تبلیغات
نیروی هوایی ایران (iranianairforce) - مطالب عمومی

http://www.30cd.biz/upload_pic/1319300980.gif

Microsoft Flight Simulator

بازی فوق العاده شبیه ساز پرواز

این بازی فقط برای کودکان نیست شما یا هر سنی می توانید

 لذت خلبانی را در محیط مجازی بچشید

اگر تا به حال پرواز برایتان یک رویا بوده است با وجود این نرم افزار

 دیگر این یک رویا نیست نرم افزار شبیه ساز پرواز در محیطی

 کاملا شبیه سازی شده و واقعی

پرواز واقعی و هیجان را تجربه کنید

http://www.30cd.biz/upload_pic/1319295885.jpg


قیمت:8000 تومان            تعداد:2 دی وی دی اورجینال

     


بالهای آئروالاستیکی فعال

پنجشنبه 31 خرداد 1386  06:06 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

بازدید ::

به کارگیری هواپیمای با بالهای آئروالاستیکی فعال(AAW)  یکی از پروژه های تحقیقاتی منحصر به فرد است که مشترکاً توسط نیروی دریایی و آزمایشگاه تحقیقاتی نیروی هوایی آمریکا، مرکز «درایدین» ناسا و کارخانه بوئینگ در حال انجام است. در این ارتباط کارخانه بوئینگ اصلاحاتی را روی هواپیمای F/A-18 به انجام می‌رساند.




در اولین پرواز تاریخی برادران رایت در 17 سپتامبر 1903 ، «اورویل رایت» با قرار گرفتن به صورت درازکش روی سینه در محل نشیمن گاه هواپیما و تکان دادن اندام بدن خود موجب پیچش و یا تاب دادن نوک بالها به سمت راست و یا چپ گردید. این امر باعث کنترل پرواز هواپیما بدون به کارگیری شهپرها گردید. در حالی که این چنین تاب برداشتن آئروالاستیکی در بالهای هواپیماهای پیشرفته به صورت ذاتی وجود دارد، مهندسان کلیه سعی خود را برای مقابله با این پدیده، از تقویت کردن بالها تا به کارگیری سطوح کنترل دیگر به انجام رسانده اند.


طبق نظر مدیر برنامه «AAW» کارخانه بوئینگ، بالهایی که در پرواز در معرض پیچش قرار می‌گیرند عموماً نازک و سبک بوده و دارای نسبت منظری بالا هستند. یک بال کشیده لاغر بالطبع سبک بوده و دارای مشخصه‌های آئرودینامیکی (برا و پسا) خوبی می‌باشد. دلیلی که موجب می‌گردد از بالهای با نسبت منظری بالا استفاده نشود این است که طراحان نسبت به بارگذاری بیش از حد و ایجاد تنش در سازه داخلی بال نگران هستند. در گذشته پاسخ به این مسئله  پیچش بالها بود که مشکل را  برطرف می‌ساخت.


استفاده از پیچش جهت کنترل و کاهش وزن:


برنامه تحقیقاتی AAW به دنبال روشی است که پدیده تاب برداشتن طبیعی بال در جنگنده‌های جت آینده (همانگونه که برادران رایت استفاده نمودند) را برای اهداف کنترل نمودن هواپیما به کار گیرد و همزمان به طرقی وزن اضافی به وجود آمده را کاهش دهد. برای این کار از هواپیمای F/A-18 استفاده شده زیرا، بالهای اصلی آن دارای پانل‌های آلومینیوم و مواد مرکب، هسته‌های لانه زنبوری می‌باشد. این طرح باعث انعطاف زیاد بال در سرعتهای بالا می‌شود که شهپرها قادر خواهند بود نرخ غلتش (roll) تعیین شده را اعمال نمایند. زیرا تأثیرپذیری کنترل از بین رفته و در نتیجه وارونگی شهپرها حاصل می گردد.


بالهای تولید شده قبلی هواپیمای F/A-18 جهت انجام این پروژه کنار گذاشته شده و به جای آن از طرح جدیدی که دارای دنده‌های عرضی قوی‌تر و پوسته‌های ضخیم‌تر و محکم‌تر می‌باشد استفاده گردید. مهندسان همچنین یک «دم غلتشی» اضافه نمودند که به وسیله آن انحرافات دیفرانسیلی دم موجب توانمندی حرکت غلتش در فشارهای دینامیکی پروازی بالا می گردد. این نوع دم در هواپیماهای F-16 , F-15 , F-14 نیز وجود دارد.


محققان اعتقاد دارند که طرح «AAW» را می‌توان به طریقی به کار گرفت که پیچش بال در سرعتهای زیاد کنترل شود و مانورهای غلتش هواپیما بهبود یابد و شاید تا جایی که بتوان مجموعه دم را حذف نمود.


پیچش بال موجب تامین میزان غلتش مورد نیاز می‌گردد و لذا به گفته یکی از متخصصان برای غلتش از حرکت دیفرانسیلی دم استفاده نمی‌شود، بلکه آن را حین پرواز کاملاً افقی نگه داشته تا اثبات گردد که برای غلتش هواپیما نیازی به دم نمی‌باشد. با این کار نیروهای حاصله از بال از نیروهای حاصله از دم که به صورت مخالف عمل می‌کنند مجزا می‌گردد. همچنین رایانه کنترل پرواز (FCC) هواپیمای F-18 به منظور حرکت دادن عمل کننده‌های جدید بایست اصلاح شوند. تا زمانی که سیستم FCC جدید به کار گرفته نشود هواپیما مانند یک F-18 معمولی عملیات برخاست، فرود و پرواز را انجام می‌دهد.



   


کنترل تنش‌ها:


طبق اظهارات مدیر این پروژه، اطمینان از کنترل و یا خنثی کردن تنش‌های به وجود آمده، کلید اصلی موفقیت برای این نوع بالهاست.


برای این کار، صدها حسگر روی سطوح بال و بدنه توزیع و نصب شده و می‌توان کلیه بارگذاری‌ها در حین پرواز را نظارت کرد و با استفاده از دیگر سطوح کنترل مانند فلپ ها، شهپرها و غیره بارگذاری بال را مجدداً توزیع نموده وبنابراین از هرگونه اعمال بار اضافی روی هر یک از بخش‌های بال و یا بدنه که به سبب پیچش ایجاد می‌گردد جلوگیری نمود. وی می‌افزاید تا زمانی که ایمنی در بهسازی توزیع نیرو به اثبات نرسد، هیچ یک از مشتریان علاقه‌ای برای استفاده از این نوع بالها برای هواپیماهای طراحی شده نخواهند داشت.


اکثر کارشناسان معتقد هستند که این پروژه به زودی روی هواپیمای F/A-18 اعمال نخواهد شد. زیرا بال جمع شونده آن که برای عملیات روی ناو هواپیمابر مورد نیاز است می‌تواند برای فلپ‌های مستقل لبه حمله بال داخلی و خارجی مناسب باشد (فلپ های استاندارد این جنگنده در هنگامی که بالها جمع می‌شوند از یکدیگر جدا شده و لذا به طور هماهنگ عمل نمی‌کنند). با این تغییر، یک نیروی قوی روی نوک بال ها اعمال شده و بنابراین آن را به سمت پایین و یا بالا فشار داده و موجب پیچش بال می‌گردد.


میزان پیچش نسبتاً کم بوده و در حد کمتر از 4 درجه می‌باشد. ولی به گفته یکی از کارشناسان همین میزان نیز در سرعتهای زیاد نیروی زیادی ایجاد می‌کند که دارای مزایای بسیاری است. محاسن دیگری که فن آوری “AAW” می تواند داشته باشد عبارتند از: ارائه یک بال با وزن مناسب، کاهش نیروی پسا، بهبود در برد پروازی و کاهش مصرف سوخت که همگی به دلیل مشخصه های آئرودینامیکی بهتر بال و افزایش نسبت منظری حاصل می‌شود.


به گفته کارشناسان، با استفاده از طرحی مشابه هواپیمای “JSF” و به کار گرفتن فن آوری “AAW” برای مرحله پرواز گذر صوتی، صرفه جویی در وزن کل معادل 7 الی 10 درصد با حفظ کارآیی هواپیما حاصل می گردد. مطالعات قبلی روی هواپیمای مشابه F-22 (با مأموریت های زیرصوت) کاهش وزن در حد 18 درصد را به اثبات رسانده که میزان قابل توجهی می‌باشد.


هدف اصلی این فن آوری بر این است که روشهای جدید کنترل خصوصاً برای هواپیماهای با بال انعطاف پذیر و نسبت منظری بالا و حتی بدون دم و یا هواپیماهایی که کنترل های آیرودینامیکی متداول ایجاد اشکال می‌کند ارائه گردد.


اولین گام در جهت هواپیمای تغییر شکل‌دهنده:


می توان گفت که فن آوری “AAW” اولین مرحله از یک برنامه بلندمدت جهت دستیابی به یک هواپیمای تغییرشکل دهنده واقعی است که قادر خواهد بود در حین پرواز درست مانند پرندگان که به وسیله پرهای خود حالات پروازی را تغییر می دهند، این نوع هواپیما نیز کل سطوح بال خود را در زمان پرواز اصلاح کند. البته به میزانی این قابلیت تغییرساختار بالها در هواپیماها F-14 و F-111 وجود دارد ولی تا رسیدن به هدف نهایی که با به کار گرفتن فن آوری “AAW” شروع شده مسیر طولانی باقی مانده است.


هنگامی که بخواهیم از قوانین کنترل طبیعی استفاده نماییم (مانند پرندگان)، نیاز به تغییر جهت دادن کلیه چهار سطوح کنترلی می‌باشد که عبارتند از: لبه حمله و فرار بال ها، به طرف بال داخلی و خارج آن. البته انحراف کلیه این سطوح بایست هماهنگ و به طور موثری صورت پذیرد که با کلیه نیروهای آئرودینامیکی، جدایی جریان و غیرو در تعامل باشند. براساس اظهارات مدیر پروژه، جهت اثبات عملی بودن آن آزمایشات با مقیاس کامل و در خارج تونل باد انجام می پذیرد، به صورتی که از عمل کننده های متداول و نیز سطوح کنترل معمول استفاده شده، ولی فقط لبه حمله بال خارجی به عنوان سطح کنترل قابل مانور به کار گرفته می‌شود.


البته برای دستیابی به یک هواپیمای تغییر شکل دهنده واقعی نیاز به توسعه مواد جدید و فن آوری های دیگر می‌باشد که این راه بایست در آینده طی گردد.


در واقع، در اولین گام محققان درصدد آزمایش روی یک هواپیمای موجود با مقداری خصوصیات انعطاف پذیری بوده و اینکه چگونه بتوان به طور ایمن از آن بهره برداری نمود. چنانچه این امر به اثبات برسد، طراحان کاربرد آن را در طرح های آینده هواپیماها موردنظر قرار خواهند داد. و چنانچه مرحله بعدی بخواهد شروع شود، می بایست سازه ها و موادهایی که اجازه انعطاف پذیری بهتری نسبت به هواپیمای F-18 می دهند به کار گرفته شود. پیش بینی می گردد در 30 الی 40 سال آینده، مواد انعطاف پذیری برای کلیه سطوح هواپیما ابداع گردد که بتواند به صورت مستمر در حین پرواز خود را تنظیم کند.


برنامه‌های آزمایش:


هواپیماهای آزمایشی اصلاح شده در مارس 2002 پرده برداری شده و مراحل آزمایشات انسجام سازه‌ای و کنترل سیستم‌های آن طی گردیده است. تغییرات توان کنترلی هواپیما نسبت به فشارهای آیرودینامیکی 200 درجه بر ثانیه است که نسبتاً کمتر از یک هواپیمای F-18 معمولی است. یکی از مواردی که در اولین مرحله پروازی به آن پرداخته می‌شود جمع آوری اطلاعات برای ایجاد مدل های بارگذاری سازه ای و آئرودینامیکی بهتر و نیز استفاده موثرتر از پیچش بال می‌باشد. هدف این است که ابزارهای طراحی معین شده، پیش‌بینی‌ها انجام پذیرد و نهایتاً بررسی گردد که موارد  ینی شده تحقق یافته و چنانچه نتیجه منفی بود علت مشخص شود.


این پروژه قبلاً تحت بررسی‌های مختلف در زمینه طراحی قرار گرفته است. این بررسی‌ها شامل ایجاد یک سری قوانین کنترل پرواز مقدماتی و اعمال آن روی شبیه ساز پروازی هواپیمای F/A-18 بوده که توسط خلبانان ناسا و بوئینگ مورد آزمایش قرار گرفته است. با به کارگیری فلپ‌ها لبه حمله چاک‌دار (Split flap) و نیز رایانه کنترل پرواز جدید، تغییراتی در هواپیمای اصلی ایجاد گردیده است. بنابراین در آزمایشات پروازی آینده به بررسی عملکرد هواپیمای پایه و نیز اصلاحات اعمال شده پرداخته می‌شود و اینکه آیا هواپیما قابل کنترل هست و یا خیر؟ همزمان با پروازهای اولیه، کلیه حسگرهای نصب شده نظارت لازم را در مانورهای مختلف انجام داده و اطلاعات مفیدی از عملکرد بال و بدنه به دست می آید. این داده ها به دلیل ایجاد قوانین کنترلی و بهره برداری از مشخصه های آن بسیار مهم است.


جمع آوری داده های مزبور و یا تعیین پارامترهای پروازی به مهندسان کمک می‌کند که در سال آینده، طرح “AAW” را جهت استفاده از توانمندی پیچش بال مورد آزمایش و بررسی قرار دهند.


مرکز تحقیقاتی ناسا آزمایشات بسیاری در این رابطه انجام داده است. با استفاده از تعدادی سیلندرهای هیدرولیکی روی بالها و اعمال نیروهای فشاری و کششی شبیه سازی چگونگی عملکرد بال ها تحت تأثیر گشتاوردهای مختلف آزمایش می‌شود. با این روش مهندسان از میزان بارگذاری اطلاع داشته و لذا کالیبراسیون کلیه حسگرها انجام می‌پذیرد. لذا زمانی که پرواز واقعی صورت می‌گیرد یک تخمینی از میزان بارگذاری توسط حسگرها گزارش می‌شود. به گفته مدیر پروژه هواپیما برای نیروی اینرس 5 الی g6 در نظر گرفته شده که البته در این آزمایشات فقط 4 الی g5 اعمال می‌شود، زیرا در مراحل اولیه آزمایش حالات بحرانی برنامه ریزی نشده، ولی چنانچه نتایج مثبت باشد مراحل بحرانی نیز متعاقباً آزمایش می‌شود.


بحث نهایی:


شروع تلاشهای انجام پذیرفته در جهت تحقق فن آوری “AAW” فقط به اولین پرواز بشر خلاصه نمی‌شود. (همانگونه که در ابتدای مقاله ذکر گردید)، تحقیقات و آزمایش‌های بعدی نشان داد که برای به کارگیری این فن‌آوری ممکن است جریمه‌هایی را متحمل شد (نیاز به وزن اضافی و لذا انجام روشهای مهندسی جهت غلبه بر آن). ولی در نهایت محاسن وزن کم حاصل می‌گردد.


انرژی جریان هوا موجب پیچش دلخواه بال و نیز حرکت اندک سطوح کنترل می‌شود. یکسری بالچه (Tabs) به عنوان سطوح کنترل “AAW” استفاده گردیده تا موجب افزایش پیچش بال و در نتیجه زیادتر شدن توانمندی نیروی کنترل شوند. این روش به جای غلبه بر اتلاف نیروی سطوح کنترل به دلیل پیچش الاستیکی بال انجام می پذیرد. با استفاده از روش فوق توان کنترل قابل ملاحظه ای تحت شرایط فشارهای دینامیکی زیاد ایجاد می گردد و همزمان در شرایط کرنش کم بال نیروی پسا کاهش یافته و نیز نیروهای سازه ای در شرایط کرنش زیاد بال کاسته می گردد.


در واقع، در صورتی که فن‌آوری “AAW” به طور صحیح به کار گرفته شود، یک بال “AAW” که تقریباً 25 درصد سبک‌تر از بال معمولی است پیچش کمتری نسبت به پیچش بال معمولی در هنگام مانورهای پروازی خواهد داشت.

منبع  http://avia.ir/Default.asp?@=5527


نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

مطالبی در مورد هواپیماهای بدون سرنشین؛

سه شنبه 3 بهمن 1385  05:01 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

بازدید ::

هبادها: وضعیت جهانی

هر روزه با افزایش تعداد و تنوع پهبادها، کشورهای بیشتری در این زمینه به تحقیق و توسعه و فعالیت می‌پردازند.


به عقیده برخی هواپیماهای بدون سرنشین یا پهباد پیش از برادران رایت وجود داشتند. شاید اولین پهبادها از سوی طرفین درگیر در جنگ داخلی ایالات متحده به کار رفته باشد. در آن جنگ، طرفین بالنهایی را با مواد منفجره پر می‌کردند و آنها را به آسمان می‌فرستادند به این امید که این وسایل پرنده بر روی انبار مهمات و یا آذوقه دشمن بیفتد و منفجر شود.


اولین کشوری که از پهباد به عنوان یک ابزار استاندارد در جنگ بهره برداری کرد اسرائیل بود. به عقیده اسرائیلی‌ها استفاده – و از دست دادن- یک پهباد نسبتاً ارزان قیمت برای مأموریتهای شناسایی خطرناک به مراتب بهتر از به خطرانداختن جان یک خلبان و یک هواپیمای چند میلیون دلاری است.


سرگذشت این وسیله پر فراز و نشیب بوده است. یکی از مدیران سابق رایان ایروناتیکال، سازنده پرنده  افسانه‌ای Firebee Lightning Bugs در دهه 1950، پهباد را خون‌آشام فنآوری دفاعی نامید و گفت که دشمنان سعی می‌کنند جلوی این وسیله را بگیرند اما در نهایت پهبادها برآنها فائق خواهند شد. این روند در تاریخ نمایشگاه‌های هوایی به چشم می‌خورد. در حالی که زمانی در این نمایشگاه‌ها هیچ پهبادی حضور نداشت چند سال بعد دهها شرکت نمونه‌های اولیه خود را به نمایش گذاشتند.


با اینکه در جنگ ویتنام از پهباد Firebee استفاده فراوانی شد، می‌توان جنگ خلیج در دو دهه بعد را آغاز عصر حضور گسترده این نوع پرنده در استراتژی نظامی بسیاری از کشورها دانست. پهباد پایونیر Pioneer نیروی دریایی ایالات متحده که برداشتی مستقیم از پهبادهای مراقبت و شناسایی اسرائیلی بود نقش تعیین کننده‌ای در هدفگیری رزمناوها در جنگ خلیج داشت. تأثیر آنها چنان بود که سربازان عراقی بعد از شنیدن صدای موتور دوزمانه کوچک این هواپیما، انتظار یک بمباران ویرانگر را داشتند. شاید این مسئله را بتوان اولین مورد از تسلیم شدن انسان در مقابل ربات دانست.


 




پهباد پایونیر در جنگ خلیج نقشی تعیین‌کننده داشت


تنها یک دهه بعد، ایالات متحده نسلی از پهبادها را تولید کرد که نسبت آنها به پهبادهای جنگ خلیج همانند نسبت F/A-22 به هواپیمای برادران رایت بود. بااین حال در حالی که پهبادهای آمریکایی پریدیتور Predator، گلوبال هاوک Global Hawk، شدو Shadow، و دیگر پهبادهای پیشرفته حد اعلای فنآوری پهباد را نشان می‌دهند، اما این پرنده‌ها تنها نیستند. حداقل چهل کشور دیگر در حال حاضر در زمینه پهبادها تحقیقات انجام می‌دهند و قصد دارند نیروهای خود را به آن مجهز کنند.


 


اروپا


وزارت دفاع بریتانیا در سال 2003 دو شرکت ثیلز Thales و نورثروپ گرومن را برای فاز آخر از پروژه واچکیپر Watchkeeper خود انتخاب کرد. این پرنده که به اختصار ISTAR (Information, Surveillence, Target Acquisition, Reconnaissance) نامیده می‌شود جزیی از برنامه 778 میلیون دلاری این کشور برای توسعه پهبادهای شناسایی است. این پروژه تنها یکی از 18 برنامه پهبادی است که هم اکنون توسط بریتانیا در حال توسعه می‌باشند. بعضی دیگر از این برنامه‌ها شامل پهباد شناسایی هوایی کوتاه‌برد CSV-20، پهباد شناسایی میدان نبرد فونیکس و پهباد شناسایی هدف سویفت‌آی Swift-eye می‌شوند.



 



پهباد واچکیپر یکی از برنامه‌های اصلی وزارت دفاع بریتانیا می‌باشد


در آلمان کار بر روی پهباد تایفن/موکه Taifan/Mucke ادامه دارد. این پهباد که با هدف حمله و عملیات الکترونیک طراحی شده است، یک رادار با دقت بالا از نوع K-band با طول موج میلیمتری حمل می‌کند و قرار است اهداف متحرک را شناسایی کند. آلمانها تاکنون پهباد X-2000 را که با هدف مراقبت، شناسایی و رهگیری هدف از نزدیک در میدان نبرد ساخته شده است در نیروهای خود بکار گرفته‌اند. همچنین انتظار می‌رود پهباد VTOL سیماس Seamos که با هدف شناسایی و رهگیری اهداف دریایی طراحی شده تا سال 2008 عملیاتی شود. این پروژه‌ها تنها نمونه‌ای از حداقل نه پروژه این کشور در زمینه پهباد می‌باشند.


فرانسه با بیش از 25 برنامه یکی از فعالترین و مشتاقترین کشورها در زمینه توسعه پهباد است. آزیموت Azimut و بیودرون Biodrone دو نمونه از پهبادهای سبک وزن و قابل حمل توسط افراد هستند. به غیراز ایندو پهباد فاکس TX و دراگون برای جنگ الکترونیک طراحی شده‌اند و پهبادهای سرواِل Sarohale و فروگیت Fregate پهبادهایی با ارتفاع پرواز بالا و مداومت پرواز طولانی می‌باشند.


روسیه یکی از پیشگامان صنعت پهباد است. در دهه شصت سالها پیش از آنکه آمریکایی‌ها گلوبال هاوک را بسازند روسها پهبادی جاسوسی و فراصوت با ارتفاع پرواز بالا ساختند. این پهباد یسترب- باز- نام داشت و در سال 1964 عملیاتی شد. بعد از فروپاشی شوروی در ابتدای دهه نود تلاشهای این کشور در این زمینه متوقف شد اما در طی چند سال اخیر این کشور فعالیت خود در این زمینه را گسترش داده است. در حال حاضر حداقل 18 پروژه پهباد در روسیه در جریان است. معروفترین این پروژه‌ها آلباتروس Albatross و استرکوزا Strekoza هستند که با هدف تجسس و کنترل محیط زیست می‌باشند. همچنین پهباد چند منظوره Ka-137 با بالهای گردان نمونه‌ای دیگر از برنامه‌های این کشور می‌باشد. بعلاوه انتظار می‌رود اولین پهباد رزمی روسیه Tu-300 Korshun باشد که می‌تواند در ارتفاع کم و با سرعت بالا پرواز کند. به غیر از این موارد کارخانه هواپیماسازی سوخو در حال کارکردن بر روی پهبادهایی با توانایی‌های پریدیتور Predator و گلوبال هاوک می‌باشد.


 


سالها پیش از آنکه آمریکایی‌ها گلوبال هاوک را بسازند روسها پهبادی فراصوت با ارتفاع پرواز بالا به نام یسترب ساختند


 


شرکت سوخو برنامه‌های مختلفی از جمله زوند 1،2 و 3 دارد که مشابه گلوبال هاوک و پریدیتور هستند


دیگر کشورهای اروپایی نیز در این زمینه فعالیتهایی انجام می‌دهند. برای مثال شرکت سیمی‌کان روتور کرفت SiMiCon Roto Craft نروژ در حال کارکردن بر روی پهبادی است که بتواند همزمان از توانایی نشست و برخواست عمودی هلیکوپتر و سرعت بالای حرکت هواپیماهای بال ثابت بهره‌مند شود.


 


خاورمیانه


اسرائیل به عنوان یکی از پیشگامان این صنعت هنوز جایگاه خود را با در دست داشتن حداقل 20 پروژه حفظ کرده است. پهباد تاکتیکی هرمیز Hermes 180، پهباد بال مثلثی Cutlass و تعدادی مینی و میکروپهباد جزئی از برنامه‌های گسترده اسرائیل در این زمینه می‌باشند. اسرائیل همچنین یکی از پیشگامان در زمینه فنآوری کاهش صدای موتور پهبادها است. صدای پهبادها بعضاً چنان بوده است که به عقیده منتقدان آنها را بجای وسیله شناسایی، به شکل اهدافی آسان برای دشمن درآورده است. لازم به ذکر است که اسرائیل بزرگترین صادرکنندۀ پهباد در دنیاست.



 



اسرائیل به عنوان پر سابقه‌ترین کشور در صنعت پهباد، چندین برنامه موفق در این زمینه در دست دارد


 


پیش از حمله ایالات متحده به عراق، این کشور برنامه محرمانه‌ای در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین داشت. پیش از حمله، آمریکا مدعی شد که عراق بیش از یک دهه است که بر روی پهبادهای مختلف کار می‌کند. همچنین گزارش شد که عراق سعی دارد تا میگ 21 را بدون سرنشین به پرواز درآورد و اینکار را تا حد قابل قبولی بر روی هواپیمای دیگری به نام L-29 انجام داده است. بدیهی است که با وضع فعلی، عراق هرگونه برنامه‌ای در این زمینه را متوفق کرده است.


یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه که در زمینه پهبادها فعالیت گسترده‌ای دارد ترکیه است. درحال حاضر حداقل شش برنامه شامل ساهین Sahin (بلندبرد و با مداومت بالا)، سرچه Serce (میانبرد) و UAV-X1 کوتاهبرد در این کشور در جریان است.


ایران به عنوان یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه فعالیت نسبتاً گسترده‌ای در زمینه توسعه پهبادهای تهاجمی و چند منظوره دارد. این کشور که برنامه خود دراین زمینه را از زمان جنگ با عراق در دهه هشتاد میلادی آغاز کرده هم اکنون چندین نوع پهباد از جمله پهبادهای مهاجر 1، 2، 3 و 4 و همچنین ابابیل را در اختیار دارد.


 



ابابیل تنها یکی از چندین برنامه پهباد در ایران است


 


آسیا


درحالی که بیشتر توجهات و نگرانی‌ها در جنوب آسیا بر مسئله هسته‌ای بین هند و پاکستان متمرکز شده، هر دو کشور برنامه‌های گسترده‌ای را در زمینه توسعه هواپیماهای بدون سرنشین دنبال می‌کنند. هند با پهباد شناسایی، تجسس و رهگیری هدف نیشانت Nishant و مدل پیشرفته لاکشیا Lakshya برنامه خود را دنبال می‌کند و پاکستان در حال توسعه مدل دریایی پهباد بال دلتای نیشان Nishan Mk 2TJ است.


هند علاوه بر پیگیری برنامه‌های خود به خریدهای گسترده‌ای از اسرائیل نیز دست زده است و پهبادهای Search I,II، هرون2 Heron-2 (بلندبرد با مداومت پرواز بالا در ارتفاع متوسط) و هارپی Harpy (ضدرادار) را خریداری کرده است.


 



پهباد نیشانت هند بدنه‌‌ای کامپوزیتی دارد و هم اکنون عملیاتی شده است


 


از سویی دیگر پاکستان معتقد است که می‌تواند با بررسی دقیق یک فروند پهباد اسرائیلی Searcher Mark-II که در مأموریتی شناسایی برای هند در پاکستان سرنگون شد، فنآوری پهباد خود را یک دهه جلو بیاندازد. ژنرال محمد یوسف خان توسعه و تهیه پهبادها را برای پاکستان بسیار حیاتی می‌داند و گفته است که پاکستان علاوه بر پیگیری برنامه‌های خود، به احتمال زیاد چند ده پهباد پردیتور از ایالات متحده خواهد خرید.


درحالی که بیشتر فعالیتهای ژاپن در زمینه پهباد روی جنبه‌های تجاری آن متمرکز شده نیروهای دفاعی ژاپن یک فروند پهباد عمود پرواز و VTOL در اختیار دارد. این کشور تحقیقات خود را بیشتر برروی میکروپهبادها با اهداف تجاری و دفاعی متمرکز کرده‌اند.


وضع در کره جنوبی نیز تقریباً به همین شکل است. صنایع هوافضایی این کشور دو پهباد مراقبت و شناسایی به نامهای TRVP-1 Doyosae و Night Intruder 300 ساخته است. کره جنوبی در چندین پروژه دیگر نیز سرمایه‌گذاری کرده است اما مرکز ثقل پهبادهای این کشور را پهباد اسرائیلی هارپی تشکیل داده است. اخیراً با بالا گرفتن تنشها بین دو کره، کره جنوبی تصمیم گرفته تا چند فروند پهباد گلوبال هاوک نیز خریداری کند.


در نقطه مقابل کره شمالی درحال توسعه برنامه پهباد خود می‌باشد و در عین حال گزارش شده که چند فروند پهباد تاکتیکی شناسایی DR-3 REYS ساخت کشورهای مستقل مشترک‌المنافع CIS را از کشوری در خاورمیانه خریداری کرده است.


چین نیز اخیراً به پهبادها علاقه‌مند شده و سرمایه‌گذاری خود در این زمینه را افزایش داده است. اولین سری پهبادهای چین به نام چنگ هنگ Chang Hong براساس پهباد فایربی Firebee ایالات متحده ساخته شد که در طی جنگ ویتنام به دست این کشور افتاد. این پهباد بعدها با اصلاحاتی از جمله افزودن جی.پی.اس مورد استفاده قرار گرفت. یکی دیگر از پهبادهایی که چین روی آن کار می‌کند گویژو Guizhou WZ-2000 است که می‌توان آنرا به هواپیمای بدون سرنشینی با قابلیت پرتاب بمب تبدیل کرد.


 


مدلهای مختلف پهباد ASN قسمت مهمی از برنامه چین را تشکیل می‌دهند


 


ایالات متحده


ارتش ایالات متحده در زمینه تحقیق، توسعه، تولید و استفاده از پهباد در جهان رتبه اول را دارد. هم اکنون حداقل شصت برنامه، از میکروپهبادهای بالزن گرفته تا پهبادهای غول پیکر گلوبال هاوک در این کشور در جریان است.


 


برنامه پهباد در ایالات متحده از پهباد عظیم‌الجثه گلوبال هاوک آغاز می‌شود و به میکرو پهبادهای بالزن می‌رسد.


 


در دولت بوش سرمایه‌گذاری در صنعت پهباد رشد چشمگیری داشته است. از سال 2002 به 2003 بودجه خرید وزارت دفاع از 716 میلیون دلار به 2/1 میلیارد دلار افزایش یافت و تاسال 2005 این رقم به 2 میلیارد دلار رسید. از سویی دیگر کنگره ایالات متحده از ارتش خواسته است تا بجای موشک، بر روی پهبادهای مجهز به سلاحهای هوشمند متمرکز شود. درهمین حال برنامه‌های تحقیقاتی گسترده‌ای نیز درجریان است. یکی از این برنامه‌ها، هدایت بیش از سه پهباد رزمی توسط یک خلبان است که در هواپیمایی در ارتفاعی فراتر از تیررس موشکهای پدآفند دشمن قرار دارد.


 


وظیفه جدید خلبانان


نقش تعیین کننده پهبادها در دو جنگ اخیر در عراق و افغانستان شرایط کنترل‌کنندگان این وسایل را نیز ارتقا داده است. این مسئله برای خلبانان پهبادها اهمیت زیادی دارد زیرا آنها از بین خلبانان فعال جنگنده، بمب‌افکن و ترابری نیروی هوایی انتخاب می‌شوند. تا پیش از این خلبانان از اینکه برای دو سال در خدمت ناوگان پهباد باشند احساس ناراحتی می‌کردند زیرا تصور می‌کردند که این زمان به سیر اصلی آنها لطمه می‌زند. در حال حاضر چنین وضعی نیست و ساعات پرواز خلبانی با پهباد نیز برای آنها منظور می‌گردد و خلبانان متوجه شده‌اند که این تجربه به آنها کمک هم می‌کند.


 


دیگر مأموریتها


از پهبادها می‌توان برای مأموریتهای غیر نظامی و نیمه نظامی نیز بهره برد. به عقیده بسیاری از پهباد برای مأموریتهای گشت‌زنی درون مرزی و کنترل هوایی نیز می‌توان بهره برد هرچند که بعضی دیگر این مسئله را منافی با حفظ حریم خصوصی افراد می‌دانند.


 به غیر از گارد ساحلی ایالات متحده، گشت مرزی ایالات متحده نیز در پی بکارگیری پهباد در اجرای مأموریت خود است. بغیر از این پهبادها برای مأموریتهای کاملاً غیر نظامی مانند انجام تحقیقات در مورد تغییرات جوی و تشعشعات در ارتفاعات بالا نیز بکار می‌رود. تعدادی دیگر از کاربردهای بالقوه این وسیله کنترل خطوط لوله، کنترل ترافیک دریایی، زمینی و هوایی و حتی حفاظت از سازمانها بزرگ می‌باشد.


 


همکاری‌های مشترک


با توجه به توسعه برنامه‌های جدید و متنوع در نقاط مختلف دنیا و همچنین رشد خرید این وسایل در سطح بین‌المللی انتظار می‌رود که کشورهای هم‌پیمان در زمینه توسعه پهباد همکاری‌های خود را گسترش دهند و حتی دست به تولید محصول مشترک زنند. در این راستا برای مثال تا کنون مدیر برنامه پهباد Watchkeeper بریتانیا برای مقامات ایالات متحده در مورد این پرنده اطلاعاتی ارائه کرده و آنها را با نیازها و توانایی‌های این پهباد آشنا کرده است. از سویی دیگر نیروی هوایی و وزارت دفاع ایالات متحده از ارائه توانایی‌های گلوبال هاوک برای کمک به پیشبرد برنامه یوروهاوک آلمان پشتیبانی کرده‌اند. در واقع ایالات متحده سعی دارد راهی برای همکاری مشترک با آلمان باز کند.


درحال حاضر تحقیقات ایالات متحده بر روی پهبادها شامل فنآوری‌های آینده نیز می‌شود که که بعضاً برای هم‌پیمانان این کشور نیز جالب است؛ برای مثال مداومت پرواز بیشتر با کاهش وزن سوخت مصرفی. دراین راستا شرکت بوئینگ با بکارگیری نوعی پیل سوختی که در صنعت خودروسازی توسعه یافته، سعی دارد نیروی پیشرانه نوعی پهباد را تولید کند. انواع دیگری از پهبادها نیز با همین هدف در دست طراحی و ساخت می‌باشند.


تمامی این سرمایه‌گذاری‌ها و پیشرفتها نویدبخش حضور مؤثرتر این وسیله در جنبه‌های مختلف نظامی و غیر نظامی درآینده خواهند بود و مطمئناً این وسیله جزء لاینفکی از فردا خواهد بود.

منبع شروین تقوی

avia.ir


نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

پنهانکاری هواپیمای جنگنده

یکشنبه 2 مهر 1385  04:09 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

بازدید ::

کارشناسان عقیده دارند که کنترل علائم وجودی و کاهش آن باعث افزایش تلفات دشمن نسبت به تلفات به خودی(Exchange Ratio)شده و انهدام اهداف اولیه را بدون تلفات سنگین نیروهای خودی امکان پذیر می سازد. در اوایل دهة1970 و درپی بررسی نتایج نبردهای هوایی در ویتنام آشکار شد که با وجود سیستمهای پدافند هوایی مدرن که با رادار هماهنگ و کنترل میشدند، انجام عملیات ضربتی اگر غیرممکن نباشد، بسیار مشکل خواهد بود. مسألة اساسی این بود که جنگنده های جدید اگرچه بسیار مدرنتر و سریعتر از همتاهای خود در جنگ دوّم جهانی خود بودند، امـّا، نقاط ضعف آنها را با خود به همراه داشتند. از این مهمتر، پیشرفت چشمگیر تسلیحات پدافند هوایی و رادارهای کنترل آتش بود. این تسلیحات در دهة 1960 بسیار تکامل یافته و توان انهدام آنها بالا رفته بود. مکمل این یافته ها، نتایج جنگ رمضان (1973) بود که در آن سیستم پدافند هوایی «موشکهای زمین به هوا و توپهای ضد هوایی با هدایت راداری) ارتشهای عرب تلفات سنگینی بر نیروی هوایی اسرائیل وارد کرده بودند. سیستمهای اخلالگر الکترونیکی(Self-Protection Jamming system)جنگنده های ساخت امریکا که از زمان جنگ ویتنام و به منظور دفاع از خود، روی جنگنده ها نصب شده بودند، به وضوح کارایی پایینی در مقابله با این تهدیدهای جدید ارائه کردند. لذا، کارشناسان به این نتیجه رسیدند که برای بقا جنگنده های ضربتی سرنشیندار باید در مراحل اولیه فاز طراحی، کاهش سطح مقطع راداری(Radar-Cross-Section)و یا به اختصار(RCS) لحاظ شود. این کلاس فکری منشاء پروژه «هیوبلو»(Have Blue)گشت که نهایتاً به هواپیمای ضربتی بسیار موفقF-117 (Lockheed)(شاهین شب) منجر شد.

عکس فوق یک جنگندهF/A-18 را نشان میدهد که با
به کارگیری شراره(منور حرارتی) سعی
در گمراه نمودن سیستم رهگیری حریف دارد. استفاده از
سیستمهای طعمه فریب دهنده باعث اشباع سیستم پدافندی
حریف گشته و ضریب موفقیت را بالا میبرد اما برای این که
سیستمهای طعمه فریب دهنده بتواند سیستمهای
رهگیری جدید را که به فیلتر مجهز می باشند گمراه کنند
باید مشخصات هواپیما را به نمایش بگذارند ( سرعت
حرارت متصاعد شده و …




در این راستا، یک واقعیت را نباید نادیده گرفت. و آن اینکه اگرچه مخفی ماندن از دید دشمن به مهاجم فرصت اجرای بهترین روش حمله را میدهد، ولی زمانی که درگیری آغاز شد، مخفی ماندن بسیار مشکل خواهد بود. برای مثال، در آغاز درگیری وقتی که مهاجم یک موشک شلیک میکند، دشمن خواه نا خواه متوجه حمله میشود، مگر آنکه خود موشک نیز قابلیت مخفی ماندن را دارا باشد. حال اگر مهاجم با انجام مانورهایی سعی بر اجرای حمله دیگر کرده و یا کلاً فرار کند، احتمال یافتن او از طریق سیستم دفاعی حریف بسیار بالا خواهد رفت.


امروزه به دلیل تأکید زیاد بر مشخصة پنهانکاری و در جهت کاهش سطح مقطع راداری (RCS)جنگنده ها، دم ها را با زاویة کمتر و یا بیشتر از 90 درجه نسبت به افق نصب میکنند. هواپیمایSR-71 اولین هواپیما با این نوع پیکربندی بود. این روش جدید در پیکربندی دم را در هواپیماهای مدرنی مثل F-117A (شاهین شب) و F-22 (پرندة شکاری) میتوان دید.
امروزه، به دلیل تأکید بر مشخصه پنهانکاری در
جنگنده ها از یک سو و توان فوق العادة سیستمهای کنترل پرواز دیجیتالی از سوی دیگر، نیاز به این گونه باله ها کاهش چشمگیری یافته و به احتمال زیاد در جنگنده های آینده از آنها استفاده نخواهد شد. کیفیت پرواز یک جنگنده باید به گونه ای باشد که خلبان بتواند در پوش پروازی از حداکثر قابلیت مانور هواپیما با ضریب ایمنی بالا استفاده کند. مشخصاً کیفیت پروازی بالا لازمة دستیابی به حداکثر کارایی است تا در پوش پروازی حداکثر توان مانور بدون ترس از ورود به مناطق ممنوعه(خروج از پرواز تحت کنترل) به دست آید. برای کاهش احتمال دیده شدن یک جنگنده میتوان با کاهش و یا از بین بردن دود اگزوز اقدام کرد. از سوی دیگر با استتار هواپیما و همرنگ کردن آن با محیط اطراف و همچنین کوچکتر کردن آرمها و پرچمهای روی آن می توان احتمال دیده شدن را کمتر کرد.

سطح مقطع راداری(Radar-crass-section)نسبت مستقیم با آشکار سازی (یافته شدن) و احتمال دیده شدن دارد. کاهش سطح مقطع راداری از این راه ها امکانپذیر است: عدم استفاده از سطوحی که زاویة قائمه میسازند، مخفی کردن صفحة کمپرسور موتور، استفاده از مواد جاذب امواج راداریmaterial,RAM)(Radar Absorbing ، حمل مهمات در داخل بدنه، کنترل تشعشعات از داخل
کابین و حفره های بدنه، به حداقل رساندن تشعشعات ساطع شده از حساسه های هواپیما، استفاده از سیستمهای جنگ الکترونیکی و مخفیکاری.

تشعشعات
مادون قرمز با استفاده از پس سوز بسیار افزایش مییابد. طول سیستمهای پس سوز امروزی بسیار کوتاهتر از نسل قبل بوده و به همین دلیل احتمال ردگیری در زاویة بزرگتری در پشت هواپیما انجام میشود.


جهت کاهش احتمال ردیابی اشعة مادون قرمز باید از تکنیک خنک کردن
اگزوز و یا استفاده از منورهای حرارتی گمراه کننده و یا حتی پوشاندن اگزوز استفاده کرد.

   

 

تصویر حرارتی یک جنگنده F-14 بدون استفاده
از پس سوز. این تصویر حرارتی در طول موج 12-8 میکرون
تهیه شده که حتی تغییرات درجه حرارت را در نقاط
مختلف بدنه نشان میدهد.
منطقه خنک قبل از کمپرسور در دهانة ورودی و
مناطق پر حرارت در اطراف کابین و استرک (Strake)
سمت راست قابل توجه است.
daneshnameh.roshd.ir    منبع


نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:یکشنبه 2 مهر 1385 | نظرات ()

کامل ترین مقاله راجع به موشک های ضد تانک

سه شنبه 21 شهریور 1385  05:09 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

بازدید ::

موشک های ضد تانک هدایت شونده اصلی ترین سلاح پیاده نظام ارتش ها برای مقابله با تانکها و ادوات زرهی است. این سلاح ها کوچک ، سبک ، ساده ولی بسیار کارآمد هستند. از دهه 70 میلادی دهها نمونه این موشک ها با سیستم هدایت های مختلف برای ارتش ها بزرگ دنیا ساخته شده و بعضی از آنها در بازار صادراتی بسیار پرطرفدار بوده اند. اکثر این موشکها دارای هدایت سیمی بوده و در راستای دید پرواز می کنند اگرچه از دهه 70 میلادی بعضی از این موشکها با توانایی پرواز بالاتر از خط دید تولید شده اند ( پرواز در بالای خط دید یعنی پرواز موشک بعد از خروج از لانچر در 5/1 تا 2 متر بالاتر از سطح هدف و حمله به آن از فراز هدف).
موشک های هدایت سیمی بسیار ساده و در عین حال ارزان تر از دیگر موشکها هستند از این رو این موشکها بسیار در بین کشورهای دارای مرزهای زمینی زیاد طرفدار دارند. این قبیل موشک های را می توان بر ضد انواع اهداف میدان جنگ مانند تانکها ، نفر برها ، خودروها ، توپها و سنگرها تیر بار استفاده می شود.اولین بار در دهه 40 میلادی در جریان جنگ جهانی دوم در سال 1945 آلمان ها اولین موشک ضد تانک هدایت شونده جهان را با نام X-1 در دهه 50 و 60 موشکهای ضد تانک حمل شونده توسط نفر دچار کم مهری از طرف فرماندهان نظامی قرار گرفتند زیرا آنها معتقد بودند که راکتها غیر هدایت شونده چون بازوکا و یالاو می توانند از پس تانکها بر آیند. با شروع دهه 70 و ورود تانکهای قدرتمند و با زرهای ضخیم تر و پیشرفته این راکت اندازها کارایی خود را تا اندازه ای از دست دادند. را ساختند که با اشغال آلمان هرگز فرصت استفاده در میدان جنگ را پیدا نکرد.

Image

شلیك كننده موشك ضد تانك تاو

تانکها می توانستند قبل از اینکه سرباز پیاده با راکت انداز خود به فاصله مورد نظر برای آتش برسد ، او را مورد هدف قرار بدهند و این مسأله در صحرا و دشتهای باز مشکلات بیشتری را فراهم می کرد. در جریان جنگ سال 1973 اعراب و اسرائیل ، این رژیم با بیش از 2200 تانک به مصر حمله برد. در این جنگ موشکهای ضد تانک ارزش عملیاتی خود را ثابت کردند زیرا موشک های ضد تانک AT-3 مالیوتکا تعداد زیادی از تانکهای اسرائیلی را مورد هدف قرار دادند. این اولین آزمون برای موشکهای ضد تانک بود که کارایی خود را نشان دادند.
از این پس ارتش ها دست به توسعه و خرید موشکهای هدایت شونده ضد تانک زدند. بسیاری از ارتشها ترجیح می دهند برای مقابله با تانکها دشمن بجای به خدمت گرفتن تانکها و بالگردها فراوان در کنار آنها موشکهای ضد تانک بیشتری را به خدمت بگیرند ( اگرچه بدون تانک و بالگرد ضد تانک در هیچ جنگی نمی توان در مقابل تانکها پیروز شد ). تانکهای مدرنی چون آبرامز و یا لکرک شاید بتوانند از پس یک تانک T-72 بر بیایند ولی از پس یک سرباز مخفی شده در پشت درختان در حالی که مجهز به یک موشک ضد تانک با برد 2000 تا 4000 متر است به سختی بر می آید. در این مقاله به طور مختصر به موشک های ضد تانک مورد استفاده نیروهای پیاده که در حال تولید هستند می پردازیم. بعضی از این مدلها بر روی نفر برها زرهی و یا تانکهای سبک شناسایی نصب شده و بعضی از روی شانه و تعدادی نیز از روی سه پایه شلیک می شوند. دو مورد اخیر بیشترین استفاده را توسط نیروهای پیاده دارد.

Image

موشك جاولین از توانایی شلیك كن فراموش كن برخوردار است.

سیستم هدایت این موشک ها طی 4 دهه گذشته به این صورت تکمیل شده است. در اوایل سالهای دهه 60 میلادی موشکهایی چون AS-10 و 11 ساخت فرانسه و یا موشک کبرا ساخت آمریکا موشکهای هدایت همزمان بودند که کاربر باید موشک را مستقیمآ به وسیله چشم در خط راستا دید نگه داشته تا موشک در یک راستای مستقیم به هدف برخورد کند. این موشکها نیاز زیادی به دقت کار برداشت و یک یا دو درجه خطای دید ، کاربر باعث به خطا رفتن موشک می شود. ولی نسل دوم موشکهای ضد تانک هدایت شونده همچون تاو و یا هات این امکان را به کاربر می داد که تنها با نگه داشتن علامت هدف گیر بر روی هدف ، سایت هدف گیری به طور خودکار با تعقیب گرمایی خروجی موشک ، آن را به طرف هدف به صورت نیم خودکار هدایت کند. امروز نسل سوم این موشکها همچون موشکهای بهسازی شده تاو و FF ، میلان 3 و جاولین از توانایی شلیک کن فراموش استفاده می کنند که بعد از قفل موشک بر روی هدف تمامی کارها از تعقیب گرفته تا اصلاح مسیر موشک به طرف هدف به صورت خودکار انجام می شود. یکی از محبوب ترین روشهای هدایت روش هدایت سیمی نیمه خودکار است که به دلیل سادگی کارکرد و سادگی خود سیستم و همچنین ارزان تمام شدن آن علیرغم نداشتن دقت نسبت به موشکهای هدایت لیزری و یا تلویزیونی چون از کارکرد بسیار بالایی برخوردار است طرفداران زیادی دارد. به جرات می توان گفت که امروزه 80% از موشکهای ضد تانک هدایت شونده موجود در جهان از نوع هدایت سیمی نیمه خودکار می باشد که با وجود گذشت سه تا چهار دهه از توسعه بعضی از این موشکها همچنان با بهسازی گسترده بر روی طرح اولیه بر روی خط تولید قرار دارند. یکی از محبوب ترین موشکهای ضد تانک جهان که بیش از 66000 فروند از آن توسط 44 کشور جهان به خدمت گرفته شده موشک هدایت سیمی BGM71 تاو می باشد که توسط کمپانی ری تاو در سال 1972 تولید شد.
این موشک که از بالگرد نیز پرتاب می شود دارای یک لانچر و یک سه پایه برای پرتاب می باشد.در حال حاضر تنها دو مدل از موشک تاو در حال تولید است که شامل BGM-71F ملقب به TOW2B و BGM-71FF می باشد که البته گفته می شود که برای امور صادراتی مدل BGM-71E ملقب به TOW2A نیز تولید می شود. مدل F و E دارای سر جنگنده دو مرحله پشت سر هم و توانایی پرواز در بالاتر از خط دید و یورش به هدف از بالای سر آن است . برد موثر این دو نمونه 3750 متر می باشد و گفته شده که مدل F از توانای نفوذ در 700 میلیمتر زره برخوردار بوده و دارای یک سر جنگنده به وزن 5/12 کیلوگرم و زمان پرواز 21 ثانیه می باشد.

Image
موشك اسپایك LR

Image
موشك سامانه موشكی ضد تانك اسپایك LR

Image
قسمتهای تشكیل دهنده موشك اسپایك LR

پیشرفته ترین نمونه تاو TOWFF می باشد که به جای هدایت سیمی از هدایت تصویر برداری فروسرخ استفاده می کند. این مدل بر خلاف مدلهای دیگر تاو که دارای هدایت نیمه خودکار هستند دارای هدایت تمام خودکار است و نیازی به هدایت کاربر ندارد. البته TOWFF تنها از بالگرد پرتاب می شود و باید در بالگرد مورد نظر نیز تغییراتی حاصل شود. از دیگر موشکهای ضد تانک آمریکایی باید به موشک M-47 دراگن اشاره کرد که اصلیترین موشک ضد تانک هدایت شونده شانه پرتاب ارتش آمریکا در دهه 70 تا 90 تا زمان ورود به خدمت موشک جاولین نام برد که دارای هدایت سیمی است و دارای برد 1000 متر می باشد. این موشک دارای برد کمی نسبت به تاو است که دلیل آن کوچکی و در نهایت سوخت کمتر آن است. البته در عوض این موشک را می توان به راحتی توسط یک نفر حمل کرد که این مورد در مورد تاو صدق نمی کند. وزن کل سیستم دراگن شامل لانچر و موشک کمتر از 18 کیلوگرم است این در حالی است که وزن سیستم پرتاب تاو در مدل F ، 92 کیلوگرم است.در حال حاضر تنها مدل ارتقا یافته دراگن که با نام دراگن 2 شناخته می شود به صورت محدود تولید می شود. این مدل دارای برد بیشتر 1500 متر و توانایی نفوذ در 500 میلیمتر زره را دارد. اگر چه نیروی زمینی ارتش امریکا در حال جایگزینی دراگن با جاولین است ولی سپاه تفنگ داران دریایی همچنان از این سلاح استفاده می کند.موشک جاولین پیشتاز موشکهای ضد تانک هدایت شونده قابل حمل توسط نفر است. این موشک که توسط کمپانی لاکهید مارتین توسعه پیدا کرد از سال 1994 وارد مرحله تولید و از سال 1996 عملیاتی شده است. این موشک بر اساس نیاز نیروی زمینی و سپاه تفنگ داران دریایی آمریکا برای تولید موشک ضد تانک جدید و جایگزین با موشک M47 دراگن توسعه پیدا کرد.این موشک دارای هدایت تصویر به رادار فرو سرخ نصب شده بر دماغه موشک است و دارای توانایی شلیک کن فراموش کن می باشد که در میان موشکهای ضد تانک شانه پرتاب کم نظیر می باشد. این موشک بر روی لانچر پرتاب دارای یک صفحه مانیتور برای هدف گیری موشک به وسیله دوربین فروسرخ نصب شده بر روی دماغه موشک است و یک دسته هدایت برای هدایت همزمان موشک به طرف هدف در صورت نیاز توسط کاربر. کاربر می تواند بعد از شلیک موشک به هدف گیری و آتش به طرف هدف دیگر اقدام نماید و یا حمل را ترک کند. همچنین این موشک را می توان پشت موانع زمینی شلیک و بعد آن را به طرف هدف هدایت کند. این قابلیتهای را تاو و دراگن ندارند. این موشک دارای برد 2000 متر و وزن سر جنگنده 4/8 کیلوگرم است. گفته شده این موشک می تواند در 600 میلیمتر زره نفوذ کرده و 28 کیلوگرم وزن کامل سیستم می باشد. تا کنون 20000 فروند از این موشک تولید شده و به 10 کشور جهان صادر شده است. در اروپا نیز سیستم های مشابه تولید و به خدمت گرفته شده است. از جمله آنها می توان به موشک های هات ، میلان ، بیل ، اریکس ، MBTLAWاشاره کرد.

Image
موشک دراگن در حال شلیک

هات همتای اروپایی تاو می باشد که برای استفاده در بالگردها ضد تانک توسعه پیدا کرد ولی به صورت دراز در نیروهای زرهی نیز مورد استفاده قرار گرفت. موشک هات دارای هدایت مشابه موشک تاو می باشد ولی این موشک دارای سیستم شلیک و حمل توسط نفر نیست و تنها زره پوشها و نفربرها می توانند آن را حمل کنند. موشک بیل پیشروی موشکهای ضد تانک قابل حمل توسط نفر است.این موشک دارای هدایت سیمی و توسط کمپانی ساب سوئد طراحی شده است. بیل قابلیت حمل توسط نفر را داراست و از روی سه پایه شلیک می شود. این موشک در دهه 70 میلادی طراحی شده و باید آن را اولین موشک ضد تانک هدایت شونده اروپایی قابل حمل توسط نفر دانست.
موشک ضد تانک بیل که در سال 1988 مدل بهسازی شده ان با نام بیل 2 توسعه پیدا کرد همچنان در حال تولید است به بیش از 10 کشور جهان فروخته شده است. بیل دارای برد 150 تا 2200 متر می باشد و می تواند زرهی به قطر 900 میلیمتر را دز هم بکوبد که نسبت به رقیبان دیگرش کارایی بهتری دارد.امروزه مدل بیل 2 که تنها مدل تولیدی موشک بیل است از یک سر جنگنده دو مرحله و از توانایی پرواز در بالاتر از خط دید به میزان 5/1 متر برخوردار است که امتیاز بزرگی برای موشکهای ضد تانک است زیرا این موشک ها از بالا بر روی برجک تانک که آسیب پذیرترین قسمت یک تانک است برخوردار می کنند. وزن این سیستم کمی نسبت به جاولین سنگین تر است و وزن کامل با موشک برابر با 57 کیلوگرم است. وزن لانچر با سه پایه 5/31 کیلوگرم می باشد. زمان پرواز این موشک 13 ثانیه است و به دلیل بهره گیری از سیستم فروسرخ از توانایی استفاده در شب برخوردار است. از جمله قابلیت بیل 2 نسبت به مدلهای اولیه توانای انفجار موشک بر فراز هدف است که بیشترین میزان خسارت را به آن می رساند. در صورت تنظیم موشک قبل از برخورد به برجک بر روی آن منفجر شده و موج ویرانگر باعث تخریب زره می شود.

Image
موشک ضد تانک سوءدی بیل 2

موشک ضد تانک میلان نیز از جمله موشک های ضد تانک اروپایی می باشد که با طور گسترده به خدمت گرفته شده است. این موشک که توسط کمپانی دایملر بنز آلمان و داسو فرانسه طراحی شده و در واقع هدف از طرح آن ساخت موشک قابل حمل توسط نفر برای استفاده در کنار موشک بزرگتر هات بود. میلان که از سال 1972 تولید شده است در واقع رقیب اروپایی بیل می باشد. آخرین مدل میلان که هم اکنون در حال تولید است میلان 3 در سال 1996 عرضه شده است. این مدل که از توانایی پرواز در بالاتر از خط دید و انفجار بر فراز هدف برخوردار است در نمونه میلان 3 از یک سایت جلونگر فروسرخ برای انجام عملیات های شبانه و همچنین تعقیب خودکار هدف بهره می گیرد. در مدلهای میلان 1 و 2 این موشک به صورت نیم خودکار هدایت می شود ولی در میلان 3 این موشک بعد از قفل بر روی هدف به صورت خودکار هدف را بصورت هدایت سیمی تعقیب می کند. میلان می تواند اهدافی را در فواصل 400 تا 2000 متر مورد هدف قرار دهد و دارای یک سر جنگنده با 70/2 کیلوگرم است که در مقابل موشک های جاولین با وزن 4/8 کیلوگرم و بیل با 6 کیلوگرم بسیار ناچیز و کم توان است. وزن لانچر موشک 4/16 کیلوگرم و موشک 73/6 کیلوگرم است با این موشک می توان زرهی با قطر 352 میلیمتر را رد هم کوبید.

Image
موشک ضد تانک چند ملیتی میلان

این موشک با وجود سبکی و سادگی عملکرد دارای وزن سر جنگنده کم و توانایی نفوذ بسیار پایین ولی دارای قیمت بسیار ارزانی می باشد از این رو تاکنون در 41 کشور جهان به خدمت گرفته شده است. البته گفته شده که میلان 3 از موشکهایی چون بیل و تاو از دقت بیشتری برخوردار است.
موشک اریکس نیز از جمله موشکهای ضد تانک نوین اروپایی است که توسط آلمان و فرانسه طراحی شده است.اگرچه که این موشک با فاصله دو سال زودتر از جاولین به خدمت گرفته شد ولی نمی توان کارایی آن را با این موشک کارآمد مقایسه کرد و تا حدی این موشک دارای کارایی در حد دراگن آمریکایی متعلق به دهه 70 دانست. اریکس موشکی است با هدایت سیمی که در سال 1994 به مرحله عملیاتی رسیده است و تا کنون در حدود 50000 فروند از آن سفارش شده است و به کشورهای فرانسه ، آلمان ، کانادا ، نروژ ، بلژیک و برزیل تحویل داده شده است. برد این موشک 600 متر است و دارای سرعت 245 متر در ثانیه می باشد. این موشک می تواند زرهی به قطر 900 میلیمتر را بشکافد و از یک سر جنگنده 5/3 کیلوگرمی استفاده می کند. موشک اریکس به روش نیمه خودکار مانند تاو و یا بیل هدایت شده و کاربر باید نشانه گذار سایت را تا زمان برخورد موشک به هدف بر روی آن نگه دارد.

Image
موشک اریکس به دلیل کوچکی و وزن کم طرفداران بسیاری دارد

Image
تصویری از موشک اریکس

موشک اریکس اگرچه یک موشک هدایت شونده کارآمد برای درگیری های نزدیک میدان جنگ است و بر خلاف موشک هایی چون میلان و بیل می توان آن را از روی شانه نیز شلیک کرد ولی این موشک را از نظر کارایی باید حتی از موشک ضد تانک دراگن امریکایی نیز در سطح پایین تری به حساب آورد. بر کم و سر جنگنده کوچک از جمله مشخصات پایین تر نسبت به دراگن است. راکت RPG-29 ساخت روسیه که از سال 1991 به مرحله تولید رسیده دارای مشخصات یکسان با اریکس آن هم به عنوان یک راکت است. این راکت از توانایی نفوذ در یک زره 500 میلیمتری و برد 800 متر برخوردار است و وزن لانچر با راکت 8/18 کیلوگرم می باشد. البته اریکس دارای سیستم هدایت است که این مسئله کمی نیست و ارزش عملیاتی آن در میدان جنگ مشخص می شود. اریکس دارای دقت به مراتب بیشتر نسبت به دراگن و یا میلان و دیگر موشکهای هم گروه خود است و کمپانی سازنده می گوید که ضریب برخورد این موشک به هدف 95% می باشد. البته سر جنگنده این موشک علارقم کوچکی قدرت نفوذ خوبی نسبت به دراگن ( 900 میلیمتر در مقابل 500 میلیمتر ) در زره دارد ولی کارایی آن بر ضد اهداف دیگر همچون ساختمان ها کم است. با وجود آن وزن کم این موشک و سادگی کاربر و قدرت خوب نفوذ در زره از دلایل پر طرفدار بودن این موشک است که از این رو آنرا با موشک میلان مقایسه کرد. وزن لانچر پرتاب این موشک با تجهیزات کامل تنها 5/12 کیلوگرم است و در مجموع با موشک و بدون سه پایه 5/17 کیلوگرم وزن دارد. طی دو دهه گذشته کشورهای اروپایی تلاش به ساخت موشک جدید ضد تانک کردند که مافوق صوت و دارای برد بیشتری باشد.
تلاش برای ساخت یک موشک ضد تانک هدایت خودکار در دهه 80 منجر به ساخت تریگات MR در دهه 90 شد. نمونه زمینی پرتاب تریگات که توسط نیروهای پیاده حمل میشود با همکاری دو کشور انگلستان و فرانسه و مشارکت کمپانی دایمر بنز آلمان تکمیل شد ، در واقع نوع تکمیل شده تریگات LR که یک موشک ضد تانک هواپرتاب برای پرتاب از بالگرد های نوین تایگر اروپایی است توسعه داده شد. MR و LR دارای برد کمتر و ابعاد کوچکتری است از این رو این موشک مانند تاو نیست که همان مدل هواپرتاب آنرا می توان از زمین نیز شلیک کرد. این موشک که از سال 2000 در حال تحویل به سه کشور یاد شده است دارای طرفداران زیادی دز کشورهای دیگر است البته این موشک رقیب دیگری در اسراییل با نام اسپایک دارد. تریگات از هدایت لیزری خط دید استفاده می کند و تا برخورد موشک کاربر باید هدف را با نشانه گذار لیزری تعقیب کند ولی هدایت موشک به سمت هدف کاملآ خودکار بوده و به واسطه استفاده از یک سیستم فروسرخ جلو نگر امکان استفاده از این موشک در شب نیز وجود دارد. برد این موشک بین 200 تا 2500 متر می باشد.

Image
موشک هدایت لیزری تریگات MR

تریگات برای جایگزینی موشک میلان که طی 3 دهه به طور گسترده ای توسط آلمان ، فرانسه و انگلستان به کار رفته توسعه پیدا کرد که البته به حق نیز جایگزینی شایسته برای این موشک بود.وزن یک سیستم کامل تریگات به همراه لانچر واحد هدایت حدود 45 کیلوگرم است البته وزن موشک و وزن سر جنگنده همچنان نا معلوم می باشد.موشک با سرعت صوت به هدف خود یورش می برد همچون موشک بیل 2 دارای فیوز مجاورتی برای انفجار موشک بر فراز هدف و توانایی پرواز در بالاتر از خط دید برخوردار است. نمونه هواپرتاب تریگات که همان مدل LR می تواند 1200 میلیمتر در زره نفوذ کند ولی معلوم نیست مدل زمین پرتاب تریگات چقدر قدرت نفوذ دارد. همچنین گفته شده این موشک می تواند اهدافی با سرعت 150 کیلومتر در ساعت را تعقیب و منهدم کند. اسپایدگیل نیز از جمله موشکهای ضد تانک کارآمد ساخت اسرائیل است که توسط کمپانی رافاءل این رژیم طراحی شده. اسپایک مانند جاولین امریکایی از سیستم هدایت تصویر بردار فروسرخ استفاده کرده. اسپایک را باید نزدیک ترین رقیب جاولین به حساب آورد از جمله انکه هر دو این موشکها در رده موشکهای شلیک کن فراموش کن می باشند. این سلاح در چهار مدل که سه مدل ان برای نیروهای پیاده و یک مدل برای بالگرد تولید شده است. اولین مدل این سلاح اسپایک SR نامیده می شود که کوچکترین عضو این خانواده و در عین حال تنها مدل این موشک که می توان آنرا از روی شانه شلیک کرد. این مدل نیز دارای هدایت تلویزیونی است و دارای برد 50 تا 800 متر می باشد. وزن کل سیستم تنها 9 کیلوگرم است که از این رو آن را باید سبک ترین موشک ضد تانک هدایت شونده جهان دانست.

Image
موشک اسپایک MR

اسپایک MR (گیل) مدل دیگر برای نیروهای پیاده که از روی سه پایه شلیک می شود ولی البته در موارد خاص قابلیت آتش از روی شانه را نیز دارد. این مدل که دارای دو سر جنگنده پشت سر هم می باشد قابلیت شلیک به صورت قفل شده بر روی هدف و یا هدایت همزمان را دارد . برد این مدل 200 تا 2500 متر است و از این لحاظ این مدل بیشترین شباهت را با جاولین امریکایی دارد. وزن کل سیستم بدون موشک 26 کیلوگرم است و گلوله گذاری مجدد آن 15 ثانیه طول می کشد. نمونه این خانواده اسپایک LR است که مانند دیگر موشکهای این خانواده به روش هدایت تصویر بردار فروسرخ هدایت می شود. این مدل نیز قابلیت حمل توسط نفر را داراست و از روی سه پایه شلیک می شود.LR دارای برد 4000 متر و دارای دو کلاهک جنگی پشت سر هم با رو فیوز مجاورتی و برخوردی می باشد. این مدل هم وزن مدل قبلی است ولی از لانچر بلندتری نسبت به مدل قبل استفاده می کند. گفته شده این مدل دارای قدرت نفوذ در 1200 میلیمتر زره را داراست.
هر سه این مدلها را می توان در حال قفل شده بر روی هدف و یا قفل نشده شلیک کرد. این موشک را می توان مانند جاولین از پشت موانع زمینی به سوی هدف شلیک و بعد آنرا بر روی هدف قفل کرد. روسها نیز در حال حاضر تنها سه نمونه موشک ضد تانک قابل حمل توسط نفر تولید می کنند که شامل نمونه ارتقا یافته موشک ضد تانک مالیوکا با نام مالیوتکای 2 که مجهّز به سیستم های هدایت رادیویی به جای هدایت سیمی و دارای یک سر جنگنده پشت سر هم برای تخریب زره های نوین است. مالیوتکا 9M14 با برد 3000 متر و قدرت نفوذ 520 میلیمتر در مدل C ان یکی از کارآمدترین موشکهای ضد تانک است که کارایی خود را بارها به اثبات رسانده.
دیگر موشک AT-13 میتس که در واقع در خط تولید جایگزین موشک ضد تانک کارآمد AT-7 شد.این موشک ضد تانک از سیستم های هدایت سیمی خط دید استفاده می کند و دارای وزن و ابعاد کوچکی است تا یک نیروی پیاده بتواند به تنهایی از آن استفاده کند. این موشک که دارای برد 1500 متر است می تواند در 950 میلیمتر زره نفوذ کند. AT-13 دارای 5/13 کیلوگرم وزن و لانچر آن نیز 9 کیلوگرم وزن می باشد. AT-13 را مانند پدرش AT-7 از روی سه پایه شلیک می کنند. ولی نوین ترین موشک ضد تانک روسی که در سال 1992 هم زمان با AT-13 ارائه شد موشک سنگین تر و دوربرد تر AT-14 کرنت که ان هم توسط KBP در روسیه ارائه شد و نزدیکترین رقیب شرقی تریگات MR می باشد. این مدل دارای یک هدایت لیزری تصویر بردار فروسرخ خط دید نیمه خودکار و توانایی انجام عملیات در شب را دارد. AT-14 دارای برد 6 کیلومتر از این رو دوربردترین موشک ضد تانک حمل شونده توسط فرد می باشد. در جریان اشغال نظامی عراق چند دستگاه تانک پیشرفته M1 آبرامز با آتش این موشک منهدم شد. ار آنجایی که این موشک در اختیار ارتش عراق از طرف سوریه بود آمریکا مدعی است که این موشکها از طرف دولت سوریه که روابط خوبی نیز با رژیم سابق بغداد داشت در اختیار این کشور قرار گرفته است. این مسئله به میزان زیادی باید درست باشد زیرا ارتش سوریه در اواخر دهه 90 تعداد زیادی از این موشک را از روسیه تحویل گرفته بود. در کشور ما ایران نیز موشک های ضد تانک به دست متخصصان وزارت دفاع تولید می شود. از جمله این موشکها را می توان به موشکهای ضد تانک توفان 1 و 2 که در واقع همان موشک تاو آمریکا است که در زمان رژیم معدوم گذشته تحویل ایران شده ولی امروزه در کشورمان به تولید رسیده است.
توفان هم از نظر کارایی مشابه BGM-71A تاو می باشد که گفته شده می تواند در 400 تا 400 میلیمتر زره نفوذ کند. برد این مدل 3750 متر است که در این صورت نسبت به مدل BGM-71A ساخت امریکا 750 متر بیشتر است. توفان 2 نیز مدل ارتقا یافته توفان 1 با دو سر جنگنده پشت سر هم که می تواند در زرهی به قطر 650 تا 760 میلیمتر نفوذ کند. این دو نمونه موشک توسط نیروهای پیاده ارتش و بالگرد های ضد تانک کبرای هوانیروز قهرمان شلیک می شود.
این مدل از توفان دو را می توان با موشک BGM-71E تاو آمریکایی مقایسه کرد. همچنین سیستم هدایت موشک تاو MGS2 (سایت هدایت) نیز در کشورمان تولید و در ارتش مورد بهره برداری قرار گرفته است. موشک رعد نیز از جمله محصولات ضد تانک تولیدی در میهن عزیزمان است که در واقع نمونه مهندسی معکوس AT-3 مالیوتکا می باشد. گفته می شود این موشک از یک سر جنگنده پشت سر هم می باشد و از الگوی پرواز بهینه سازی شده و زمان پرواز بیشتری برخوردار است. موشک ضد تانک صاعقه نیز از جمله موشکهای ضد تانک تولید داخل است که شباهت زیادی از نظر کارایی به موشک دراگن آمریکایی دارد و گفته شده دارای برد 1000 متر و از توانایی نفوذ در 500 میلیمتر زره و نمونه صاعقه 2 در 650 میلیمتر زره را دارد.

Image
موشک ضد تانک مالیوتکاAT-3

همچنین طی چند سال گذشته ایران دست به ساخت نمونه بومی موشک ضد تانک روسی AT-7 اسپندرل در ایران زده که گفته شده این موشک دارای برد و سر جنگنده بهینه شده می باشد. همچنین نشریه جینز ( متعلق به سازمان تحقیقاتی دفاعی جینز در انگلستان ) می گوید که ایران در حال توسعه انواع موشکهای ضد تانک لیزری و هدایت سیمی با نامهای تندر ، توسن و حافظ می باشد. موشکهای رعد ، توفان ، AT-5 اسپندرل ( که در ایران M113 نامیده می شود) در نمایشگاه دستاوردهای انقلاب اسلامی ( سال 1377 در تهران ) به نمایش گذاشته شده است.

با تشکر از دوست خوبم حافظ که زحمت این مقاله رو کشیدن


نوشته شده توسط: علیرضا | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

هواپیماهای مدار گریز

دوشنبه 6 شهریور 1385  07:08 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

بازدید ::

نخستین بار در نتیجه بکار گیری رادارها ، نیروی هوایی انگلستان توانست آفندهای هوایی آلمان را پیش بینی کرده و خود را آماده سازد، ضد هواییها را بکار اندازد و از زدن آفندهای هوایی آلمانها نفسی تازه کند. ولی اکنون نظامیان به دنبال شیوه‌هایی هستند که هواپیما را از دید رادارها پنهان نگهدارد.



 
 




برای کشف هر هواپیما ، امواج الکتومغناطیسی از دستگاه فرستنده خودی در آسمان پخش می‌گردد. این امواج در برخورد با هواپیمای دشمن ، بازتاب می‌کند، درست مانند آن است که نور به آینه بتابد و بازتاب پیدا کند. امواج بازتابی را گیرنده دستگاه خودی ، دریافت و آشکار می‌کند و در نتیجه وجود هواپیما در آسمان مشخص می‌گردد. در برخی از پایگاههای هوایی ، بطور خودکار موشک انداز بسوی هواپیما چرخیده و به طرف آن شلیک می‌کند و هواپیما را به زمین فرو می‌افکند. ولی اگر موج بازتابی در کار نباشد و همه امواج تابشی جذب شود در این صورت مانند این است که رادار خودی از کار افتاده باشد.

مکانیسم عمل

موج بازگشتی از بدنه هواپیماها ، به زاویه موج تابش ، شکل ، موقعیت و جنس بیرونی هواپیما بستگی دارد. دانشمندان در جستجوی راهها و روشهایی هستند تا هنگامی که موج رادار به هواپیما برخورد می‌کند، در جهات گوناگون پراکنده شود یا جذب گردد و بسوی آشکار ساز پایگاه موشک انداز باز فرستاده نشود. برای جذب امواج باید لایه‌های بیرونی هواپیما ، با ایجاد تداخل موج از بین برنده ، از بازتاب جلوگیری کند. مانند استفاده از شیشه بازتابی عینک که موجی روی لایه نخست بازتاب می‌کند و موجی روی لایه دوم ، یعنی لایه زیرین سطح بیرونی و در صورتی که اختلاف راه این دو موج که تابع کلفتی اندود روی سطح بیرونی است بطور مناسب و درست انتخاب شود، آنها اثر همدیگر را از میان می‌برند و مانند این است که از امواج تابش ، دیگر چیزی بازگشت نکرده است.

مشکلات سیستم

بسامد تابش الکترومغناطیسی رادارها را نمی‌توان تعیین و مشخص کرد، بسامد فرستنده‌های راداری ، در حدود صدها مگا هرتز تا دهها گیگا هرتز (اغلب ، از یک تا بیست گیگا هرتز) می‌باشد. جنس و کلفتی ماده بازتاب دهنده هواپیما ، به منظور اینکه امواج راداری که به آن برخورد می‌کند جذب کند، به بسامد یا طول موج فرستنده راداری بستگی دارد. ولی چون بسامد این فرستنده‌ها ، همان گونه که یادآوری شده در گستره وسیعی می‌تواند باشد و نمی‌توان پیش بینی کرد، بنابراین نخستین دشواری در این زمینه پدید می‌آید.

به عبارت دیگر برای از بین بردن بازتاب دسته‌ای پرتو شعاع که بطور عمود بر سطحی فلزی مانند بال هواپیما می‌تابد، آن را باید از لایه‌ای ضخیم با ثابت ناراسانایی و مغناطیسی سازگار با بسامد تابش بر سطح ، اندود کرد. با این همه، قانون کلی برای این کار و نیز برای ماده‌ای چند ظرفیتی که بتواند بازتاب امواج را در گستره پهنتری از بسامدها از بین ببرد، وجود ندارد.



 

طرح پیشنهادی

دانشمندان ، مواد مرکبی را با اندود لایه‌ای ساخته‌اند که هر یک ، بر رفتار لایه‌های دیگر تأثیر گذاشته در نتیجه اثر یکدیگر را کامل می‌کنند. این ماده‌ها اغلب ترکیبی از ماده‌های گوناگون نارسانا هستند که با بارهای رسانا و و یا مغناطیسی به شکل ذره‌های ریز ، رشته‌های باریک ، یا لایه‌های نازک آمیخته شده است. ویژگیهای ماده بدست آمده ، به ویژگیهای این بارها و کسر حجمی و جهت یابی آن نسبت به مساحت بستگی دارد. همه پاسخها به این مسأله ، به یک سازش میان سه عامل مهم منجر می‌شود. ماده ای که هر سه مورد زیر را شامل شود:


  1. برخوردار از کارایی در نوار پهنی از بسامد.
  2. دارای ضخامت کم باشد.
  3. سبک باشد.

    از آن گذشته ماده ساخته شده باید در محیطهای گوناگون و در شرایط مختلف ، مانند دما ، رطوبت ، برخورد باران ، برف یا تگرگ و خوردگی پایدار باشد. افزون بر اینها ، توانایی ترمیم پوشش هواپیما ، پس از چندین بار استفاده (در میدان نبرد) مهم است. از ده سال پیش ، بخشهای نظامی کشورهای مختلف ، برنامه‌های گسترده‌ای را در این زمینه دنبال می‌کنند و در این میان ، پژوهش ، گسترش و بررسی جسمهایی که دارای ویژگیهای دلخواه مغناطیسی و دی الکتریکی هستند، جایگاه والایی را به خود اختصاص داده‌اند.

منبع  daneshnameh.roshd.ir


نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()