 Sunburn شناخته میشود.این موشك توسط نیروهای ناتو انالیز شده و ناتو از ان به عنوان موشكی ترسناك با پتانسیلی قوی و سرعت بسیار زیاد كه توانایی نابود كردن نیروهای دریایی كشورهای عضو را دارست نام برده است.موسكیت توانایی در خطر قرار دادن نیروهای ناتو در دریایی بالتیك, دریای سیاه و اقیانوس ارام را داراست(شامل كره شمالی و ژاپن).با توجه به اینكه ایران نیز از دارندگان این موشك است موسكیت توانایی در خطر انداختن كل ناوگان امریكا و كشورهای خارجی مستقر در خلیج فارس و دریای عمان را داراست.


 

موشك موسكیت سری 3M80 دارای طولی برابر با 9.39 متر و قطری برابر با 0.76 است طول بالهای این موشك برابر با 2.10 متر و وزن پرتاب ان برابر یا 3.950 كیلوگرم است.موسكیت از سیستم ناوبری خودكار همراه با فرماندهی خودكار مسیر به روز شده و راداری فعال استفاده میكند. 3M80 از موتوری رم جت كه با سوخت جامد كار میكند برای پرواز استفاده میكند كه به ان سرعتی برابر با 2.5 ماخ میبخشد,موسكیت توانایی حمل كلاهكی 300 كیلویی یا 200 كیلوتنی را تا مسافت 90 كیلومتری داراست.
موسكیت در سال 1980 عملیاتی شده و در ختیار نیروی دریایی شوروی قرار گرفت.در سال 1992 روسیه شروع به طراحی نسخه ای جدید از 3M80 نمود كه 3M82 نام گذاری شد. 3M82 وزن پرتابی برابر با 4.500 كیلوگرم را داراست كه توانایی حمل كلاهكی 320 كیلوگرمی را به فاصله 160 كیلومتری داراست. 3M82 در سال 1993 وارد خدمت شد.روسیه نوع هواپایه این موشك را طراحی و با نام Kh-41 وارد خدمت ساخت.نوع زمین پایه با كد 3M80E شناخته میشود.طبق گزارش هایی در سال 1995 برد این موشك از 160 كیلومتر به 200 كیلومتر رسید كه از تانكر سوخت اضافی بهر میبرد.
طبق گزارش های رسیده در سال 2001 چین و روسیه طرحی مشترك برای بهبود دادن SS-N-22 Sunburn را آغاز كرده اند.نام این موشك جدید 3M80MBE بود كه توانایی رسیدن به برد 200 كیلومتر را دارد.
خصوصیات
عملكرد: موشك كروز ضد كشتی هوا/دریا/زمین
سازنده: Raduga Design Bureau
طول:9.39 متر
قطر: 0.76 متر
طول بال: 2.10 متر
برد: 3M80: 90 كیلومتر : 3M82160 كیلومتر 3M80MBE:200 كیلومتر
سرعت: 2.5 ماخ
سیستم هدایت: INS, datalink, active and passive radar
كلاهك: 200 كیلوتنی هسته ای,320 كیلوگرمی متعارف
زمان ساخت: 1980
دارندگان: روسیه,چین,اوكراین,ایران


منابع:دانشنامه وكیپدیا و missilethreat.com


نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

آشنایی با سری موشک های هاوک

چهارشنبه 2 آبان 1386  07:10 ق.ظ

نوع مطلب :مطالبی در باره موشکها و بمبها ،

بازدید ::

 

موشک سطح به هوای میانبرد هاک (MIM-23 HAWK) ساخت شرکت آمریکایی(Raytheon)  است. Hawk مخفف Homing All the Way Killer  می‌باشد. هدف ابتدایی از طراحی این موشک نابود کردن هواپیماهای دشمن بود که با توسعه این موشک، از آن در نابود کردن موشکهای دیگر هم استفاده می‌شد . این موشک در سال 1960 وارد خدمت گردید اما باتوجه به برنامه‌های مختلف و متنوع بهینه‌سازی و توسعه که بر روی آن پیاده شده،‌این موشک هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گیرد. توسعه و بهینه‌سازی‌های مختلف روی موشک هاک عاقبت به ساخت سیستم دفاع موشکی پاتریوت (‌MIM-104 Patriot ) منجر شد . از سال 1994 جایگزینی موشک هاک با نمونه‌های دیگر با توجه یگان عملیاتی و ماموریت‌های آن یگانها در ارتش آمریکا شروع گردید و در سال 2002 موشک موفق هاک رسما از خدمت در ارتش آمریکا بازنشسته شد . آخرین یگان استفاده‌کننده از موشک هاک، یگان تفنگداران دریایی آمریکا(US Marine Corps ) بودند که موشک دوش پرتاب FIM-92 Stinger را جایگزین موشک هاک کردند. این موشک همچنان در خارج از آمریکا و در کشورهای اروپای غربی و ژاپن تولید می‌شود . موشک هاک در جنگهای مختلفی شرکت کرده و بنا بر آمار اعلام شده تا کنون 40 هزار فروند از این موشکها ساخته شده است. درصد اطمینان کارایی این موشک در نمونه‌های ابتدایی 56% و در آخرین نمونه ها 85% بوده است.




۱-تاریخچه طراحی و ساخت موشک هاک : 


کار طراحی و ساخت سیستم موشکی هاک از سال1952 شروع شد و جزیی از طرح ارتش آمریکا برای ساخت یک موشک میانبرد سطح به هوا با سیستم هدایت نیمه فعال راداری گردید. در سال1954 قرارداد ساخت لانچر این موشک با شرکت نورثروپ و قرارداد ساخت رادار و سیستم کنترل آتش و موشک با شرکت ریثون پیمانکار اصلی پروژه بسته شد . اولین نمونه موشک ساخته شده این طرح به اسم (XSAM-A-18 ) با موتور XM3 در ژوئن 1956 ساخته شد . جولای1957 نمونه کامل شده ارائه گردید اما پس از مدت کمی با روشن شدن معایب این مدل از موتورها، از موتورهای آیروجت (Aerojet M22E7) بجای مدل قبلی استفاده شد که این مدل هم نا‌مطمئن نشان داد و با موتورهای اصلاح شده آیروجت (M22E8 )  جایگزین گردید. نمونه ابتدایی موشک هاک در سال1959 در اختیار ارتش آمریکا قرار گرفت و از سال1960  به طور رسمی در اختیار تفنگداران نیروی دریایی آمریکا(US Marine Corps) قرار گرفت. پیچیدگی زیاد سیستم پدافند موشکی هاک و استفاده از سامانه‌های الکتریکی در این سیستم باعث شد این سیستم پدافندی قادر به فعالیت مستمر بیش از 43 ساعت نباشد اما این مدت در نمونه‌های بهینه‌سازی شده موشک هاک به 130الی170 ساعت و در آخرین نمونه‌ها به 300 الی400 ساعت افزایش داده شده است.





۲-اجزای تشکیل دهنده سیستم پدافندموشکی هاک


(PAR (Pulse Acquisition Radar


به معنای رادار هدفیاب پالسی (ضربانی و چرخشی) است. آنتن گیرنده این رادار با سیکل 20 دور در دقیقه چرخیده و برای شناسایی اهداف در ارتفاع زیاد و متوسط استفاده می‌شود.


CWAR (Continuous Wave Acquisition Radar)


به معنای رادار هدفیابی با امواج پیوسته و از نوع رادارهای جستجو گر داپلر است و از سیستم پالسی استفاده می‌کند که آنتن گیرنده آن رادار سیکل چرخش 20 دور در دقیقه داشته و برای شناسایی اهداف در ارتفاع کم مورد استفاده قرار می‌گیرد.


PI ( High Power Illuminator doppler Radar)


رادار قدرتمند ایلومینیشن داپلر بوده و برای ردگیری اهداف و موشکهای هدایت شونده مورد استفاده می‌شود.


ROR (Range Only Radar)


این سیستم از رادار پالس داپلر با استفاده از طول موج کی (K-band) برای تعیین برد و مسافت و ارتفاع استفاده می‌کند و وقتی که دیگر سیستمها به دلیل جنگ الکترونیک و یا انجام وظایف دیگر قابل استفاده نباشند، مورد استفاده قرار میگیرد.


ICC (Information Coordination Central)


به معنای مرکز هماهنگی اطلاعات بوده و وظیفه جمع آوری اطلاعات قسمتهای مختلف سیستم را بر عهده دارد و این اطلاعات رادر اختیار مرکز کنترل خودکار(BCC) قرار می‌دهد.


BCC (Battery Control Central)


به معنای مرکز کنترل خودکار است و وظیفه پردازش اطلاعات ارسالی قسمتهای مختلف سیستم رابر عهده دارد.


 AFCC ( Assault Fire Command Console)


به معنای یگان فرماندهی آتش است و برای هدایت مرکز BCC از راه دور مورد استفاده قرار می‌گیرد و به وسیله آن می‌توان با یک سیستم CWAR و یک سیستم HPI و سه لانچر پرتاب کننده موشک( 9 موشک در مجموع) را کنترل و هدایت کرد.


LCS  (Launcher Section Controls)


به معنای بخش کنترل کننده پرتاب کننده موشک است .


SEA


جنراتور 56 کیلووات که معمولا از 6 عدد از آن در یک سیستم برای تولید انرژی استفاده می‌شود.
۳-مراحل مختلف گسترش و بهینه‌سازی موشک هاک



۱-۳-اولین طرح بهینه‌سازی موشک هاک (‌ HAWK/HIP) و ساخت نمونه(I-Hawk)


موشک هاک مدل I-Hawk  یا (‌Improved Hawk) موشک هاک بهینهسازی و اصلاح شده است. به دلیل مشکلات سیستم هاک در شناسایی اهداف در هنگام وجود اهداف زیاد و شناسایی اهداف در ارتفاع کم در کنار مشکلات موشک هاک در نابود کردن اهدافی که در نزدیکی زمین و ارتفاع خیلی پایین حرکت می‌کنند طرح بهینه‌سازی موشک هاک یا همان (I-Hawk )  آغاز شد.  این طرح بخشی از برنامه‌های بهینه سازی موشک هاک به اسم طرح (‌ HAWK/HIP) بود که همه‌ی موشکهای هاک تولید شده باید با این برنامه بهینه سازی می‌شدند تا معایب قبلی آنان برطرف شود .


تغییرات اعمال شده برروی موشک هاک در این طرح شامل موارد زیر بود :

افزودن یک مرکز پردازشگر دیجیتال برای پردازش اطلاعات دریافت شده از اهداف و رهگیری بهتر اهداف، که با آن ناکارامدی و اشتباه سیستم هاک در برابر وجود اهداف زیاد برطرف شد. این پردازشگر امکان تحلیل و ارزیابی میزان خطر هر یک از اهداف را به سیستم هاک می‌داد.

- سر جنگی بزرگتر و موتورهای کوچکتر و قدرتمندتر به همراه سیستم هدایتی پیشرفته.

-  جایگزینی سیستم‌های PAR/CWAR/HPI/ هم با نمونه‌های بهینه‌سازی شده و پیشرفته‌تر.



اولین نمونه بهینهسازی شده از موشک هاک (I-Hawk) در اکتبر سال 1972 وارد خدمت شد و تمامی سیستمهای هاک موجود در ارتش آمریکا تا سال 1978 با این طرح بهینه سازی شدند .



۲-۳-دومین طرح بهینه‌سازی موشک هاک(‌ HAWK/PIP)  و ساخت نمونه‌های مختلف از موشک هاک



 در سال1973 آمریکا طرح گسترده  (Product Improvement Plan) HAWK/PIP را  در چندین فاز و برای ساخت نمونه‌های جدیدتر و پیشرفته‌تر موشک هاک که دارای قابلیتهای بیشتری باشند، آغاز کرد.  این طرح عمدتا برای گسترش قابلیتهای موشک هاک با تاکید بر روی تجهیزات زمینی این سیستم بود.



·         فاز اول: این مرحله در سال 1973 شروع شد و شامل استفاده از رادار پالس داپلرAN/MPQ-55 در سیستم CWAR بود. سیستم CWAR پس از بهینه‌سازی و اصلاح به ICWAR تغییر نام داد و رادار AN/MPQ-50 در سیستم PAR نیز با افزودنMTI (Moving Target Indicator)  که یک صفحه نمایشگر دیجیتال برای نشان دادن و ثبت کردن حرکت اهداف، بهبود یافت. سیستمهای هاک بهینه‌سازی شده فاز اول در سالهای 1979 تا 1981 وارد خدمت شدند .



·         فاز دوم : این مرحله که از سال 1978 شروع شد، شامل جایگزینی رادار AN/MPQ-57 در سیستم HPI به جای رادار قدیمی AN/MPQ-46 بود. اما مهمترین تغییر صورت گرفته در این فاز حذف لامپهای خلا در سیستمهای الکترونیکی و جایگزینی مدارات جامد مدرن به جای آن بود . اضافه کردن یک سیستم چشمی(اپتیکی) ردگیری هدف به سیستم پدافنی موشکی هاک نیز از دیگر تعییرات این فاز بود. سیستم جدید ردگیری هدف با چشم یا optical TAS از یک سیستم الکترو-اپتیکی (تلویزیونی) مدل OD-179/TVY برای قرار دادن یک سیستم شناسایی و ردگیری جدید هدف برای اپراتور سیستم پدافندی هاک استفاده می‌کرد و در موقعی که سیستمهای دیگر به علت جنگ الکترونیک قابل استفاده نبودند، کاربرد داشت.  موشکهای هاک این نمونه مابین سالهای 1983 تا 1986 وارد خدمت شدند .



·         فاز سوم : تاکید بیشتر این مرحله که از سال1983 شروع شد بر روی بهینه سازی سیستم‌های موجود با استفاده از سیستمهای سخت افزاری و نرم افزاری کامپیوتری بود . در این فاز رادار سیستم CWAR با نمونه قدرتمند AN/MPQ-62 با توانایی جستجوی تک سیگنال اهداف عوض شد. رادار AN/MPQ-61 سیستم HPI برای افزایش قدرت درگیری همزمان سیستم پدافند موشکی با اهداف در ارتفاع پایین بهینه‌سازی گردید. این رادار امکان فعالیت مطمئن سیستم هاک را در هنگام وجود تعداد زیادی از اهداف در ارتفاعات کم، فراهم می‌کرد . سیستم ROR نیز در این مرحله از بهینه‌سازی به علت عدم نیاز حذف شد . موشکهای هاک این نمونه از سال 1989 وارد خدمت شدند.


۳-۳-طرحهای موازی 3 فاز اولیه طرح (‌ HAWK/PIP) برای توسعه و بهینه سازی موشک هاک نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:چهارشنبه 2 آبان 1386 | نظرات ()

روش‌های شناسایی و مقابله با موشک کروز

یکشنبه 1 مهر 1386  09:09 ق.ظ

نوع مطلب :مطالبی در باره موشکها و بمبها ،

بازدید ::

مقدمه


موشک کروز که اسم خود را از تعریف پرواز کروز برای هواپیما گرفته است به موشکی گفته می‌شود که بیشتر مسیر خود را در حالت پایدار و نزدیک به زمین طی می‌کند. چنین موشکی توانایی بالایی در حمل سرجنگی‌های سنگین برای حمله به اهداف زمینی داشته و یکی از تسلیحات مهم و راهبردی بسیاری از ارتش‌های جهان است. موشک کروز یک موشک بلندبرد با توانایی پرواز در ارتفاع پایین است. این گونه موشک‌ها معمولا از پیشرانش جت برای پرواز استفاده می‌کنند که به موشک اجازه می‌دهد به صورت ممتد و در مدت زمان طولانی پرواز کند. از نقطه نظر پیشرانه و تولید نیروی برآ این موشک شباهت بسیار زیادی با هواپیما داشته و میتوان آن را هواپیمای بدون خلبانی نامید که هدف اصلی از طراحی و ساخت آن حمل سرجنگی‌های معمولی یا حتی هسته‌ای با قدرت نابودی بالا در فاصله طولانی است.



موشک‌های کروز جدید معمولا با سرعت مافوق‌صوت مشابه هواپیماهای بدون خلبان و در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند. همین امر شناسایی و نابودی آنها با سامانه‌های شناسایی عادی چون رادار و پدافندی عادی را مشکل می‌سازد. به همین دلیل بسیاری از کشورها برای ساختن ابزارهایی که توانایی مقابله با این موشک‌ها را داشته باشد، تلاش می‌کنند . با توجه به توانایی این موشک‌ها در شناسایی و نابودی اهداف خاص و تعیین‌کننده نظامی، جلوگیری از کارکرد حتی یک موشک کروز می‌تواند در نتیجه نبرد تاثیر فراوانی ایجاد کند. در بسیاری موارد برای مقابله با یک سلاح می‌توان از نقاط قوت آن استفاده کرد. در واقع نقطه‌ی قوت سلاح در عین حال نقطه‌ی ضعف آن سلاح نیز دانسته می‌شود. موشک کروز نیز از این قاعده مستثنی نیست. با شناخت کامل روش‌هایی که موشک کروز برای ناوبری و هدایت استفاده می‌کند، می‌توان روش‌هایی برای مقابله با آن جستجو کرد.



روش‌های شناسایی و ره‌گیری موشک کروز


موشک‌های کروز همانند هر وسیله پرنده توسط رادارهای معمولی قابل ره‌گیری است. البته به دلیل جثه‌ی کوچک این موشک و اینکه در ارتفاع کم و با سرعت زیاد پرواز می‌کند، ردیابی آن اندکی سخت‌تر به نظر می‌رسد. موشک‌های کروزی که در طول جنگ جهانی اول و بعد از آن ساخته شده‌اند نسل اولیه این موشک‌ها را تشکیل می‌دادند و تا حدود 70 درصد تلفات داشته‌اند. آسیب‌پذیری بالای آنها در درجه اول به خاطر مسیر مستقیم آنها بود که باعث می‌شد که این موشک‌ها به راحتی توسط رادارها شناسایی و توسط پدافند هوایی مورد هدف قرار گیرند. در آن زمان سرعت این موشک‌ها از هواپیماهای جنگنده به مراتب کمتر بود و یک هواپیمای جنگنده می‌توانست آنها را به راحتی نابود سازد. اما در حال حاضر با پیشرفت‌هایی که در طراحی و تولید این گونه موشک‌ها صورت گرفته می‌توانیم موشک کروز را پرنده‌ای در نظر بگیریم که در ارتفاعی در حدود یک دهم ارتفاع پروازی موشک V-1 (نخستین موشک کروز) پرواز می‌کند و مسیر مستقیم خود را به تغییر ارتفاع به یک خط شکسته در صفحه تبدیل می‌کند.



در طراحی‌های جدید برای کم شدن احتمال ردیابی توسط رادار سعی شده است که در این موشک‌ها کم شدن سطح مقطع راداری مورد توجه قرار بگیرد. همچنین از مواد جاذب امواج رادار در بدنه‌ی موشک نیز استفاده شده است که امواج راداری را منعکس نکنند. در موشک‌های کروز امروزی سطح مقطع راداری در حد یک صدم متر مربع است که مقدار بسیار کمی برای ردیابی می‌باشد. همین باعث شده که ردیابی موشک‌های کروز جدید توسط رادارها به سختی صورت گیرد. در کشورهای پیشرفته که جلودار صنعت موشکی در هوافضای جهانی می‌باشند، نابود کردن موشک کروز توسط یک سامانه‌ی پدافندی سه مرحله‌ای صورت می‌گیرد. در ادامه به دنبال آنیم که مختصری در مورد این سامانه شرح دهیم.


 
سامانه‌ی پدافند سه مرحله‌ای


این سامانه از سه مرحله به شرح زیر تشکیل یافته است:


-          مرحله اول : آشکارسازی و شناسایی هدف


-          مرحله دوم :ره‌گیری و قفل بر روی موشک کروز


-          مرحله سوم : نابودسازی با آتش کردن بر روی موشک



در مورد موشک کروز، مهمترین مرحله آشکارسازی است. زیرا افزون بر یک سطح مقطع کم راداری بیشتر موشک‌های کروزی که ساخته می‌شوند برای نیروی محرکه خود از موتورهای جت توربوفن معمولی استفاده می‌کنند که گرمای کمی تولید می‌کنند. در نتیجه امکان آشکارسازی آنها با استفاده از حسگرهای حرارتی بسیار کم است. حتی اگر در فواصل کوتاه بتوان حرارت منتشر شده از موتور را با کمک حسگرهای فروسرخ تشخیص داد به دلیل سرعت موشک کروز در برد و ارتفاع کم امکان نشان دادن واکنش برای بسیاری از پایگاههای پدافندی وجود ندارد.



برای آشکارسازی یک موشک کروز باید از راداری در ارتفاع بالا و یا راداری که در ماورای افق در حال پرواز باشد (همچون هواپیمای آواکس)، استفاده کرد. چنین راداری باید برد زیادی داشته باشد و بتواند موشک کروزی را که در ارتفاع کم پرواز می‌کند و در خط دید رادار زمینی نیست شناسایی کرده و اطلاعات آن را به ایستگاه پدافند زمینی ارسال کند تا آمادگی لازم برای اقدامات پدافندی صورت گیرد. چنین راداری می‌تواند موشک‌های کروزی که سطح مقطع راداری پایینی دارد را به راحتی شناسایی کند. راداری که برای شناسایی موشک کروز مورد استفاده قرار می‌گیرد باید یک رادار رزونانس باند فرکانس بالا باشد (مانند رادار وی اچ اف) که فرکانس آن بین 30 تا 300 مگاهرتز باشد.




روش های مقابله


در سال‌های اخیر موشک‌های کروز از مهمترین تسلیحات مورد استفاده توسط ارتش امریکا و دیگر ارتش‌های بزرگ دنیا بوده است. مقابله با موشک کروز و بررسی روش‌هایی که بتوان با استفاده از آن موشک کروز مهاجم را نابود کرده و یا از کار انداخت برای ایجاد یک سامانه‌ی پدافندی، حیاتی است. به‌طور کلی روش‌هایی که با استفاده از آن می‌توان با موشک کروز مقابله کرد به دو دسته کلی تقسیم می شوند:


-          روش اول: در این روش موشک تحت عنوان پرنده‌ی مهاجم مورد حمله قرار می‌گیرد(روش سخت).


-          روش دوم: در این روش موشک تحت عنوان یک سامانه‌ی الکترونیکی هدف اختلالات راداری قرار می‌گیرد(روش نرم) .



روشهای سخت


نخستین راهی که برای مقابله با موشک کروز به نظر می‌رسد نابودسازی آن با استفاده از تسلیحات معمولی چون توپخانه‌ی ضدهوایی و یا مسلسل‌هایی با کالیبر زیاد است. چنین تسلیحاتی باید بتوانند به طور خودکار هدف را جستجو و شناسایی و تعقیب کنند و در موقعیت مناسب با گشودن آتش به سمت آن موشک را به صورت کامل منهدم کنند. در عین حال باید بتوانند پرنده مهاجم را از پرنده خودی تشخیص دهند. سلاح 20 میلیمتری خودکار MK-15 فالاکس، سلاحی از این دسته است که برای مقابله با اجسام پرنده‌ی مهاجمی که به سمت کشتی می‌آیند، طراحی و ساخته شده است. چند قبضه از این سلاح می‌تواند در نقاط مختلف و حساس یک ناو جنگی نصب شود و در صورت نزدیک شدن موشک کروز و یا هواپیما رادار جستجوگر اطمینان ‌یابد که هواپیما و یا موشک نزدیک‌شونده مهاجم است؛ سپس رادار ره‌گیری مسیر اصلی آن را تشخیص داده و با رسیدن موشک به یک فاصله معین شلیک به سوی آن آغاز می‌شود. با شروع مرحله نابودسازی پرنده‌ی مهاجم، مسلسل چرخان این اسلحه در هر دقیقه بین 3000 تا 4500 گلوله 20 میلیمتری حاوی تنگستن و یا اورانیوم ضعیف شده به سمت هدف پرنده شلیک کرده و تا نابودی کامل هدف شلیک را ادامه می‌دهد. برای مقابله با موشک‌های کروز همچنین میتوان از موشک‌های پدافندی نیز استفاده کرد.


تفنگ 20 میلیمتری MK-15 فالاکس و اجزای آن در سال 1996یک موشک کروز را با استفاده از سامانه‌ی موشکی زمین به هوای پاتریوت متصل به آن مورد اصابت قرار داد که حاکی از امکان استفاده از موشکهای زمین به هوای تاکتیکی بر علیه موشک‌های کروز مهاجم بود.



موشک پاتریوت یک موشک زمین به هوای قدرتمند ساخت امریکاست که تا کنون در سه نسخه مختلف ساخته شده است. آخرین نسخه‌ی آن با سه ماخ سرعت دارای 15 کیلومتر برد است و می‌تواند با استفاده از فیوزهای مجاورتی و یا ضربه‌ای هدف را نابود کند. در آخرین ویرایش این موشک با توانایی‌های پیشرفته از فناوری جدیدی همانند سرراداری پیشرفته و بدنه کامپوزیتی جدید استفاده شده است. افزون بر پاتریوت به طور مشخص میتوان به سامانه‌ی موشکی تور-ام-1 اشاره کرد که توانایی درگیری با موشک‌های کروز را دارد.



روشهای نرم 


روش دیگری که برای مقابله با موشک‌های کروز مورد استفاده قرار می‌گیرد و بیشتر مبتنی بر عدم درگیری فیزیکی با موشک کروز و گمراه کردن و یا اختلال در نحوه کارکرد آن است. این روش‌ها را می‌توان تحت عنوان روش‌های‌نرم طبقه‌بندی کرد. یکی از مهم‌ترین روش‌هایی که به عنوان روش نرم شناخته می‌شود، به جنگ الکترونیک معروف است.


 


- جنگ الکترونیک


بیشتر موشک‌های کروز از سامانه‌ی موقعیت‌یابی جهانی (GPS) برای ناوبری استفاده می‌کنند. می‌توان از همین مشخصه برای گمراه کردن موشک کروز استفاده کرد و با ایجاد اختلال در امواجی که از طریق ماهواره‌ها صادر می‌شود، موشک را گمراه کرد و یا به آن آدرس غلط داد. ماهواره‌های GPS سیگنال‌های خود را در دو باند ماکروویو و یا فرکانس‌های باند ال ارسال می‌کنند. به دو طریق می‌توان در این سیگنال‌ها ایجاد اختلال کرد.



یکی از طریق اخلالگرهای باند پهن که بدون توجه به محتوای اطلاعات بر روی اطلاعات ارسالی، پارازیت ایجاد می‌کنند و به آنها اخلالگرهای غیرهوشمند می‌گویند؛ و دیگری آن دسته که با توجه به سیگنالی که به گیرنده ارسال می‌شود موقعیت نادرستی را به گیرنده ارسال می‌کنند. در این روش گیرنده اطلاعات خطادار و یا پارازیت در سامانه تشخیص خود را مشاهده نمی کند، ولی موقعیتی که به آن داده شده غلط بوده و باعث عدم موفقیت آن می‌گردد. این منابع ارسال سیگنال می‌توانند به صورت پایگاه زمینی، شناور و یا هوایی از طریق کشتی و هواپیما و یا بالن سیگنال ارسال کنند.


افزودن بر مقدار خطای ایجاد شده در سامانه‌ی ناوبری موشک در مراحل نهایی نیز میتواند موشک را گمراه‌تر کند. با ایجاد شرایطی چون گرد و خاک و یا طوفان‌های مغناطیسی مصنوعی نیز می‌توان در سامانه‌ی هدف‌یابی نهایی موشک اختلال ایجاد کرد. البته در مقابل موشک‌های بسیار پیشرفته این روش‌ها عملی نیست، چون ممکن است در این موشک‌ها هدف توسط یک نقطه مرجع زمینی برای سامانه تعریف شده باشد.


منبع :  http://avia.ir/Default.asp?@=7080

 

سجاد غضنفری

کارشناس مهندسی هوافضا


نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:یکشنبه 1 مهر 1386 | نظرات ()