عدم تقارن و جنگ نامتقارن
پنجشنبه 17 بهمن 1387 11:46 ب.ظنوع مطلب :عمومی ،
عدم تقارن و جنگ نامتقارن
چكیده:
دهة آخر قرن بیستم شاهد ظهور و توسعة اصطلاحی در ادبیات نظامی غرب شد كه هرچند عملاً ریشه در تاریخ دارد اما برای اولین بار بود كه به صورت رسمی در استراتژیها و اسناد رسمی نظامی جایگاه ویژهای پیدا كرد. توجه به رویكرد نامتقارن در حقیقت ناشی از عدم تقارن به وجود آمده در مناسبات و نیروهای بینالمللی پس از فروپاشی قدرت اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. از این پس بود كه این واژگان و مشتقات آنها به سرعت در میان استراتژیها، دكترینها و آییننامههای رزمی مطرح گردیده و توجهات كارشناسان مباحث استراتژیك و نظامی را به خود جلب كردند.
صاحبنظران و كارشناسان مباحث استراتژیك بهویژه در غرب به این نتیجه رسیدهاند كه عدم تقارن به وجود آمده در صحنة روابط بینالملل نتیجهای جز رویكردهای نامتقارن از سوی دولتها و نیروهای ضعیفتر نخواهد داشت.
واژههای كلیدی
عدم تقارن، نامتقارن، غیــر متقــارن، جنـگ نامتقـارن؛ تـوازن قوا، تأثیـر استراتژیك، دكتریـن، عـدم قطـعـیـت.
بهنظر میرسـد قبل از هرچیز لازم است ابتـدا درخصوص واژة نامتقارن و ریشـة این لغت بحثی داشته باشیم تا مفهوم آن كاملاً روشن شود. بدیهـی است داشتـن درك و تصـور هرچه دقیقتر و صحیحتر از یك مفهوم مساوی با شناخت هرچه بهتـر و دقیقتر آن خواهد بود. ریشه كلمة نامتقارن در زبان عربی از فعل ثلاثی مجرد «قَرَنَ» بر وزن فَعَلَ است كه به معنی «نزدیك شد»، میباشد و «تقارن» باب تفاعل «قَرَنَ» است. از خصوصیات عملكردی این باب در زبان عربی این است كه دو شیء با یكدیگر به صورت متقابل در تعامل هستند؛ بنابراین در سادهترین بیان میتوان تقارن (symetry) را به معنای قرینه بودن دو چیز با یكدیگر تعریف كرد. با این تعریف متقارن اسم فاعل تقارن و نامتقارن ضد آن خواهد بود.
در بررسی ادبیات لاتین و بهویژه ادبیات نظامی كه اخیراً باب آن باز شده، در این خصوص به جای سه واژه عربی (مصطلح در زبان فارسی) تقارن، عدم تقارن و نامتقارن چهار واژه با تناظر زیر به چشم میخورد:
تقارن:symetry
عدم تقارن:asymetry
نامتقارن:Asymetric ،Desymetric
در نگاه اول اینگونه به نظر میرسـد كه بین دو واژه اخیر كه اتفاقاً هر دو به معنای نامتقارن هستنـد تفاوتی وجود ندارد و صرفاًناشی از قواعد گرامری زبان انگلیسـی و یا فرانسه هستند كه با قرار دادنA و یا De بر سر اسمها آنهـا را متضاد میكنند. مطالعه در مفاد مقالات و كتب نگاشته شـده در این زمینه ما را به نتیجه زیر میرساند:
در حالت وجود تقارن بین دو شیء در واقع آن دو عین یكدیگرند اما وقتی حالت عدم تقارن برقرار می شود یكی از این دو شیء كاملاً متفاوت از دیگری است، این تفاوت میتواند از نظر شكل ظاهری، حجم، وزن، زیبایی، ارزش و قیمت و یا تركیبی از اینها باشد. در زبان و ادبیات فارسی ضربالمثل فیل و فنجان میتواند نمونهای از عدم تقارن در حجم و وزن باشد. وقتی زاغ با طاووس مقایسه می شود، هدف، نشان دادن عدم تقارن بین این دو و تفاوت بیش از حد زیبایی میان آنهاست و ...
بنابراین و از آنجایی كه در حالت عدم تقارن، دو شیء كاملاً متفاوت از ابعاد مختلف،رو به روی یكدیگر قرار میگیرند هریك به نامی جداگانه نیاز دارند تا از یكدیگر كاملاً متمایز شوند. متأسفانه در زبان فارسی هنوز این واژهسازی براساس مفهوم ذكر شده فوق صورت نگرفته است و لذا هنگامی كه از هر دو این شیء با عنوان نا متقارن (asymetric) یاد میكنیم شنونده قادر به تشخیص شیء واقعی نخواهد بود. گفته شد كه در حالت عدم تقارن در هرحال یكی از دو شیءنسبت به دیگری بزرگتر، سنگینتر، زیباتر و .. است. این شیء را در زبان لاتین با واژة desymetric و شیء كوچكتر، سبكتر، كمزیباتر و ... را با واژه asymetricمشخص كردهاند.
در حوزة نظامی نیز این مرزبندی كاملاً رعایت شده و اقدام نظامی را كه نیروی ظاهراً ضعیفتر علیه نیروی بزرگتر انجام میدهد جنگ نامتقارن (asymetric warfare) و اقدام و جنگ یك نیروی كاملاً بزرگ علیه كوچكتر را (desymetric warfare) نام نهادهاند كه ما به ابتكار خود از آن به عنوان «جنگ غیرمتقارن» یاد كردهایم و این مرزبندی را در ترجمة كتاب «جنگهای نامتقارن» كه توسط انستیتوی روابط بینالملل و استراتژیك (IRIS) فرانسه منتشر گردیده به كار گرفتهایم.
چرا جنگ نامتقارن؟
تاریخ مكتوب بشر نشان میدهد كه در عصرها و دورههایی قدرتهایی ظهور و بروز یافتهاند كه از نظر امكانات فناوری، نظامی، سیاسی و اقتصادی فاصلة بسیار زیادی بار قبای خود گرفتهاند. بدیهی است كه این موضوع فقط به دورة حاضر برنمیگردد؛ بلكه در تمام طول دوران گذشته این مسئله بارها به وجود آمده است. در چنین شرایطی كه حالت عدم تقارن (desymetry) بین دو رقیب بهوجود آمده، رقیب ضعیفتر با آگاهی از قدرت كاملاً برتر و مسلط رقیب قویتر و با علم و یقین به اینكه در یك رویارویی متعارف شكست او قطعی خواهد بود، به دنبال راههایی غیر از راههای معمول بوده تا دشمن خود را شكست دهد و یا حداقل از پیروزی آسان و سهلالوصول او جلوگیری كند. در این زمینه مثالها و نمونههای فراوانی در تاریخ به چشم میخورد. این نمونهها حتی در كتابهای مذهبی مانند عهد عتیق نیز وجود دارد. در تورات آمده است كه حضرت داود(ع) در دورة جوانی و در حومة بیتالمقدس توانست در یك جنگ كاملاً نابرابر بر جالوت پیروز شود. این چوپان جوان در مقابل یك غول مجهز به سلاح قوی با استفاده از نبوغ نظامی و استعداد خود از مبارزه تن به تن اجتناب كرد و با یك قلاب سنگ (فلاخن) ساده، دشمن خود را از ناحیة سر، تا سرحد مرگ مضروب ساخت. رابطة این دو نیرو كاملاً نابرابر و نامتوازن بود، اما با این وجود، طرف ضعیفتر پیروز میدان شد. در كتاب تورات آمده است: «بنابراین حضرت داود با یك قلاب سنگ (فلاخن) و یك سنگ، قویتر از جالوت بود. او بیآنكه شمشیری در دست داشته باشد، جالوت را بر زمین كوبید و نابود كرد.»1
در تمام دورانهای گذشته هرگاه كه قدرتی غیر قابل رقابت ظهور كرده، رقبای آنها به دنبال رویكردهای نامتقارن بودهاند. بدون ذكر موارد فراوان در گذشته كه مجال آنها در این مقاله نیست تازهترین ظهور رویكرد نامتقارن به دوران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و مطرح شدن آمریكا به عنوان تنها ابرقدرت جهان بازمیگردد.
«در تمام دوران جنگ سرد، در روابط بین آمریكا و اتحاد جماهیر شوروی (سابق) تقارن حاكم بود. هر دو طرف توانایی نزدیكی نسبت به هم داشتند و به كمك این عامل اساسی بود كه رقابت بین دو ابرقدرت، توازن قوایی را كه به مثابه بهترین تضمین حفظ صلح بود، از بین برد. با این حال دو بار (در ویتنام و سپس در افغانستان) نیروهای آمریكایی و شوروی سابق ناگزیر از مواجهه با دشمنی گردیدند كه از ابزار و روشهای نامتقارن بهره میگرفت و در هر دو مورد لشكركشی نظامی به شكستی فاحش منجر گردید. از پایان جنگ سرد تاكنون، این توازن قوا جای خود را به یك عدم تناسب آشكار بین آمریكا و متحدینش از یك سو و بازیگران مشخصی به مثابه دشمنان بالقوه كه منشأ تهدید بودند، از سوی دیگر، داده است.2
با فروپاشی شوروی، آمریكاییها به این نتیجه رسیدند كه در یك صحنة جنگ متعارف هیچ نیروی نظامی كلاسیكی در جهان وجود ندارد كه توانایی مقابله و شكست آنها را داشته باشد. اما آنها با واقعبینی خاص خود به این نتیجه نیز رسیدند كه عدم وجود یك نیروی نظامی كلاسیك متناسب به معنای فقدان و یا كاهش تهدید نخواهد بود. آنها به خوبـی از تاریخ و واقعیتهای موجود آموخته بودند كه از بین رفتن توازن قوا، سربرآوردن رویكردها و تهدیدات نا متقارن را به دنبال خواهد داشت.
بر همین اساس بود كه به تدریج اصطلاحات عدم تقارن، نا متقارن و غیرمتقارن در ادبیات نظامی غرب و بویژه آمریكا مشاهده شد.
به طور رسمی و برای نخستینبار اصطلاح عدم تقارن و جنگ نامتقارن در گزارش نیروی دفاعی چهار سالانه (QDR)3 در سال 1997 توسط وزارت دفاع آمریكا به كار گرفته شد نیروی زمینی آمریكا با ارائه تعریفی كاربردی از جنگ نامتقارن آن را اینگونه تعریف كرده است: «دشمنان ممكن است،تلاش كنند تا با استفاده از نقاط ضعف ما و به كارگیری شیوههای كاملاً متفاوت با شیوههای نظامی آمریكا، قوای ما را مغلوب و تضعیف كنند.»
در دسامبر 1999 استراتژی امنیت ملی آمریكا برای قرن جدید (سند اصلی امنیت ملی آمریكا) در تعریف جنگ نامتقارن مینویسد: «رویكردهای نامتعارفی كه دشمن ضمن بهرهبرداری از نقاط آسیبپذیر ما، از نقاط قوت ما برحذر مانده یا آنها را تضعیف كند.»
ستاد مشترك ارتش آمریكا نیز جنگ نامتقارن را اینگونه تعریف میكند: «بهكارگیری رویكردهای غیر قابل پیشبینی یا غیر متعارف برای خنثی كردن یا تضعیف قوای دشمن و در عین حال بهرهبرداری از نقاط آسیبپذیر او از طریق فناوریهای غیرقابل انتظار و یا روشهای مبتكرانه.»
در اینجا تعریف انستیتو روابط بینالملل و استراتژیك (IRIS) پاریس از جنگ نامتقارن را نیز ارائه میدهیم: «از منظر راهبردی، تقارن به مفهوم مبارزه با سلاحهای برابر، تصور شده و غیر متقارن (desymetric) به معنای تلاش یكی از طرفهای متخاصم برای دستیابی به بررسی كیفی و یا كمی جنگ است و جنگ نامتقارن مربوط به عكس این اقدام است. یعنی بهرهگیری از تمام نقاط ضعف دشمن برای آسیب رساندن هرچه بیشتر به آن.»4
رویكرد نامتقارن به مثابه تنهاترین حربه
نكته قابل توجه و قابل ذكر این است كه هرچند ظاهراً رویكرد نامتقارن یك انتخاب است، اما در واقع تحمیلی از جانب نیروی غیر متقارن است. این درست است كه از نظر ظاهری رویارویی و مواجهه با نیروی غیر متقارن میتوان از روشهای كلاسیك استفاده كرد، اما این فقط یك راه كار ممكن است؛ راهكاری كه شكست قطعی آن از پیش كاملاً آشكار گردیده است. ژنرال آنتونی زینی فرمانده وقت نیروی زمینی آمریكا در جنگ اول خلیج فارس میگوید: «تنها دلیلی كه باعث شد عملیات طوفان صحرا موفق شود این بود كه ما با یگانه ابله جهان جنگیدیم كه از حماقت كافی برای رویارویی مستقیم و كلاسیك با ما برخوردار بود.»5
از زمانی كه عراقیها مقابله جبههای را پذیرفتند هیچگونه شانسی برای پیروزی نداشتند و حتی اگر آنها مقاومت بیشتری از خود نشان میدادند شاید موفق میشدند فقط چند هفتهای جنگ را طولانیتر كنند. ارتش عراق تلاش كرد «به شیوة غربی» بجنگد، اما شكست خورد. در آخرین ساعات، هنگام عملیات زمینی كه حدود یكصد ساعت به طول انجامید ارتش عراق دریافت كه عقبنشینی تنها گزینه مناسب برای نجات یكانهای مهمتر مانند گارد جمهوری است. عراقیها به این ترتیب تمامی اشتباهات ممكن در یك جنگ را مرتكب شدند و از این رو شكست آنان اجتنابناپذیر بود. با این وجود، در خلال این دوره ارتش عراق نشان داد كه قادر به انجام جنگ به شیوة نامتقارن بود حتی اگر این شیوة جنگ بخش كوچكی از راهبرد این كشور محسوب میشد. فرماندهی عراق آگاهانه و یا ناآگاهانه، متوجه گردید كه پاشنه آشیل ائتلاف، اسرائیل است. به كارگیری موشكهای اسكاد علیه اسرائیل شاهكاری از یك جنگ نامتقارن بود كه توانست برای ساعاتی نیروهای ائتلاف را به تردید اندازد.
آنچه كه تاكنون به عنوان یك اصل تردیدپذیر، پذیرفته شده؛ این است كه تمامی موفقیتهای مخالفین آمریكا در مقابل این كشور با رویكردهای نامتقارن بوده است. جنگ ویتنام، نبرد موگادیشو (پایتخت سومالی) در سال 1993 كه تعداد اندكی از رزمندگان سومالیایی 18 نفر از زبدهترین نیروهای آمریكایی با عنوان دلتا(delta force) را كشته و 70 نفر را زخمی كردند و چند فروند بالگرد آپاچی را ساقط نمودند، تجربة كوزوو و بالاخره حادثه 11 سپتامبر؛ تماماً نمونههایی است كه دشمنان آمریكا توانستهاند با استفاده از اقدامات نامتقارن ضرباتی گهگاه بسیار مهلك را بر پیكره آن وارد نمایند.
بنابراین با استفاده از منطق دیالكتیك میتوان چنین نتیجهگیری كرد كه اساساً نیروی غیرمتقارن، پرورش دهنده نیروی متقارن و برانگیزانندة آن برای انجام اقدامات نامتقارن علیه خود او است.
پینوشتها:
1- جنگهای نامتقارن، بارتلمی كورمونت، داركو ریبینیكار، مترجمین؛ علی سجادی انصاری، غلامرضا آتشفراز، نشر آجا چاپ اول، 1385، صص 33 و 34.
2- همان منبع، ص103.
3- Quadrennial DefenceReviw- جنگهای نامتقارن، بارتلمی كورمونت، داركو ریبینیكار، مترجمین؛ علی سجادی انصاری، غلامرضا آتشفراز، نشر آجا چاپ اول، 1385، صص 33 و 34.
5- همان منبع، ص123.
6- Military review، جولای آگوست 2003.
7-همان منبع.
aja.ir
چكیده:
دهة آخر قرن بیستم شاهد ظهور و توسعة اصطلاحی در ادبیات نظامی غرب شد كه هرچند عملاً ریشه در تاریخ دارد اما برای اولین بار بود كه به صورت رسمی در استراتژیها و اسناد رسمی نظامی جایگاه ویژهای پیدا كرد. توجه به رویكرد نامتقارن در حقیقت ناشی از عدم تقارن به وجود آمده در مناسبات و نیروهای بینالمللی پس از فروپاشی قدرت اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. از این پس بود كه این واژگان و مشتقات آنها به سرعت در میان استراتژیها، دكترینها و آییننامههای رزمی مطرح گردیده و توجهات كارشناسان مباحث استراتژیك و نظامی را به خود جلب كردند.
صاحبنظران و كارشناسان مباحث استراتژیك بهویژه در غرب به این نتیجه رسیدهاند كه عدم تقارن به وجود آمده در صحنة روابط بینالملل نتیجهای جز رویكردهای نامتقارن از سوی دولتها و نیروهای ضعیفتر نخواهد داشت.
واژههای كلیدی
عدم تقارن، نامتقارن، غیــر متقــارن، جنـگ نامتقـارن؛ تـوازن قوا، تأثیـر استراتژیك، دكتریـن، عـدم قطـعـیـت.
بهنظر میرسـد قبل از هرچیز لازم است ابتـدا درخصوص واژة نامتقارن و ریشـة این لغت بحثی داشته باشیم تا مفهوم آن كاملاً روشن شود. بدیهـی است داشتـن درك و تصـور هرچه دقیقتر و صحیحتر از یك مفهوم مساوی با شناخت هرچه بهتـر و دقیقتر آن خواهد بود. ریشه كلمة نامتقارن در زبان عربی از فعل ثلاثی مجرد «قَرَنَ» بر وزن فَعَلَ است كه به معنی «نزدیك شد»، میباشد و «تقارن» باب تفاعل «قَرَنَ» است. از خصوصیات عملكردی این باب در زبان عربی این است كه دو شیء با یكدیگر به صورت متقابل در تعامل هستند؛ بنابراین در سادهترین بیان میتوان تقارن (symetry) را به معنای قرینه بودن دو چیز با یكدیگر تعریف كرد. با این تعریف متقارن اسم فاعل تقارن و نامتقارن ضد آن خواهد بود.
در بررسی ادبیات لاتین و بهویژه ادبیات نظامی كه اخیراً باب آن باز شده، در این خصوص به جای سه واژه عربی (مصطلح در زبان فارسی) تقارن، عدم تقارن و نامتقارن چهار واژه با تناظر زیر به چشم میخورد:
تقارن:symetry
عدم تقارن:asymetry
نامتقارن:Asymetric ،Desymetric
در نگاه اول اینگونه به نظر میرسـد كه بین دو واژه اخیر كه اتفاقاً هر دو به معنای نامتقارن هستنـد تفاوتی وجود ندارد و صرفاًناشی از قواعد گرامری زبان انگلیسـی و یا فرانسه هستند كه با قرار دادنA و یا De بر سر اسمها آنهـا را متضاد میكنند. مطالعه در مفاد مقالات و كتب نگاشته شـده در این زمینه ما را به نتیجه زیر میرساند:
در حالت وجود تقارن بین دو شیء در واقع آن دو عین یكدیگرند اما وقتی حالت عدم تقارن برقرار می شود یكی از این دو شیء كاملاً متفاوت از دیگری است، این تفاوت میتواند از نظر شكل ظاهری، حجم، وزن، زیبایی، ارزش و قیمت و یا تركیبی از اینها باشد. در زبان و ادبیات فارسی ضربالمثل فیل و فنجان میتواند نمونهای از عدم تقارن در حجم و وزن باشد. وقتی زاغ با طاووس مقایسه می شود، هدف، نشان دادن عدم تقارن بین این دو و تفاوت بیش از حد زیبایی میان آنهاست و ...
بنابراین و از آنجایی كه در حالت عدم تقارن، دو شیء كاملاً متفاوت از ابعاد مختلف،رو به روی یكدیگر قرار میگیرند هریك به نامی جداگانه نیاز دارند تا از یكدیگر كاملاً متمایز شوند. متأسفانه در زبان فارسی هنوز این واژهسازی براساس مفهوم ذكر شده فوق صورت نگرفته است و لذا هنگامی كه از هر دو این شیء با عنوان نا متقارن (asymetric) یاد میكنیم شنونده قادر به تشخیص شیء واقعی نخواهد بود. گفته شد كه در حالت عدم تقارن در هرحال یكی از دو شیءنسبت به دیگری بزرگتر، سنگینتر، زیباتر و .. است. این شیء را در زبان لاتین با واژة desymetric و شیء كوچكتر، سبكتر، كمزیباتر و ... را با واژه asymetricمشخص كردهاند.
در حوزة نظامی نیز این مرزبندی كاملاً رعایت شده و اقدام نظامی را كه نیروی ظاهراً ضعیفتر علیه نیروی بزرگتر انجام میدهد جنگ نامتقارن (asymetric warfare) و اقدام و جنگ یك نیروی كاملاً بزرگ علیه كوچكتر را (desymetric warfare) نام نهادهاند كه ما به ابتكار خود از آن به عنوان «جنگ غیرمتقارن» یاد كردهایم و این مرزبندی را در ترجمة كتاب «جنگهای نامتقارن» كه توسط انستیتوی روابط بینالملل و استراتژیك (IRIS) فرانسه منتشر گردیده به كار گرفتهایم.
چرا جنگ نامتقارن؟
تاریخ مكتوب بشر نشان میدهد كه در عصرها و دورههایی قدرتهایی ظهور و بروز یافتهاند كه از نظر امكانات فناوری، نظامی، سیاسی و اقتصادی فاصلة بسیار زیادی بار قبای خود گرفتهاند. بدیهی است كه این موضوع فقط به دورة حاضر برنمیگردد؛ بلكه در تمام طول دوران گذشته این مسئله بارها به وجود آمده است. در چنین شرایطی كه حالت عدم تقارن (desymetry) بین دو رقیب بهوجود آمده، رقیب ضعیفتر با آگاهی از قدرت كاملاً برتر و مسلط رقیب قویتر و با علم و یقین به اینكه در یك رویارویی متعارف شكست او قطعی خواهد بود، به دنبال راههایی غیر از راههای معمول بوده تا دشمن خود را شكست دهد و یا حداقل از پیروزی آسان و سهلالوصول او جلوگیری كند. در این زمینه مثالها و نمونههای فراوانی در تاریخ به چشم میخورد. این نمونهها حتی در كتابهای مذهبی مانند عهد عتیق نیز وجود دارد. در تورات آمده است كه حضرت داود(ع) در دورة جوانی و در حومة بیتالمقدس توانست در یك جنگ كاملاً نابرابر بر جالوت پیروز شود. این چوپان جوان در مقابل یك غول مجهز به سلاح قوی با استفاده از نبوغ نظامی و استعداد خود از مبارزه تن به تن اجتناب كرد و با یك قلاب سنگ (فلاخن) ساده، دشمن خود را از ناحیة سر، تا سرحد مرگ مضروب ساخت. رابطة این دو نیرو كاملاً نابرابر و نامتوازن بود، اما با این وجود، طرف ضعیفتر پیروز میدان شد. در كتاب تورات آمده است: «بنابراین حضرت داود با یك قلاب سنگ (فلاخن) و یك سنگ، قویتر از جالوت بود. او بیآنكه شمشیری در دست داشته باشد، جالوت را بر زمین كوبید و نابود كرد.»1
در تمام دورانهای گذشته هرگاه كه قدرتی غیر قابل رقابت ظهور كرده، رقبای آنها به دنبال رویكردهای نامتقارن بودهاند. بدون ذكر موارد فراوان در گذشته كه مجال آنها در این مقاله نیست تازهترین ظهور رویكرد نامتقارن به دوران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و مطرح شدن آمریكا به عنوان تنها ابرقدرت جهان بازمیگردد.
«در تمام دوران جنگ سرد، در روابط بین آمریكا و اتحاد جماهیر شوروی (سابق) تقارن حاكم بود. هر دو طرف توانایی نزدیكی نسبت به هم داشتند و به كمك این عامل اساسی بود كه رقابت بین دو ابرقدرت، توازن قوایی را كه به مثابه بهترین تضمین حفظ صلح بود، از بین برد. با این حال دو بار (در ویتنام و سپس در افغانستان) نیروهای آمریكایی و شوروی سابق ناگزیر از مواجهه با دشمنی گردیدند كه از ابزار و روشهای نامتقارن بهره میگرفت و در هر دو مورد لشكركشی نظامی به شكستی فاحش منجر گردید. از پایان جنگ سرد تاكنون، این توازن قوا جای خود را به یك عدم تناسب آشكار بین آمریكا و متحدینش از یك سو و بازیگران مشخصی به مثابه دشمنان بالقوه كه منشأ تهدید بودند، از سوی دیگر، داده است.2
با فروپاشی شوروی، آمریكاییها به این نتیجه رسیدند كه در یك صحنة جنگ متعارف هیچ نیروی نظامی كلاسیكی در جهان وجود ندارد كه توانایی مقابله و شكست آنها را داشته باشد. اما آنها با واقعبینی خاص خود به این نتیجه نیز رسیدند كه عدم وجود یك نیروی نظامی كلاسیك متناسب به معنای فقدان و یا كاهش تهدید نخواهد بود. آنها به خوبـی از تاریخ و واقعیتهای موجود آموخته بودند كه از بین رفتن توازن قوا، سربرآوردن رویكردها و تهدیدات نا متقارن را به دنبال خواهد داشت.
بر همین اساس بود كه به تدریج اصطلاحات عدم تقارن، نا متقارن و غیرمتقارن در ادبیات نظامی غرب و بویژه آمریكا مشاهده شد.
به طور رسمی و برای نخستینبار اصطلاح عدم تقارن و جنگ نامتقارن در گزارش نیروی دفاعی چهار سالانه (QDR)3 در سال 1997 توسط وزارت دفاع آمریكا به كار گرفته شد نیروی زمینی آمریكا با ارائه تعریفی كاربردی از جنگ نامتقارن آن را اینگونه تعریف كرده است: «دشمنان ممكن است،تلاش كنند تا با استفاده از نقاط ضعف ما و به كارگیری شیوههای كاملاً متفاوت با شیوههای نظامی آمریكا، قوای ما را مغلوب و تضعیف كنند.»
در دسامبر 1999 استراتژی امنیت ملی آمریكا برای قرن جدید (سند اصلی امنیت ملی آمریكا) در تعریف جنگ نامتقارن مینویسد: «رویكردهای نامتعارفی كه دشمن ضمن بهرهبرداری از نقاط آسیبپذیر ما، از نقاط قوت ما برحذر مانده یا آنها را تضعیف كند.»
ستاد مشترك ارتش آمریكا نیز جنگ نامتقارن را اینگونه تعریف میكند: «بهكارگیری رویكردهای غیر قابل پیشبینی یا غیر متعارف برای خنثی كردن یا تضعیف قوای دشمن و در عین حال بهرهبرداری از نقاط آسیبپذیر او از طریق فناوریهای غیرقابل انتظار و یا روشهای مبتكرانه.»
در اینجا تعریف انستیتو روابط بینالملل و استراتژیك (IRIS) پاریس از جنگ نامتقارن را نیز ارائه میدهیم: «از منظر راهبردی، تقارن به مفهوم مبارزه با سلاحهای برابر، تصور شده و غیر متقارن (desymetric) به معنای تلاش یكی از طرفهای متخاصم برای دستیابی به بررسی كیفی و یا كمی جنگ است و جنگ نامتقارن مربوط به عكس این اقدام است. یعنی بهرهگیری از تمام نقاط ضعف دشمن برای آسیب رساندن هرچه بیشتر به آن.»4
رویكرد نامتقارن به مثابه تنهاترین حربه
نكته قابل توجه و قابل ذكر این است كه هرچند ظاهراً رویكرد نامتقارن یك انتخاب است، اما در واقع تحمیلی از جانب نیروی غیر متقارن است. این درست است كه از نظر ظاهری رویارویی و مواجهه با نیروی غیر متقارن میتوان از روشهای كلاسیك استفاده كرد، اما این فقط یك راه كار ممكن است؛ راهكاری كه شكست قطعی آن از پیش كاملاً آشكار گردیده است. ژنرال آنتونی زینی فرمانده وقت نیروی زمینی آمریكا در جنگ اول خلیج فارس میگوید: «تنها دلیلی كه باعث شد عملیات طوفان صحرا موفق شود این بود كه ما با یگانه ابله جهان جنگیدیم كه از حماقت كافی برای رویارویی مستقیم و كلاسیك با ما برخوردار بود.»5
از زمانی كه عراقیها مقابله جبههای را پذیرفتند هیچگونه شانسی برای پیروزی نداشتند و حتی اگر آنها مقاومت بیشتری از خود نشان میدادند شاید موفق میشدند فقط چند هفتهای جنگ را طولانیتر كنند. ارتش عراق تلاش كرد «به شیوة غربی» بجنگد، اما شكست خورد. در آخرین ساعات، هنگام عملیات زمینی كه حدود یكصد ساعت به طول انجامید ارتش عراق دریافت كه عقبنشینی تنها گزینه مناسب برای نجات یكانهای مهمتر مانند گارد جمهوری است. عراقیها به این ترتیب تمامی اشتباهات ممكن در یك جنگ را مرتكب شدند و از این رو شكست آنان اجتنابناپذیر بود. با این وجود، در خلال این دوره ارتش عراق نشان داد كه قادر به انجام جنگ به شیوة نامتقارن بود حتی اگر این شیوة جنگ بخش كوچكی از راهبرد این كشور محسوب میشد. فرماندهی عراق آگاهانه و یا ناآگاهانه، متوجه گردید كه پاشنه آشیل ائتلاف، اسرائیل است. به كارگیری موشكهای اسكاد علیه اسرائیل شاهكاری از یك جنگ نامتقارن بود كه توانست برای ساعاتی نیروهای ائتلاف را به تردید اندازد.
آنچه كه تاكنون به عنوان یك اصل تردیدپذیر، پذیرفته شده؛ این است كه تمامی موفقیتهای مخالفین آمریكا در مقابل این كشور با رویكردهای نامتقارن بوده است. جنگ ویتنام، نبرد موگادیشو (پایتخت سومالی) در سال 1993 كه تعداد اندكی از رزمندگان سومالیایی 18 نفر از زبدهترین نیروهای آمریكایی با عنوان دلتا(delta force) را كشته و 70 نفر را زخمی كردند و چند فروند بالگرد آپاچی را ساقط نمودند، تجربة كوزوو و بالاخره حادثه 11 سپتامبر؛ تماماً نمونههایی است كه دشمنان آمریكا توانستهاند با استفاده از اقدامات نامتقارن ضرباتی گهگاه بسیار مهلك را بر پیكره آن وارد نمایند.
بنابراین با استفاده از منطق دیالكتیك میتوان چنین نتیجهگیری كرد كه اساساً نیروی غیرمتقارن، پرورش دهنده نیروی متقارن و برانگیزانندة آن برای انجام اقدامات نامتقارن علیه خود او است.
پینوشتها:
1- جنگهای نامتقارن، بارتلمی كورمونت، داركو ریبینیكار، مترجمین؛ علی سجادی انصاری، غلامرضا آتشفراز، نشر آجا چاپ اول، 1385، صص 33 و 34.
2- همان منبع، ص103.
3- Quadrennial DefenceReviw- جنگهای نامتقارن، بارتلمی كورمونت، داركو ریبینیكار، مترجمین؛ علی سجادی انصاری، غلامرضا آتشفراز، نشر آجا چاپ اول، 1385، صص 33 و 34.
5- همان منبع، ص123.
6- Military review، جولای آگوست 2003.
7-همان منبع.
aja.ir
نوشته شده توسط: صمد | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
تبلیغات