فرماندهان دفاع مقدس و نبوغ نظامی (شهید امیر سرلشكر مسعود منفردنیاكی)
پنجشنبه 17 بهمن 1387 11:49 ب.ظنوع مطلب :خاطرات جنگ ،
از: سرهنگ بازنشسته علی سجادی و علی حسیناحمدی
یكی از نكات مهم و اساسی در هر جنگی، استفاده بهینه از نیروهای نظامی بخصوص افراد خلاق و نبوغ نظامی آنهاست كه اگر این نیروها به شكلی مناسب، هدایت و سازماندهی شوند، كارآیی آنان بسیار افزایش یافته و كسب پیروزی آسان میشود. از طرفی خود جنگ هم زمینههایی را مهیا میكند – به لحاظ سختیها و تهدیدهای تحمیل شده – تا استعدادهای نهفته و قابلیتهای پنهان افراد حاضر در جنگ آشكار شده، خلاقیتها و ابتكار عملهای زیادی از آنان مجال بروز یابد. در حقیقت در جنگ، انگیزهها، شرایط فردی و محیطی و ... دست به دست هم داده و زمینههای بروز ابتكار عمل و نبوغ نظامی افراد را بهوجود میآورند كه این ابتكار عمل و نبوغ نظامی میتواند زمینههای رسیدن به پیروزی را تقویت كند. با شروع جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه كشورمان نیز، هرچند آمادگی رزمی ارتش به دلیل شرایط ویژه ناشی از انقلاب در مقایسه با ارتش عراق پایین بود، اما استفاده بهینه از نیروهای نظامی كشورمان، بخصوص ارتشیان با تجربه، متخصص و كارآزموده موجب شد تا بلافاصله آمادگیهای لازم جهت كسب پیروزیهای مهم برای جمهوری اسلامی ایران به دست آید. بیشتر این نیروها به دلیل علقههای میهنی و دینی، داوطلبانه جایگاه امن و آسایش خود را رها كرده و به جبهههای جنگ شتافتند، تخصص، تجربه و مهارت خود را در اختیار مسئولان جنگ قرار دادند و به دلیل قرار گرفتن در شرایط و محیط جنگ روزبهروز بر توان و تجربیات نظامی آنان افزوده شد. شهید امیر سرلشكر مسعود منفرد نیاكی از جمله این افراد است كه در تاریخ دفاع مقدس یكی از پیشكسوتان جهاد بود و به رغم كهولت سن (حدود 58 سال) همواره در هنگام عملیاتها، در خط مقدم و در كنار نیروهای تحت امرش حضور داشت. در شروع جنگ، او فرماندهی لشكر 88 زرهی زاهدان را بر عهده داشت كه داوطلبانه با نیروهای خود به جبهههای جنوب عزیمت كرده و در آنجا در تاریخ 20/1/1360 فرماندهی لشكر 92 زرهی اهواز به او واگذار میشود. با این مسئولیت، او در عملیاتهای مختلف طراح، طریقالقدس، تنگه چزابه، فتحالمبین، بیتالمقدس، رمضان و والفجر 1 شركت كرده و با مشاركت سایر فرماندهان ارتش، پیروزیهای ارزشمندی نصیب نیروهای جمهوری اسلامی ایران شد.
سرهنگ علی اكبر اصلانی میگوید: وقتی شهید نیاكی فرمانده لشكر 92 شد، به همه یكانها سركشی میكرد و به یكان ما هم آمد؛ در آن زمان من فرمانده آتشبار یكم گردان 388 توپخانه لشكر 92 بودم. اولین جملهای كه ایشان گفت این بود كه میخواهم تكتك شما را از نزدیك زیارت كنم و این وعده را از شما بگیرم كه این دشمن متجاوز را از خاك كشورمان بیرون كنیم. ایشان در ادامه گفت: «من سرباز پیری هستم و به این سربازی افتخار میكنم. چهره من سوخته است چون تمام خدمتم را در یكانهای صف گذراندهام، الان هم دست به سوی شمادراز میكنم و از شما میخواهم در این امر مقدس كمك كنید و این قول را به من بدهید كه این دشمن را كه در ارتفاعات الله اكبر مستقر شده از كشورمان بیرون كنیم.» سپس شهید نیاكی با همه سربازان روبوسی كرد و رفت.1
در اینجا شهید نیاكی اولین قدم اساسی در انجام عملیاتهای جنگی را كه همانا برقراری ارتباط مناسب با نیروهای تحت امر است برمیدارد، زیرا نوع و شكل رابطهای كه فرمانده با تكتك افراد بر قرار میكند، مهمترین عامل مؤثر در پیروزی یا شكست او در جنگ است. همچنین یكی از معاونان شهید نیاكی میگوید: یك روز به همراه شهیدنیاكی، یك راننده و یك محافظ به خط مقدم رفته بودیم. وقتی پیاده شدیم، جناب نیاكی به طرف مواضع دشمن حركت كرد و همینطور به جلو میرفت. طبیعتاً ما هم باید پشت سرش میرفتیم. من عرض كردم، جناب سرهنگ خطرناك است، صلاح نیست شما به عنوان فرمانده لشكر جلو بروید. اگر خدای ناكرده اسیر شوید، خیلی مشكلساز میشوید. ایشان نگاهی به من كرد و گفت: (اولا ما كارت شناسایی و درجه نداریم كه ما را بشناسند، در ثانی باید من بروم جلو و نقطه علمیاتی راشناسایی كنم تا بتوانم با خیال راحت و وجدان آسوده، سربازان و درجهداران را برای انجام عملیات به اینجا بكشانم).2 در اینجا هم شهید نیاكی به یكی دیگر از اصول فرماندهی كه كسب اطلاع دقیق از وضعیت دشمن، موانع، نقاط ضعف و قوت و ... و طرحریزی دقیق عملیات است توجه داشتهاند. دانش و میزان شناخت و آگاهی فرمانده از موقعیت و وضعیت خودی و دشمن، از عوامل مؤثر در ابتكار عمل و نبوغ نظامی اوست و اساس، پایه و پیش نیاز هر عملی محسوب میشود و بدون شناخت و آگاهی لازم، یك فرمانده نمیتواند تصمیمگیری، ابتكار عمل و اقدام مناسبی داشته باشد.
درمورد دیگری، سرتیپ «راعی دهقی» كه به همراه سرلشكر منفرد نیاكی در عملیات الله اكبر (خیبر) حضور داشته و از نزدیك شاهد اقدامات این فرمانده دلیر ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده است، میگوید: «در منطقه حمدان در نزدیكی ارتفاعات الله اكبر نیروهای ما كپ كرده بودند و جلو نمیرفتند. شهید نیاكی كه در منطقه حضور داشت، كُلت خود را به دست گرفت و به جلو افتاد و به تانكها اشاره كرد كه به دنبال او بروند و خود جلوتر از تانكها حركت كرد. تانكها پشت سر او به راه افتادند و شجاعت و از خودگذشتگی این فرمانده لایق باعث شد كه عملیات در آن منطقه كه گره خورده بود به موفقیت برسد. چه بسا كه اگر این مرد حركت نمیكرد، نه تنها نمیتوانستیم پیشروی كنیم، بلكه امكان این خطر نیز وجود داشت كه در زیر فشار حملات دشمن همگی نابود شویم.»3 در اینجا هم شهید نیاكی ابتكار عمل و نبوغ نظامی خود را نمایش میگذارد. او كه فردی شجاع و دلیر در همه صحنههای جنگ بود، در این لحظه حساس عملیات با اتكا به پروردگار و بهرهگیری از تجربه و مهارت خود به صف دشمن میزند و آثار بسیار مطلوب و مناسبی را كه همان شهامت، شجاعت، ایثار و اتكا به خداوند متعال و ... است در بین نیروهای تحت امر خود برجای میگذارد. همین جرأت و جسارت فردی و قدرت درونی و ایمان فرماندهانی مانند شهید نیاكی بود كه در كنار عوامل دیگر موجب افتخارآفرینیها و حماسههای دوران دفاع مقدس شد و آنجا كه در عمل، كار به جایی میرسید كه همه افراد مأیوس میشدند و یكان رزم در حال فروپاشی بود، این خصیصه فرماندهان به همراه نبوغ نظامی و ابتكار عمل آنان، روحیه نبرد را در افراد زنده میكرد و پلی برای دستیابی آنان به پیروزی میشد.
شهید سپهبد علی صیاد شیرازی هم در خاطراتش میگوید: در یكی از ساختمانهای سوسنگرد نشسته بودیم... برادر ردانیپور گفت: اگر موافقید چراغها را خاموش كنیم و دعای توسل بخوانیم. این سخن به دل همه چسبید و دعای توسل شروع شد. واقعاً اشك ریخته میشد، ناگهان متوجه هقهق یكی از حضار شدم، بهطوری كه گریه او همه را تحتالشعاع قرار داده بود. نگاه كردم دیدم سرهنگ نیاكی است، پیرمردترین مرد نه تنها جمع ما، بلكه كل ارتش و ما از او پیرتر نداشتیم. او دستمال سفیدی را جلو صورتش گرفته بود و گریه میكرد. من با دیدن گریه او در خود احساس حقارت كردم و گفتم: ما میگوییم تعهدمان بیشتر است و انقلابیتر هستیم و مدعی هم هستیم، ولی به حال این پیرمرد نرسیدیم. این خاطره را بعد از عملیات طریقالقدس برای حضرت امام(ره) بیان كردم. حضرت امام(ره) فرمودند: این، اصل رجعت انسان به فطرت خود میباشد. اینها دلشان نور الهی دیده و قلبشان روشن شده است. بروید از این فضای نورانی بهرهبرداری كنید.4
این خاطره شهید صیاد درخصوص شهید نیاكی و سایر خاطرات بیان شده نیز بیانگر ایمان و اعتقاد قوی شهید نیاكی به عنوان یكی از ویژگیهای اصلی فرماندهی است. ایمان و اعتقاد الهی با دید، نگرش و جهانبینی خاصی كه به انسان میدهد، او رااز انحصار تنگ و تاریك مادی رها كرده و متوجه ابعاد دیگر شخصیت انسانی میكند. این نگرش باعث میشود كه فرمانده در هیچ حال مأیوس و افسرده نشده و با نفس قوی و اراده و توان كافی دست به ابتكار عمل و خلاقیت زده و بدینترتیب نبوغ نظامی خود را آشكار سازد.
پاورقی:
1 – رد پای پیر، علیرضا پوربزرگ، انتشارات خادمالرضا(ع)، 1384، ص 39.
2 – هجرت به فطرت (خاطرات همسر امیر سرلشكر شهید منفرد نیاكی)، حسین زكریایی، سازمان حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، 1383، ص 26.
3– رد پای پیر، همان، ص 34.
4 – همان، ص 70.
aja.ir
یكی از نكات مهم و اساسی در هر جنگی، استفاده بهینه از نیروهای نظامی بخصوص افراد خلاق و نبوغ نظامی آنهاست كه اگر این نیروها به شكلی مناسب، هدایت و سازماندهی شوند، كارآیی آنان بسیار افزایش یافته و كسب پیروزی آسان میشود. از طرفی خود جنگ هم زمینههایی را مهیا میكند – به لحاظ سختیها و تهدیدهای تحمیل شده – تا استعدادهای نهفته و قابلیتهای پنهان افراد حاضر در جنگ آشكار شده، خلاقیتها و ابتكار عملهای زیادی از آنان مجال بروز یابد. در حقیقت در جنگ، انگیزهها، شرایط فردی و محیطی و ... دست به دست هم داده و زمینههای بروز ابتكار عمل و نبوغ نظامی افراد را بهوجود میآورند كه این ابتكار عمل و نبوغ نظامی میتواند زمینههای رسیدن به پیروزی را تقویت كند. با شروع جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه كشورمان نیز، هرچند آمادگی رزمی ارتش به دلیل شرایط ویژه ناشی از انقلاب در مقایسه با ارتش عراق پایین بود، اما استفاده بهینه از نیروهای نظامی كشورمان، بخصوص ارتشیان با تجربه، متخصص و كارآزموده موجب شد تا بلافاصله آمادگیهای لازم جهت كسب پیروزیهای مهم برای جمهوری اسلامی ایران به دست آید. بیشتر این نیروها به دلیل علقههای میهنی و دینی، داوطلبانه جایگاه امن و آسایش خود را رها كرده و به جبهههای جنگ شتافتند، تخصص، تجربه و مهارت خود را در اختیار مسئولان جنگ قرار دادند و به دلیل قرار گرفتن در شرایط و محیط جنگ روزبهروز بر توان و تجربیات نظامی آنان افزوده شد. شهید امیر سرلشكر مسعود منفرد نیاكی از جمله این افراد است كه در تاریخ دفاع مقدس یكی از پیشكسوتان جهاد بود و به رغم كهولت سن (حدود 58 سال) همواره در هنگام عملیاتها، در خط مقدم و در كنار نیروهای تحت امرش حضور داشت. در شروع جنگ، او فرماندهی لشكر 88 زرهی زاهدان را بر عهده داشت كه داوطلبانه با نیروهای خود به جبهههای جنوب عزیمت كرده و در آنجا در تاریخ 20/1/1360 فرماندهی لشكر 92 زرهی اهواز به او واگذار میشود. با این مسئولیت، او در عملیاتهای مختلف طراح، طریقالقدس، تنگه چزابه، فتحالمبین، بیتالمقدس، رمضان و والفجر 1 شركت كرده و با مشاركت سایر فرماندهان ارتش، پیروزیهای ارزشمندی نصیب نیروهای جمهوری اسلامی ایران شد.
سرهنگ علی اكبر اصلانی میگوید: وقتی شهید نیاكی فرمانده لشكر 92 شد، به همه یكانها سركشی میكرد و به یكان ما هم آمد؛ در آن زمان من فرمانده آتشبار یكم گردان 388 توپخانه لشكر 92 بودم. اولین جملهای كه ایشان گفت این بود كه میخواهم تكتك شما را از نزدیك زیارت كنم و این وعده را از شما بگیرم كه این دشمن متجاوز را از خاك كشورمان بیرون كنیم. ایشان در ادامه گفت: «من سرباز پیری هستم و به این سربازی افتخار میكنم. چهره من سوخته است چون تمام خدمتم را در یكانهای صف گذراندهام، الان هم دست به سوی شمادراز میكنم و از شما میخواهم در این امر مقدس كمك كنید و این قول را به من بدهید كه این دشمن را كه در ارتفاعات الله اكبر مستقر شده از كشورمان بیرون كنیم.» سپس شهید نیاكی با همه سربازان روبوسی كرد و رفت.1
در اینجا شهید نیاكی اولین قدم اساسی در انجام عملیاتهای جنگی را كه همانا برقراری ارتباط مناسب با نیروهای تحت امر است برمیدارد، زیرا نوع و شكل رابطهای كه فرمانده با تكتك افراد بر قرار میكند، مهمترین عامل مؤثر در پیروزی یا شكست او در جنگ است. همچنین یكی از معاونان شهید نیاكی میگوید: یك روز به همراه شهیدنیاكی، یك راننده و یك محافظ به خط مقدم رفته بودیم. وقتی پیاده شدیم، جناب نیاكی به طرف مواضع دشمن حركت كرد و همینطور به جلو میرفت. طبیعتاً ما هم باید پشت سرش میرفتیم. من عرض كردم، جناب سرهنگ خطرناك است، صلاح نیست شما به عنوان فرمانده لشكر جلو بروید. اگر خدای ناكرده اسیر شوید، خیلی مشكلساز میشوید. ایشان نگاهی به من كرد و گفت: (اولا ما كارت شناسایی و درجه نداریم كه ما را بشناسند، در ثانی باید من بروم جلو و نقطه علمیاتی راشناسایی كنم تا بتوانم با خیال راحت و وجدان آسوده، سربازان و درجهداران را برای انجام عملیات به اینجا بكشانم).2 در اینجا هم شهید نیاكی به یكی دیگر از اصول فرماندهی كه كسب اطلاع دقیق از وضعیت دشمن، موانع، نقاط ضعف و قوت و ... و طرحریزی دقیق عملیات است توجه داشتهاند. دانش و میزان شناخت و آگاهی فرمانده از موقعیت و وضعیت خودی و دشمن، از عوامل مؤثر در ابتكار عمل و نبوغ نظامی اوست و اساس، پایه و پیش نیاز هر عملی محسوب میشود و بدون شناخت و آگاهی لازم، یك فرمانده نمیتواند تصمیمگیری، ابتكار عمل و اقدام مناسبی داشته باشد.
درمورد دیگری، سرتیپ «راعی دهقی» كه به همراه سرلشكر منفرد نیاكی در عملیات الله اكبر (خیبر) حضور داشته و از نزدیك شاهد اقدامات این فرمانده دلیر ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده است، میگوید: «در منطقه حمدان در نزدیكی ارتفاعات الله اكبر نیروهای ما كپ كرده بودند و جلو نمیرفتند. شهید نیاكی كه در منطقه حضور داشت، كُلت خود را به دست گرفت و به جلو افتاد و به تانكها اشاره كرد كه به دنبال او بروند و خود جلوتر از تانكها حركت كرد. تانكها پشت سر او به راه افتادند و شجاعت و از خودگذشتگی این فرمانده لایق باعث شد كه عملیات در آن منطقه كه گره خورده بود به موفقیت برسد. چه بسا كه اگر این مرد حركت نمیكرد، نه تنها نمیتوانستیم پیشروی كنیم، بلكه امكان این خطر نیز وجود داشت كه در زیر فشار حملات دشمن همگی نابود شویم.»3 در اینجا هم شهید نیاكی ابتكار عمل و نبوغ نظامی خود را نمایش میگذارد. او كه فردی شجاع و دلیر در همه صحنههای جنگ بود، در این لحظه حساس عملیات با اتكا به پروردگار و بهرهگیری از تجربه و مهارت خود به صف دشمن میزند و آثار بسیار مطلوب و مناسبی را كه همان شهامت، شجاعت، ایثار و اتكا به خداوند متعال و ... است در بین نیروهای تحت امر خود برجای میگذارد. همین جرأت و جسارت فردی و قدرت درونی و ایمان فرماندهانی مانند شهید نیاكی بود كه در كنار عوامل دیگر موجب افتخارآفرینیها و حماسههای دوران دفاع مقدس شد و آنجا كه در عمل، كار به جایی میرسید كه همه افراد مأیوس میشدند و یكان رزم در حال فروپاشی بود، این خصیصه فرماندهان به همراه نبوغ نظامی و ابتكار عمل آنان، روحیه نبرد را در افراد زنده میكرد و پلی برای دستیابی آنان به پیروزی میشد.
شهید سپهبد علی صیاد شیرازی هم در خاطراتش میگوید: در یكی از ساختمانهای سوسنگرد نشسته بودیم... برادر ردانیپور گفت: اگر موافقید چراغها را خاموش كنیم و دعای توسل بخوانیم. این سخن به دل همه چسبید و دعای توسل شروع شد. واقعاً اشك ریخته میشد، ناگهان متوجه هقهق یكی از حضار شدم، بهطوری كه گریه او همه را تحتالشعاع قرار داده بود. نگاه كردم دیدم سرهنگ نیاكی است، پیرمردترین مرد نه تنها جمع ما، بلكه كل ارتش و ما از او پیرتر نداشتیم. او دستمال سفیدی را جلو صورتش گرفته بود و گریه میكرد. من با دیدن گریه او در خود احساس حقارت كردم و گفتم: ما میگوییم تعهدمان بیشتر است و انقلابیتر هستیم و مدعی هم هستیم، ولی به حال این پیرمرد نرسیدیم. این خاطره را بعد از عملیات طریقالقدس برای حضرت امام(ره) بیان كردم. حضرت امام(ره) فرمودند: این، اصل رجعت انسان به فطرت خود میباشد. اینها دلشان نور الهی دیده و قلبشان روشن شده است. بروید از این فضای نورانی بهرهبرداری كنید.4
این خاطره شهید صیاد درخصوص شهید نیاكی و سایر خاطرات بیان شده نیز بیانگر ایمان و اعتقاد قوی شهید نیاكی به عنوان یكی از ویژگیهای اصلی فرماندهی است. ایمان و اعتقاد الهی با دید، نگرش و جهانبینی خاصی كه به انسان میدهد، او رااز انحصار تنگ و تاریك مادی رها كرده و متوجه ابعاد دیگر شخصیت انسانی میكند. این نگرش باعث میشود كه فرمانده در هیچ حال مأیوس و افسرده نشده و با نفس قوی و اراده و توان كافی دست به ابتكار عمل و خلاقیت زده و بدینترتیب نبوغ نظامی خود را آشكار سازد.
پاورقی:
1 – رد پای پیر، علیرضا پوربزرگ، انتشارات خادمالرضا(ع)، 1384، ص 39.
2 – هجرت به فطرت (خاطرات همسر امیر سرلشكر شهید منفرد نیاكی)، حسین زكریایی، سازمان حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، 1383، ص 26.
3– رد پای پیر، همان، ص 34.
4 – همان، ص 70.
aja.ir
نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
تبلیغات